با فرا رسیدن چهلو پنجمین سالگرد ۳۰ خرداد، روز شهیدان و زندانیان سیاسی، جهان بار دیگر شاهد تجدید عهد نسل جدیدی از مبارزان بود. این روز که همزمان یادآور سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۶ و سرآغاز انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین در سال ۱۳۶۴ است، به بستر یک خروش سراسری در دهها شهر ایران تبدیل شد؛ حرکتی که نشان داد شعلههای مقاومت سازمانیافته علیه نظام حاکم، سرکشتر از هر زمان دیگری در حال زبانه کشیدن است.
فعالیت واحدها و کانونهای شورشی
در روزهای نظام ورشکستهٔ ولایت فقیه میکوشد با اعدام زندانیان سیاسی مانع از قیام مردم ایران شود، جوانان دلیر و شورشی، میهن در زنجیر را به میدان آکسیونها و فعالیتهای میدانی خود تبدیل کردند. این عملیاتهای هماهنگ تبلیغی و نمادین، از شهرهای بزرگی چون تهران، مشهد، اصفهان، تبریز و شیراز آغاز شد و تا شهرهای مرزی و محرومی همچون سراوان، زهک، بانه و سردشت امتداد یافت.
واحدها و کانونهای قهرمان با به جان خریدن خطرات امنیتی بالا، اقدام به نصب بنرها و پوسترهای بزرگ در بزرگراهها، گلگذاری در معابر، برگزاری فتوکالها، و حمل پلاکاردهای افشاگرانه کردند. در آستارا، پلاکارد بزرگی روی پل با مضمون پیوند ملی مقاومت برافراشته شد و در پایتخت، بنرهایی با پیام آغاز شکوهمندترین مقاومت تاریخ ایران، بر چشمانداز خیابانها درخشید. این گستردگی جغرافیایی بهوضوح نشان داد که پیام مقاومت و ارتش آزادی، مرزهای قومی و منطقهیی را درنوردیده و به یک خواست سراسری تبدیل شده است.
تصویرنگاریهای گسترده در سراسر ایران
همزمان یک سلسله عملیات هماهنگ تصویرنگاری بهمناسبت ۳۰خرداد، خیابانهای کشور را به تسخیر پیامهای مقاومت درآورد.
رزمندگان آزادی در تهران با تصویرنگاری شعارهایی چون «درود بر رجوی» در خیابان شقایق، «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» در خیابان قزوین، و ادای احترام به «آموزگاران صدق و مجاهدان سر موضع، بابک و پویا و محمد و اکبر» در بوستان گلداد، مرزبندیهای تاریخی مقاومت را ترسیم کردند.
این حرکت پویا در سایر کلانشهرها و استانهای ایران نیز طنینانداز شد؛ بهگونهیی که در مشهد (بوستان ایزدی و بازار فردوسی) و شهرکرد (خیابان سعدی) شعار «در ۳۰ خرداد ما پرچم شرف خلق خود را بالا بردیم» بر دیوارها نقش بست. در اصفهان (خیابانهای طوبی و مشفق کاشانی)، کرج (خیابان قلم)، همدان (بلوار توحید)، ایلام (خیابان چالسرا) و بندرعباس (مجتمع مسکونی باران)، پیام محوری «ارتش آزادیبخش ضامن پایدار صلح و آزادی و استقلال ایران است» بازتاب یافت. همچنین در ساری، جوانشیر کرمانشاه و بوکان، پیام نفی تمامیت حاکمیت با تأکید بر «ارتش آتش و آزادی» و در بندرعباس با شعار «تنها جواب شیخ آتش»، به تصویر کشیده شد. در نهایت، تصویرنگاری خیابان آزادی ایلام ۳۰ خرداد را بهعنوان خطر سرخی بین تسلیم و مقاومت یادآوری نمود.
نفی تمامیت دیکتاتوری و ترسیم آلترناتیو
تأمل در محتوای شعارهای دستنویس، تصویرنگاریها و پلاکاردهای حملشده در این فعالیتها، مرزبندیهای دقیق و جهتگیری استراتژیک مقاومت ایران را آشکار میسازد. یکی از محوریترین شعارهای تکرارشده در شهرهای مختلف نظیر تهران، مشهد، یزد و سردشت، شعار «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر» بود. این شعار بیانگر آگاهی عمیق نیروهای میدانی از نفی هر گونه دیکتاتوری فردی، چه در قالب سلطنت گذشته و چه در قالب ولایت فقیه کنونی است.
علاوه بر این، تأکید بر ارتش آزادیبخش بهعنوان «تنها راه رهایی و سرنگونی» و «ضامن پایدار صلح، آزادی و استقلال ایران»، عبور کامل جامعه از توهمات اصلاحطلبی و تکیه بر استراتژی قهرآمیز تودهیی را به نمایش میگذارد.
انتشار پیامهای مسعود و مریم رجوی، از سوی این واحدها بخشی دیگری از این کارزار سراسری بود.
تجدید پیمان با خون شهیدان و اعلام آمادگی برای نبرد نهایی
یکی از برجستهترین جلوههای این کارزار میدانی، اعلام آمادگی و ادای سوگند این نیروها بود. در شهرهایی مانند اهواز، یزد و گچساران، آنها با قرائت متنهای عهد و پیمان و تکرار واژه «حاضر، حاضر، حاضر»، بر تداوم راه شهیدان و آمادگی کامل خود برای نبرد نهایی جهت تحقق حاکمیت مردم تأکید کردند. در ارومیه شعار «آزادی میآید با میتوان و باید» و در کرج پلاکارد «هیچ ارتش و نیرویی در جهان از اراده ما قویتر نیست»، روحیه بالا و عزم راسخ این نیروها را بارز کرد.
این پویایی میدانی در شرایط اختناق بیانگر آن است که سرکوب شدید نظام نتوانسته است ساختار تشکیلاتی و انگیزه آرمانی این نسل را فرسوده سازد.
شورشگران، کابوس نظام ولایت فقیه
تحرکات گسترده کانونهای دلاور و جوانان شورشگر در چهلو پنجمین سالگرد مناسبتهای خردادماه، یک پیام سیاسی محکم به فضای بنبست کنونی حاکمیت بود. این فعالیتها ثابت کرد که سنت مقاومت فداکارانه که از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ پایهگذاری شد، امروز در رگان نسلی جوان و پرشور جریان دارد. ارتش آزادی و قیام با تکیه بر این شبکه گسترده داخلی، بهعنوان کابوس جدی رژیم آخوندی و بازوی پر اقتدار خلق برای تحقق دموکراسی، برابری و آزادی، گامهای خود را به سمت فرجام نهایی استوارتر از همیشه برمیدارد.