گزیده رسانهها-۲۵ بهمن
زالوهای اقتصادی
دیکتاتوری آخوندی در چنبره تضادها و شکاف باندهای مافیایی، با ناتوانی دست و پا میزند. از سوی دیگر چپاولگران ثروت ملی و جیب مردم یعنی همان کارگزاران دزد این رژیم اهریمنی، هر روز بیشتر از روز قبل، به غارت میلیاردی مشغولند. رسانههای حکومتی نیز با کنار زدن گوشهیی از پرده و نیمنگاهی به این شکافهای عمیق و این چپاول نجومی، به نوک کوه یخ از این ظلم و ستم پرداختهاند.
توسعه ایرانی: لزوم حذف زالوهای اقتصادی بهجای تعدیل نیروی کار
با وجود آن که بخش مهمی از تولید و اشتغال کشور بر دوش بنگاههای کوچک و متوسط است اما نااطمینانی و فضای تعلیق اقتصادی، ادامه حیات این بنگاهها را به چالش کشیده و آنها را به سمت اتخاذ سیاستهایی چون کاهش ساعات کاری، توقف سرمایهگذاری، کاهش ظرفیت فعالیت، تعویق دستمزدها و... کرده، سیاستهایی که در بلندمدت تولید و اشتغال را زیر ضرب خواهد برد. …
نمیتوان از کارگر انتظار داشت با افزایش ۳۰درصدی حقوق در مقابل تورم ۱۰۰درصدی به کار خود ادامه دهد و در چنین شرایطی بدنه تولیدی کشور از نیروی کار خالی خواهد شد…
وقتی قدرت خرید جامعه بهدلیل افت ارزش پول ملی نصف شده باشد، شرکتها در چرخش سرمایه و فروش محصولات خود دچار بنبست میشوند. علاوه بر مسائل بانکی و ارزی، تنشهای اجتماعی نیز بر توانایی نیروی کار تأثیر گذاشته و مدیریت محیطهای کارگری را دشوارتر کرده است. …
شاهد هستیم که عدهیی بهراحتی میتوانند میلیاردها تسهیلات دریافت کنند. اگر در این رویهها تجدیدنظر نشود، چرا باید از ریزش نیروی کار صحبت کنیم؟ بهتر است درباره لزوم حذف «زالوهای اقتصادی» گفتگو کنیم. اگر این افراد که خون اقتصاد ایران را میمکند، دست از گلوی مردم بردارند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. کسانی که مسئول تعیین «تراستیها» (کارگزاران ارزی) بودهاند، باید اکنون پولهای برنگشته به کشور را وصول کنند
توسعه ایرانی: برای دولت ابزار دیگری جز مالیاتستانی باقی نمانده است
تمام آمارها و شاخصها حاکی از ورود اقتصاد به رکود تورمی است و در این شرایط معمولاً دولتها به کاهش مالیاتها، برای افزایش درآمد ملی از طریق تحریک تقاضا، روی میآورند اما در ایران، خلاف این روند طی شده است. …
بررسی لایحه بودجه ۱۴۰۵ نشان میدهد دولت بار دیگر چشم به افزایش درآمدهای مالیاتی دوخته است؛ آنهم در شرایطی که کسبوکارها با تورم بالا، قطعی اینترنت، تعطیلیهای مکرر ناشی از کمبود انرژی، قیمتگذاری دستوری و نااطمینانیهای سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند.
سیاست روز: نقد کردن کالابرگ با کسر ۱۵ درصد؛ زنگ خطر تکرار تجربه تلخ کوپن
ایجاد بازار سیاه برای فروش کالابرگ و همچنین اقدام برخی فروشگاهها در نقد کردن اعتبار مردم با کسر ۱۵ درصد از مبلغ، نه تنها مغایر با روح عدالت محور این سیاست است، بلکه عملاً بخشی از حمایت دولتی را به جیب واسطهها و سودجویان سرازیر میکند. این روند اگر کنترل نشود، میتواند به تدریج اعتماد عمومی به طرح را کاهش داده و آن را از کارکرد اصلی خود دور کند.
تجربه نظام کوپنی در دهههای گذشته نشان داد هر گاه نظارت کافی وجود نداشته باشد، زمینه برای شکلگیری رانت، واسطهگری و فساد فراهم میشود.
اگر کالابرگ نیز به ابزاری برای خرید و فروش امتیاز و کسب سودهای نامشروع تبدیل شود، نه تنها به هدف حمایت از اقشار آسیبپذیر نمیرسد، بلکه به چرخهای از بیعدالتی و نارضایتی اجتماعی دامن میزند.
