قیام آبان ۱۳۹۸ نقطه عطفی بیبازگشت در تاریخ معاصر مبارزات مردم ایران بهشمار میرود؛ رویدادی که تعادل سیاسی و امنیتی حاکمیت را بر هم زد. این خیزش تودهای، واکنشی گذرا به گرانی بنزین نبود، بلکه انفجار خشم انباشته اقشار به حاشیهرانده شدهای بود که تمامیت ساختار حاکم را نشانه گرفتند. بازخوانی ابعاد، آمارها، واکنش سراسیمه حاکمیت در این قیام تاریخی، برای تجربهاندوزی از آن امری ضروری است.
بستر زمانی و ابعاد طبقاتی خیزش
قیام آبان در شرایطی شعلهور شد که ساختار اقتدار منطقهیی حاکمیت بهشدت شکننده شده بود. همزمانی این خیزش با تظاهرات گسترده مردمی در عراق و لبنان، ارکان نظری موسوم به «عمق استراتژیک» نظام را متزلزل کرد. در چنین موقعیت حساسی، با گران شده بنزین جرقه زده شد و قشر تهیدست جامعه که زیر بار بحرانهای اقتصادی و ستم مضاعف به ستوه آمده بود، میداندار صحنه شد. بهعبارت دیگر قیام سرنوشتساز آبان، برجستهترین و صریحترین شکل بروز اعتلای شرایط انقلابی را نمایان کرد و تهیدستان با خیزشی سترگ در شهرهای کوچک و بزرگ وارد عمیقترین مبارزه با دیکتاتوری حاکم شدند.
میدان این خیزش فراتر از اعتراضات معمول صنفی رفت؛ از کلانشهرها تا حاشیهنشینترین شهرکها، معترضان با ارادهای قاطع به نفی حاکمیت برخاستند. فریاد «بجنگ تا بجنگیم» پژواک عزم نسلی بود که راههای مسالمتآمیز را مسدود دید و برای بازپسگیری حق بنیادین زیست شرافتمندانه، به تهاجم مستقیم علیه کانونهای فساد و قدرت روی آورد.
هدفگیری کانونهای غارت و سرکوب
یکی از ویژگیهای متمایز آبان ۹۸، هدفمندی دقیق جمعیت معترض در تهاجم به نمادها و ابزارهای ستم بود. خشم عمومی متوجه مراکزی شد که سالها نقشی جز چپاول معیشت مردم و تحکیم اختناق نداشتند.
ابعاد این رویارویی را برآوردهای رسمی و غیررسمی خسارات نشان میدهد. گزارشهای منتسب به کارگزاران حکومتی حاکی از تحمیل خسارتی بالغ بر ۲۰ هزار میلیارد تومان به نهادهای دولتی و عمومی بود. همچنین هزینه بستن چند روزه شبکه اینترنت برای سرپوش گذاشتن بر ابعاد بحران، حدود ۱.۵ میلیارد دلار تخمین زده شد.
- شعب بانکها (کانونهای چپاول مالی) بیش از ۱۰۰۰ شعبه
- جایگاههای سوخت (پمپبنزینها) بیش از ۲۰۰ جایگاه
- مراکز دولتی و نهادهای وابسته بیش از ۱۸۲ مرکز
- مراکز نظامی (سپاه، کلانتری و...) بیش از ۴۱ مرکز
- دفاتر ائمه جمعه و حوزههای مذهبی بیش از ۱۹ مرکز
- فروشگاههای زنجیرهیی حکومتی بیش از ۸۰ واحد
- خودروهای عملیاتی نیروهای سرکوب بیش از ۱۲۰ دستگاه
این حجم متراکم از ضربات به بیش از ۱۸۹۰ کانون، کارآیی ماشین حفظ نظم حاکمیت را در ساعات ابتدایی زمینگیر کرد.
ناتوانی نیروی انتظامی و ورود ماشین جنگی سپاه
شتاب و شجاعت معترضان در آبان چنان معادلات را به هم ریخت که نیروی انتظامی، بهرغم دریافت هشدارهای امنیتی پیشین، کنترل امور را از دست داد.
بنا به اعتراف کارگزاران رژیم، نیروی انتظامی با وجود آمادهباش قبلی، توان سرکوب قیام را نداشت و از صحنه فرار میکرد. بنابراین از ساعت ۱۴ روز شنبه ۲۵ آبان، سپاه پاسداران فرماندهی صحنه سرکوب را در دست گرفت. در تهران، فرماندهی به عهدهٔ قرارگاه ضد ثارالله، و در استانها، به عهدهٔ فرماندهی سپاه بود.
تغییر راهبری سرکوب و واگذاری آن به سپاه، نشان داد که بقای نظام بهطور مستقیم به خطر افتاده و رویارویی از یک بحران شهری به نبردی موجودیتی تبدیل شده است.
انفعال رأس هرم قدرت و پاسخ مقاومت
در اوج بحران، بالاترین مقام حاکمیت ناچار شد خود به صحنه بیاید تا ابعاد قیام را تقلیل داده و معترضان را به نیروهای خارجی نسبت دهد. علی خامنهای در ۲۶ آبان اظهار داشت:
«در این دو روز، تقریباً یعنی دو شب و یک روزی که از این قضایا گذشته همهٔ مراکز شرارت دنیا علیه ما این کارها را تشویق کردند، از خانوادهٔ منحوس خبیث خاندان پهلوی تا مجموعهٔ خبیث و جنایتکار منافقین، اینها دارند مرتباً در فضای مجازی و در جاهای دیگر دارند تشویق میکنند ترغیب میکنند که این شرارتها انجام بگیرد».
این ادعا بلافاصله با موضعگیری تند و صریح مسئول شورای ملی مقاومت مواجه شد که در پاسخی مستقیم تأکید کرد:
«خامنهای بیهوده تلاش میکند با قرار دادن بقایای شاه در کنار مجاهدین و مقاومت ایران گذشته را با آینده درهم آمیزد تا به نفع حال (یعنی حاکمیت شیخ) تمام بشود. اما هیهات که زمان و عقربههای ساعت به عقب برنمیگردد. در دیماه ۹۶ میگفت که نقشه را آمریکا کشیده و پول را عربستان داده و اجرا برعهده مجاهدین است. این بار اما جرقه را خودش با بنزین زده و پول گرفتن مجاهدین از عربستان هم به برگ سوخته تبدیل شده است» (اطلاعیهٔ شورای ملی مقاومت، ۲۶ آبان ۱۳۹۸).
این تبادل آتش سیاسی ثابت کرد که قیام نه اقدامی هدایتشده از ورای مرزها، بلکه برآمده از بنبستهای درونی حاکمیت و خشم تودههای محرومی بود که هیچ افقی برای اصلاح یا تغییر مسالمتآمیز نمیدیدند.
آبان ۹۸ خط سرخی میان جامعه و حاکمیت کشید که هرگز به عقب بازنگشت. این قیام نشان داد محرومیت اقتصادی و خفقان سیاسی در جامعه ایران به کاتالیزوری قوی برای سرنگونیطلبی بدل شده و هیچ سازوکار امنیتی توان بازگرداندن شرایط به دوران پیش از آن را ندارد.
آبان، آزمونی خونین برای پایداری یک نسل و هشداری دائمی از شکستناپذیری اراده مردم در مسیر دستیابی به آزادی بود؛ و این تجربهٔ ارزشمند میتواند و باید بار دیگر در مداری بالابلندتر تکرار شود.