728 x 90

پشت پرده‌ٔ نیاز ولی‌فقیه نورسیده به اعدام جوانان در ملأ عام

پشت پرده‌ٔ نیاز ولی‌فقیه نورسیده به اعدام جوانان در ملأ عام
پشت پرده‌ٔ نیاز ولی‌فقیه نورسیده به اعدام جوانان در ملأ عام

اعدام جوانان شورشگر در اصفهان با پاسخ خشمگینانه و شجاعانه مردم مواجه شد و دامنه‌ٔ آن هم‌چنان ادامه دارد، اما پرسش تعیین‌کننده این است که چرا حاکمیت در شرایط کنونی به چنین قساوتی روی آورده است. برای پی‌بردن به ریشه‌های ساختاری و نظری این «خشونت دولتی» باید ماهیت نظام ولایت فقیه را مورد واکاوی قرار داد.

حاکمیت استبدادی آخوندی از همان نخستین روزهای شکل‌گیری، از آنجا که فاقد پایگاه مردمی و بیگانه با خواست‌های دموکراتیک جامعه بود، تداوم بقای خود را در گرو دست‌یازی به خشونت عریان دید. این نظام با سوءاستفاده از مفاهیم دینی، مجازات‌های عصر پیشاتمدن -از جمله تازیانه، سنگسار، سوزاندن، قطع عضو و اعدام‌های وحشیانه- را در قوانین خود نهادینه کرد.

در این میان، تضادی آشکار و چشمگیر در رفتار حاکمیت نمایان است. آنان زمانی که نوبت به ابزار سرکوب، جنگ‌افروزی و حفظ قدرت می‌رسد، با دست باز به سراغ آخرین دست‌آوردهای تکنولوژیک جهان مانند غنی‌سازی اورانیوم، ساخت موشک‌های دوربرد و پهپاد می‌روند. اما همین که بحث به قوانین قضایی و حقوق انسان‌ها می‌رسد، عامدانه جامعه ایران را به دوران پیش از منشور حمورابی بازمی‌گردانند.

نگاه واپسگرایانه و عاری از انسانیت طراحان این دستگاه سرکوب به‌روشنی در آیین‌نامه‌های قضایی‌شان خودنمایی می‌کند. برای نمونه، در آیین‌نامه اجرایی حکم اعدام قید شده است که زمان اجرای حکم باید اول طلوع آفتاب باشد، چرا که آفتاب را از مطهرات می‌دانند و مدعی هستند که مجرم قبل از تابش نور خورشید باید معدوم شود تا تطهیر نگردد و ناپاک از دنیا برود. این حجم از خشونت‌ورزی کلامی و ساختاری، نشان‌دهنده طینتی است که از قساوت تغذیه می‌کند.

در شرایطی که در جهان امروز بسیاری از کشورهای جهان مجازات اعدام را به‌طور کامل لغو کرده‌اند و ده‌ها کشور دیگر سال‌هاست آن را به‌حالت تعلیق درآورده‌اند، ایران تحت حاکمیت آخوندها رکورددار بیشترین و وحشیانه‌ترین نوع اعدام‌‌ها در جهان است. هدف اصلی رژیم از اجرای اعدام به‌ویژه اعدام‌های سیاسی در ملأعام و در برابر دیدگان کودکان، تبدیل این جنایت دولتی به یک شمشیر داموکلس هراس بر بالای سر جامعه است تا از این طریق، مانع از شکل‌گیری و زبانه کشیدن اعتراضات مردمی‌ شود.

اما سؤال اساسی این است که آیا بیش از ۴ دهه به شلاق بستن تن‌ها در میدان‌ها و حلق‌آویز کردن جان‌ها در انظار عمومی، توانسته است فرجه بقا برای این رژیم بخرد؟ آیا ماشین کشتار توانسته آتش اعتراضات را خاموش کند؟

تجربه سال‌های اخیر و به‌ویژه پاسخ خروشان مردم اصفهان در میدان علیخانی با شعار کوبنده «بی‌شرف، بی‌شرف» به‌روشنی اثبات کرد که استراتژی ترس کارآیی خود را از دست داده است. اعدام‌های پی‌درپی نه تنها جامعه را دچار رعب و انفعال نکرده، بلکه موجی از خشم و انزجار عمومی را دامن زده و وجدان‌های جریحه‌دار شده جدیدی را به صحنه مبارزه کشانده است. هر جنایت تازه، عزم جوانان شورشگر را برای ایستادگی و سرنگونی این استبداد خون‌ریز جزم‌تر می‌کند.

ولی‌فقیه نورسیده بیش از سلف خود از مرگ ارتزاق می‌کند، این مترسک لرزان در وانفسای بحران‌های خفه‌کننده اقتصادی و سیاسی، بیش‌از‌پیش نیازمند اعدام است تا جامعهٔ انفجاری ایران را مهار کند. اما زمانی که جامعه از مرگ نترسید و شجاعانه در برابر چوبه‌های دار ایستاد، حربه ارعاب اثر معکوس می‌گذارد. اصرار بر اجرای جنایات قرون‌وسطایی نه تنها این رژیم را از مرگ محتوم نجات نخواهد داد، بلکه عقربه‌های ساعت‌شمار سرنگونی را جلوتر می‌کشد؛ چرا که این رژیم با هر اعدام، گرهی محکم‌تر بر طناب دارِ خود می‌زند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/968421c0-094f-41d1-a06e-3e49faaa43f4"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات