ظهر پنجشنبه ۱۴ فروردین، اژهای سردژخیم قضاییه جلادان با انتشار بیانیهیی از مرگ آخوند دژخیم حسینعلی نیری رئیس هیأت مرگ خمینی در قتلعام زندانیان سیاسی در سال۶۷ خبر داد.
دژخیم نیری در سال ۶۰ یکی از سه حاکم شرع خمینی ملعون برای کشتار مجاهدین بود و بسیاری از دختران و پسران دانشآموز و دانشجوی مجاهد خلق با حکم نیری تیرباران شدند. نیری اولین کسی بود که خمینی در حکم قتلعام همهٔ مجاهدین سرموضع، از او نام میبرد و خطاب به او و سایر اعضای هیأت مرگ مینویسد: «کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند، محارب و محکوم به اعدام میباشند... امیدوارم با خشم و کینهٔ انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهدهٔ آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند أشداء علی الکفار باشند...».
دژخیم نیری۳۴سال پس از قتلعام مجاهدین، در توضیح علت اصلی قتلعام مجاهدین گفت: «آن برهه شرایط ویژهیی بود. وضع مملکت بحرانی بود. یعنی اگر قاطعیت امام نبود شاید ما اصلاً این امنیت را نداشتیم. شاید اصلاً وضعیت طور دیگری بود. شاید اصلاً نظام نمیماند. روزی ۵۰ - ۶۰ تا ترور در تهران و شهرهای دیگر اتفاق میافتاد». او در اولین اظهارنظر در بارهٔ قتلعام۶۷ میگوید: «در این شرایط بحرانی باید چه کرد؟ باید حکم قاطعی داد. آنکه دادگاه را اداره میکند و مسائل در دستش است باید مسأله را جمع کند. در این شرایط که نمیشود با “قربانت بروم و فدایت بشوم” کشور را اداره کرد!» (سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۹تیر ۱۴۰۱).
روز دوشنبه ۲۴ مرداد در جریان دیدار منتظری با اعضای هیأت مرگ، نیری طرف اصلی بحث با منتظری بود و در پاسخ به جانشین وقت خمینی که میگفت «ماه محرم است اقلا در ماه محرم از امام حسین شرم کنید»؛ با شقاوت خواستار اعدام هر چه زودتر ۲۰۰ مجاهد دیگر در همان ماه شد.
آخوند مقیسه جلاد قتلعام در زندان گوهردشت در کلیپی که بعد از هلاکتش منتشر شد، درباره اصرار خمینی بر نسلکشی مجاهدین پس از دیدار هیأت مرگ با منتظری میگوید: «بعد از یک روز آمدیم رفتیم جماران یعنی ۷ نفر، دو زانو زدیم. امام رو مبل نشسته با عرق چین و عبا. آقای نیری توضیح داد که اینطوری شده که ما رفتیم قم این شده این شده این شده، [خمینی] گفت این قضیه به خودم مربوط میشود. شما کار به قم جاهای دیگر نداشته باشید. دقت کنید که یک نفر از این منافقین از حکم الهی فرار نکنه».
در زمستان سال۶۷ خمینی با رضایت از قساوت نیری و رئیسی جلاد در نسلکشی مجاهدین، طی سه حکم جداگانه نیری و رئیسی را مأمور رسیدگی به پروندههای نیمهکاره و اعدام زندانیان در شهرهای مختلف کرد. خمینی در یکی از این حکمها به تاریخ اول بهمن ۶۷ نیری و رئیسی را در عمل بالای سر شورای عالی قضایی رژیم قرار داد و خطاب به آنها نوشت: «کلیهٔ پروندههایی که تاکنون در آن شورا با کمال تعجب راکد مانده است، در اختیار نیری و رئیسی قرار دهید، تا هر چه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند، که درنگ جایز نیست».
در دیدار ۲۴مرداد۶۷ هیأت مرگ با منتظری قائممقام وقت خمینی، منتظری، اعضای هیأت مرگ شامل نیری و رئیسی را «بزرگترین جنایتکاران» که «تاریخ آنها را محکوم میکند» خواند و با قرائت نامههایش دربارهٔ قتلعام مجاهدین سرموضع، گفت: «مجاهدین خلق اشخاص نیستند... این فکر است... این فکر را ما بایستی با فکر از بین میبردیم، حالا ما نداشتیم کسی که با منطق صحبت کند... اینگونه قتلعام بدون محاکمه آن هم نسبت به زندانی و اسیر قطعاً در دراز مدت بهنفع آنهاست و دنیا ما را محکوم میکند... مجاهدین خلق اشخاص نیستند، یک سنخ فکر و برداشتند، یک نحو منطقند... . با کشتن حل نمیشود، بلکه ترویج میشود».