بحران ساختاری و جنگ گرگها در بالای نظام روزبهروز بیشتر میشود،
حلقهٔ انزوا تنگتر و نفرت جهانی از نظام قتلعام روزبهروز بیشتر میشود،
جامعه مانند انبار باروت در آستانه انفجار است،
و ولایت نورسیده، مفلوک و بیرمق و بیآینده... .
در چنین شرایطی برگزاری کنفرانس در آلمان در حمایت از راهحل دموکراتیک در ایران، با حضور نمایندگان، شخصیتها و مدافعان حقوقبشر، تیری شد بر پیشانی نظام قتلعام.
خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت، در پیام ویدئویی خود به این کنفرانس، با تشریح شرایط کنونی رژیم نشان داد که حیلهها و ترفندهای جنگافروزانه رژیم دیگر کارکرد خود را برای سد بستن در برابر قیام مردم از دست دادهاند؛ چرا که «هر چند آتش جنگ خارجی مدتی است خاموش شده، اما جنگ اصلی که بین مردم ایران و فاشیسم دینی است، بدون توقف ادامه دارد».
خانم رجوی با اشاره به چهار دهه اعدام و کشتار و قتلعام و نبردی که در ۴۵سال گذشته یک لحظه هم متوقف نشده، جنگ خارجی را حاشیهٔ جنگ اصلی مردم با نظام ولایت فقیه توصیف کرد گفت: «این روزها مصادف است با سیوهشتمین سالگرد قتلعام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در تابستان ۶۷ که بیش از ۹۰ درصد آنان از مجاهدین بودند. اما شعله آزادیخواهی و نبرد هرگز خاموش نشده است. این جنگ از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ شروع شده و بیش از ۴۵ سال است که ادامه دارد. در واقع، جنگ خارجی که از ۹ اسفند شروع شد، پرانتزی است میان جنگ مردم ایران با رژیم».
رئیسجمهور برگزیده مقاومت با رد قاطع جریانهای انحرافی و بقایای دیکتاتوری پیشین، مرزبندی استراتژیک «نه شاه، نه شیخ» را برجسته نموده و افزود: «بچه شاه دیکتاتور، ورای صحنهسازیهای تلویزیونی و مجازی، وزن و جایگاهی ندارد. چنانکه یک بار روزنامه تاگسسایتونگ او را توصیف کرد، بیشتر شبیه دلقک دربار است در حالی که حتی درباری هم ندارد. موجودیت او در بازسازی ساواک و جنجالآفرینی و حمله و هتاکی افرادش به مخالفان ایرانی و خبرنگاران خارجی است».
خانم رجوی راهحل واقعی بحران ایران را در نفی کامل دایره جنگطلبی و مماشات بیگانگان دانستند و ضمن تشریح استراتژی رژیم برای جلوگیری از سرنگونی ـ با استفاده از اعدام، حفظ فضای جنگی و نمایشهای خیابانی ـ، تصریح کرد «در جبهه مردم و مقاومت ایران، بهرغم تمام تلاشهای سرکوبگرانه رژیم، مقاومت و اعتراض رو به گسترش است. عملیات ضداختناق کانونهای شورشی بیوقفه ادامه دارد و به مدار جدیدی ارتقا پیدا کرده است».
این واقعیت نشان میدهد اراده مقاومت با تکیه بر کانونهای شورش و قیام، بساط ولایت بحرانزده را جمع و امپراتوری اعدام را برای همیشه سرنگون خواهد کرد.