دنیای اقتصاد: سهم دهکها از کاهش رفاه
تجربه کشورها در زمانهای مختلف نشان داده است فقر و نابرابری پدیدههایی مجزا هستند؛ به این معنا که افزایش یکی لزوماً بهمعنای افزایش دیگری نیست، اما آنچه در ایران رخ داده، افزایش همزمان فقر و نابرابری بوده است.
احساس بیعدالتی و تبعیض، تحقیرشدگی و افت منزلت، فشارهای مضاعفی است که در شرایط نابرابری اجتماعی بر فقرا وارد میشود. کاهش همبستگی اجتماعی و اعتماد عمومی، افزایش خشونت و آسیبهای اجتماعی، پیامدهای خطرناکی است که در نتیجه افزایش همزمان فقر و نابرابری در جامعه رخ میدهد. بررسی میزان هزینه دهکهای مختلف نشاندهنده افزایش همزمان فقر و نابرابری در سال۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۰ است. میانگین هزینه خانوارهای ایرانی در این مدت بهطور میانگین ۱۰درصد افت کرده است. افت هزینه در دهکهای مختلف بسیار متفاوت بوده است؛ بهگونهایکه این افت در دهکهای پایین بسیار شدیدتر رخ داده است. … از میان چهار حالت قابل تصور برای تغییرات فقر و نابرابری در یک جامعه، بدترین حالت ممکن، یعنی افزایش همزمان فقر و نابرابری، در جامعه ایران اتفاق افتاده است.
جهان صنعت: رقابت وعدهها، پیروزی تورم
چهار دهه وعده و چهار دهه تورم. اگر قرار باشد اقتصاد ایران را در یک جمله خلاصه کنیم شاید همین کافی باشد: دولتها آمدند و شعارها تغییر کرد اما عددها چندان عوض نشد. از سازندگی و اصلاحات تا عدالتمحوری، تدبیر و دولت مردمی هر جریان سیاسی با نسخهای تازه برای نجات اقتصاد پا بهمیدان گذاشت اما آنچه در پایان هر دوره در حافظه مردم باقی مانده نه بیانیهها که نرخ تورم، قیمت دلار و قدرت خرید فرسوده بوده است. …
این گزارش با تکیه بر اعداد رسمی میکوشد کارنامه هر دولت را در آینه عملکرد واقعی آن نشان دهد؛ آیینهای که بیرحمتر از هر شعار سیاسی قضاوت میکند. …
تورم نه یک حادثه بلکه یک ساختار است. تا زمانی که شبکه بانکی اصلاح نشده، کسری بودجه مهار نشود و بانک مرکزی استقلال عملی نیابد تغییر دولتها تنها صورت مسأله را عوض میکند و نه پاسخ را. …
توسعه ایرانی: جمهوری اسلامی ناگزیر به گامنهادن خلاف جهت تابوهای همیشگی است
امروز در شرایطی قرار داریم که ناکامی سیاست خارجی کشور آشکار شده است. راهبرد بازدارندگی و مقابله با فشارها و تهدیدهای خارجی، که از طریق شکلدهی و تقویت نیروهای متحد مسلح در منطقه دنبال میشد، با شکست مطلق مواجه شده و سیاست «اقتصاد مقاومتی» نیز شرایط زندگی میلیونها ایرانی را روزبهروز دشوارتر کرده است. ادامه غنیسازی با هدف بازدارندگی، فشارهای سنگینی بر کشور وارد کرده و نتایج مورد انتظار را به همراه نداشته است. …
جمهوری اسلامی ناگزیر است گامهایی بردارد که در تمام این سالها حتی سخن گفتن از آنها ممنوع بود. کشور ما در وضعیتی حساس و پرمخاطره قرار دارد. بیاعتمادی بخش بزرگی از مردم به حاکمیت به سطحی رسیده که در تاریخ معاصر ایران تقریباً بیسابقه است و مسئولان نیز بهخوبی از آن آگاهند.
آرمان ملی: شکاف بین دولت و صدا و سیما
صحبت اصلی با رئیسجمهور محترم اینجا است که این نوع مواجهه شما باید ما به ازای عملی و اجرایی هم داشته باشد. در شرایط بغرنجی که جامعه با مشکلات اقتصادی و معیشتی دست و پنجه نرم میکند بهتر است رئیسجمهور یا در بودجه صدا و سیما تجدیدنظر کرده و بخشی از آن را هزینه مردم کند یا با برخی هماهنگیها زمینه تغییر مدیران یا رویکرد را فراهم آورد تا دیگر شاهد چنین اقدامات غیرقابل قبولی از سوی صدا و سیما نباشیم.