سیامین برنامهٔ گلریزان همیاری با سیمای آزادی، پویشی انگیزاننده و نمادی از زنده بودن روحیه مقاومت و سر تسلیم فرود نیاوردن در برابر فاشیسم دینی است. این حرکت مردمی، بازتابدهنده عزم جزم زنان و مردانی است که در برابر سانسور، سرکوب و فشارهای خردکننده، ایستادگی جانانه را بهعنوان تنها مسیر دستیابی به آزادی برگزیدهاند. آنان در تماس با سیامین برنامهٔ گلریزان همیاری با سیمای آزادی بر نکات مختلفی انگشت گذاشتهاند. سخنانشان حاوی تجارب و آموزههای گوناگون است. در این یادداشت بر یکی از آنان درنگ میکنیم: عبدالرضا از نروژ.
سخنان او، جلوهای درخشان از این پیوند عمیق، مسئولیتپذیری آگاهانه و شور انقلابی جامعهیی است که استقلال مالی و رسانهیی را بنیان پایداری خود میداند.
سلاح مقاومت در برابر سانسور قرن
توصیف سیمای آزادی بهعنوان شریان اصلی اطلاعرسانی مقاومت، نقش کلیدی این رسانه را در درهمشکستن انحصار خبری حاکمیت نمایان میسازد. عبدالرضا با درک درست از ابعاد این رسانه تأکید میکند:
«وقتی به سیمای آزادی نگاه میکنم -یعنی اصلیترین صدا و تصویر مقاومت و اصلیترین سلاح مقاومت در برابر بزرگترین سانسور قرن به تعبیر آقای مسعود رجوی- احساس میکنم هر کمکی که صورت میگیرد، مانند جویباری است که به این سیل وارد میشود؛ سیلی که به آن دیوار قطور و بلند سانسوری میزند که ارتجاع و استعمار بر علیه این مقاومت ساختهاند».
صدای زندانیان سیاسی
طنینانداز شدن صدای مبارزان و زندانیان سیاسی از دل سیاهچالها، کارکرد دیگر این رسانه ملی است. پیامهای ایستادگی که از درون زندانها صادر میشوند، با انعکاس در سیمای آزادی، انرژی مضاعفی به جامعه مبارز میبخشند. عبدالرضا در این باره میگوید:
«مطمئنم این صدای مقاومت که از کانال سیمای آزادی پخش میشود، به گوش آنها خواهد رسید و بر عزم آنها در مواجهه با این رژیم جنایتکار و فاشیستی خواهد افزود».
پلی برای پیوند مبارزان و رزمندگان آزادی
برنامههای سیمای آزادی و بهخصوص «گلریزان همیاری»، پیوندی ناگسستنی میان رزمندگان درون کشور و حامیان بیرون از مرزها ایجاد کرده است.
جامعیت و فراگیری این پویش بهگونهیی است که حتی افرادی خارج از مناسبات تشکیلاتی نیز با مشارکت در آن، احساس هویت و زنده بودن میکنند. همانطور که در این تماس مطرح شد: «یکی از کمککنندگان گفته بود من هوادار یا عضو مجاهدین نیستم، اما در برنامهها، مراسمها، اکسیونها و همیاری شرکت میکنم. آنها فقط به این دلیل کمک میکنند که احساس میکنند حضور دارند؛ با این کمک و حضور، روحیه خودشان تغییر میکند، تشویق میشوند و توانایی بیشتری برای ایستادگی در وجودشان ایجاد میشود».
این گواهی است بر اینکه همیاری، بستر همدلی ملی و تقویت اراده فردی برای مبارزه است.
حماسههای خاموش
حماسههای خاموشی که در کنار ایستادگیهای علنی شکل میگیرند، ابعاد دیگری از فداکاری در راه آزادی را تصویر میکنند. عبدالرضا در همین تماس میگوید:
«روز گذشته خواهری به نام مرضیه-از هواداران مقاومت-که پدرشان در داخل ایران فوت کرده بود، هنگام دریافت پیام تسلیت خیلی راحت گفت هزینهای را که میخواستم صرف مراسم پدرم کنم، به سیمای آزادی اهدا میکنم... ما حماسههای خاموشی در میان هواداران مقاومت داریم که به این شکل خود را نشان میدهد».
این سطح از فداکاری، زدن دست رد بر تمام فشارهای امنیتی و روانی رژیم برای گسستن پیوند خانوادهها با مقاومت است.
ادای دین به مقاومت ایران برای آزادی
رژیم حاکم تلاش کرده تا هزینه شرافتمندانه زیستن و پایداری را بهشدت بالا ببرد، اما پاسخ هواداران مقاومت به این فشارها، پیشتازی بیشتر بوده است. عبدالرضا با تحلیل این تقابل میگوید: «هر چقدر که رژیم فشار را بالاتر میبرد، نیروی مقاومت و تمام خانواده مقاومت در خارج از کشور یک گام جلوتر میآیند و به جای کوتاه آمدن، با پرداخت بیشتر و فدای بیشتر، خود را به این مقاومت نزدیکتر میکنند».
در شرایط پیچیده و حساس کنونی پس از تحولات و قیامهای اخیر، تمام چشمها به سمت ادای دین به آزادی دوخته شده است. او با تأکید بر انگیزههای درونی این مشارکت میافزاید: «همه چشمانتظار این هستند که در دوران آزمایش آزمایشها، به هر شکل ممکن دین خود را به این مقاومت ادا کنند. این نه بر اساس منت گذاشتن، بلکه برآمده از نیاز درونی، انسانی، وجدانی و شرافت تکتک ماست».
***
آری، همیاری سیمای آزادی تجلی ارادهای شکستناپذیر است که از نیاز پاک و انسانی برای رسیدن به آزادی سرچشمه میگیرد. این همبستگی پرشور و بیدریغ، نویدبخش سحرگاهی است که در آن، دیوار سانسور و استبداد برای همیشه فرو خواهد ریخت.