در هفتهها و روزهایی که ماشین اعدام نظام ولایی ــ آخوندی در سایهی جنگ خارجی در حال کشتار زندانیان قیامی و سیاسی بوده است، در ۲ روز گذشته ۳ واقعهی مهم علیه سیاست متکی بر اعدام رخ داد و نتیجه بخشید.
ــ مردم رشت در همبستگی با زندانیان اعتصابی، در تجمعی قابل توجه، یکپارچه فریاد زدند: تا لغو حکم اعدام ــ ایستادهایم تا پایان!
ــ در میدان علیخانی اصفهان، مردم روبهروی چوبهی «دار»، علیه جلادان در حال اعدام یک زندانی، فریاد زدند: بیشرف، بیشرف!
ــ زندانیان اعتصابی در زندان قزلحصار کرج با ۲ هفته اعتصاب غذا برای توقف حکم اعدام، به پیروزی رسیدند و حاکمیت را وادار به عقبنشینی کردند. ۶ زندانی که برای اعدام به سلولهای انفرادی منتقل شده بود، به بند عمومی نزد یارانشان بازگشتند.
حاکمیت خواست با اعدام در ملأ عام، سیاست «النصر بالرعب» را پیش ببرد، ولی مردم مغلوب و مرعوب که نشدند، حاکمیت را هدف گرفتند.
«سهشنبههای نه به اعدام» با نزدیک به ۳ سال کارزار بیتوقف، پیامش به جامعهی ایران رسید و پاسخ تقدیر دریافت نمود.
شبکههای اجتماعی و اینترنتی مملو از هشتگ #نه_به_اعدام شده است. فضای نه به اعدام در حال گسترش است و باید به فتح سراسر ایران بینجامد.
پایداری و مقاومت که از حیطهی پیشتاز به جامعه سرایت یابد، از چنان قدرت و پشتوانهای برخوردار میشود که حاکمیت جلادان اعدامزی، جز عقبنشینی، هیچ راهی ندارد. بنابراین باید جبههی «نه به اعدام» را گسترش داد.
رژیم ملایان در بحرانیترین وضعیت داخلی و بینالمللی، با مسألهی بود و نبود مواجه شده است. برای فرار از ضربهپذیرترین شرایط، سیاست تشدید اعدام را پیشه کرده و جنگافروزیِ خارجی، پوشش این بحران است. آنچه به منافع ملی ایران برمیگردد، نه به جنگ، نه به سلطهی دیکتاتوری مذهبی، نه به اعدام و آری به صلح و آزادی است.
اکنون تجربهی روزهای گذشته نشان میدهد که ایستادگی سازمانیافته و همبستگی اجتماعی میتواند ماشین سرکوب را به عقب براند. هنگامی که صدای زندانیان از پشت دیوارهای زندان به خیابانها، شهرها و شبکههای اجتماعی راه مییابد، خواست توقف اعدام از یک مطالبهی محدود فراتر میرود و به خواستی عمومی تبدیل میشود. این پیوند میان مقاومت زندانیان و اعتراض مردم، نقطهی قوت کارزار «نه به اعدام» است.
هر اقدام اعتراضی، هر تجمع همبسته و هر فریاد علیه اعدام، دیوار هراس را فرسودهتر و شکنندهتر میکند. حاکمیت میکوشد با ایجاد وحشت، جامعه را به سکوت وادارد؛ اما هنگامی که مردم در برابر چوبهی دار میایستند و زندانیان با پایداری جمعی از حق زندگی دفاع میکنند، ابزار ارعاب کارکرد پیشین خود را از دست میدهد. عقبنشینی در قزلحصار نیز نشان داد که مقاومت، اگر استمرار و پشتوانهی اجتماعی داشته باشد، میتواند نتیجهای ملموس بهدست آورد.
از اینرو، گسترش کارزار «نه به اعدام» وظیفهای انسانی و مسئولیتی ملی است. این جبهه میتواند با پیوند دادن خانوادههای زندانیان، جوانان، زنان، کارگران، دانشجویان و همهی اقشار جامعه، دامنهی مخالفت با اعدام را فراگیرتر کند و میتواند همبستگی گستردهتر برای آزادی و عدالت را فراهم سازد.
پیام روشن این تحولات آن است که جامعهای که از قیام دی ۱۴۰۴ عبور نموده، در برابر سیاست مرگ و ارعاب تسلیم نمیشود. راه پیش رو، استمرار مقاومت، گسترش همبستگی و رساندن صدای زندانیان به سراسر ایران است. «نه به اعدام» باید از یک شعار به جبههی فراگیر نفی تمامیت نظام ولایت فقیه تبدیل شود.