در شرایطی که فاشیسم دینی در محاصرة بحرانهای عمیق ساختاری، نارضایتیهای سراسری و تنشهای بیسابقهٔ منطقهیی و بینالمللی قرار دارد، توسل دورهای دستگاه تبلیغاتی آن به سالگرد ۱۳ آبان و باز تولید شعارهای بهاصطلاح «ضداستکباری»، بیش از آن که نمایش قدرت باشد، بازتاب نیاز مبرم حاکمیت به یک پروپاگاندای نخنما و نمایش جنگافروزی برای صف بستن در برابر شرایط انفجاری جامعهٔ ایران است.
جعل حافظة تاریخی؛ مصادرهٔ یک روز تاریخی در انقلاب ضدسلطنتی
۱۳ آبان ۱۳۵۷ یکی از نقاط عطف در جریان انقلاب ضدسلطنتی بود؛ روزی که دانشگاه تهران هدف یورش گارد شاهنشاهی قرار گرفت و به خاک و خون کشیده شدن دانشآموزان و دانشجویان، وجدان عمومی جامعه را تکان داد. انتشار تصاویر دلخراش این سرکوب اعتصابات گسترده و سقوط دولت شریفامامی را تسریع کرد و نسل جوان ایران را بیشازپیش به میدان آورد.
اما خمینی، این سارق بزرگ رهبری انقلاب ضدسلطنتی درست یکسال بعد با اشغال سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، این روز تاریخی را مصادره کرد تا جنبش رهاییبخش مردم را زیر سایهٔ ماجراجوییهای تروریستی و جنگافروزانه به حاشیه براند. هدف اصلی گروگانگیری کارمندان سفارت آمریکا ساماندهی یک کودتای سیاسی درونمرزی بود؛ اقدامی که بهتصویبرساندن قانون اساسی ولایت فقیه و حذف نیروهای مستقل، ترقیخواه و جریانهای رقیب از صحنهٔ سیاسی ایران را هموار کرد.
اعترافات صریح مهرههای امنیتی و قضایی رژیم در آن سالیان، نقاب را از این دجالگری کنار میزند:
موسوی اردبیلی، قاضیالقضات وقت خمینی:
«این حرکت منجر به سقوط دولت موقت، منزوی شدن لیبرالها، سردرگمی گروههای چپ و مجاهدین و افشای چهرهٔ واقعی آنها شد» (رادیو تهران. ۱۳ آبان ۱۳۶۴).
محمدعلی جعفری، فرمانده پیشین سپاه:
«اگر در ۱۳ آبان سال ۵۸ بساط لانه جاسوسی آمریکا جمع نمیشد، آمریکا این شیطان بزرگ میتوانست با هدایت مستقیم عناصر داخلی و حمایت مستقیم از لیبرالها و تکنوکراتهای غربگرا در همان دهه اول انقلاب اسلامی را با شکست مواجه کند» (جوان آنلاین. ۱۳ آبان ۱۳۹۷)
کارکرد شعار «مرگ بر آمریکا» در بنبست کنونی
رژیم ولایت فقیه بیش از چهار دهه از کارت «دشمن خارجی» بهعنوان ابزار کنترل جامعه بهره برده است. در وضعیت فعلی، این سازوکار دچار فرسودگی کامل شده اما بهدلیل انسداد مسیرها، حاکمیت چارهای جز تکرار نمایشهای مهوع خیابانی در سالگرد ۱۳ آبان ندارد.
در جامعهیی که با تورم افسارگسیخته، فروپاشی اقتصادی، بحرانهای معیشتی و خطر همیشگی خیزشهای مردمی مواجه است، کوبیدن بر طبل «دشمنی با استکبار!» آخرین ترفند برای نامگذاری هر صدای اعتراضی بهنام «توطئه بیگانه» و مشروعیتبخشی به سرکوب داخلی است.
کینگ مجتبی امروز در تقاطع حساسی میان ورود به یک رویارویی ویرانگر منطقهیی یا تندادن به مذاکره و عقبنشینی همهجانبه گرفتار شده است:
از یکسو پذیرش شروط طرفهای بینالمللی بهمعنای دستکشیدن از بازوهای نیابتی، برنامههای موشکی و اهرمهای منطقهیی و قرار گرفتن در برابر جامعهٔ انفجاری ایران است، از دیگرسو ورود به جنگی تمامعیار، بهای سنگینی بر پیکرهٔ فرسودهٔ زیرساختها وارد کرده و شکاف میان حاکمیت و مردم را به نقطهٔ تعارض میرساند.
فرجام یک حربهٔ تاریخی
آنچه مسلم است دیگر این پروپاگاندای تاریخمصرفگذشته دردی از این رژیم دوا نمیکند. جامعهٔ ایران که نسل جوان و دانشگاهی آن پیشگام اعتراضات خیابانی بودهاند، مرزبندی آشکاری با این پروپاگاندا ترسیم کرده و ریشهٔ اصلی بحرانهای کنونی را در سازوکارهای فاشیستی این رژیم و اصل ضدایرانی ولایت فقیه جستوجو میکند. تکرار هر سالهٔ نمایش ۱۳ آبان توسط دستگاههای حکومتی، بیش از هر چیز هراس سیستماتیک از فرو ریختن روایتی است که حاکمیت موجودیت خود را به آن گره زده است.