امروز ۱۸ تیر، سالروز سرکوب خونین دانشجویان، با گورسپاریِ ضحاک زمانه روی هم افتاد.
دفن خامنهای ضحاک در شرایطی صورت میگیرد که ولایتش درهمشکسته و رژیمش در منتهای ضعف، ناتوانی و در باتلاق شقه و شکاف و بحرانهای درونی دست و پا میزند.
۲۷ سال قبل، در همین روز پاسداران جنایتکار با فرمان خامنهای، تظاهرات دانشجویان را به خاک و خون کشیدند. چند روز بعد از سرکوب دانشجویان، پاسدار چماقدار باقر قالیباف در جمع بسیجیان گفت: «بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الآن روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوبزنها هستیم. افتخار هم میکنیم».
این سندی زنده از ذات حاکمیتی است که هیچ پاسخی جز چماق و گلوله برای دانشجویان، کارگران و سایر اقشار مردم ندارد.
اما اشتهای ضحاک به این جنایت محدود نماند؛ پس از کشتار قیام مردم ایران در دیماه ۹۸، بامداد ۱۸ دی همانسال خط سرکوب به آسمان رسید و پاسداران خامنهای با چند شلیک پیاپی به هواپیمای مسافربری اوکراینی، ۱۷۶ مسافر بیگناه را در آسمان به آتش کشیدند...
و سرانجام ضحاک خونآشام پس از کشتاری دیگر در قیام ۱۴۰۱، در ۱۸ دی ۱۴۰۴ با فرمان کشتار مردم، هزاران نفر را در کف خیابان به خاک و خون کشید. کشتاری که مانورهای پوشالی بیهزینگی را باطل کرد، مدعیان و میوهچینان و آلترناتیوهای یکشبه را رسوا کرد و بر همگان روشن شد که بدون پرداخت بها، فداکاری و منهای شعلههای فروزان و سازمانیافتهٔ قیام، راه صلح و آزادی گشوده نمیشود.
امروز با دفن ضحاک خونآشام در بستر شرایط جوشان و انفجاری جامعه و اوجگیری بحرانهای درونی و بیرونی رژیم، چشمانداز دفن تاریخی نظام ولایت فقیه، بیش از هر زمان روشن میشود.
رژیمی که میلیاردها دلار صرف مهندسی بقا کرده بود، اکنون در برابر ارادهٔ مردم و آتش شورشگران، ضعیف و بیرمق و بیآینده است.
همزمان با نمایش لاشهگردانی خامنهای، واحدهای دلیر ارتش آزادی، در شرایط اختناق و نعرههای خیابانی پاسداران، با ۶۰ رشته عملیات اختناقشکن، مراکز سرکوب و غارت و جنایت را درهمکوبیدند و با تصویرنگاری و دهها پراتیک انقلابی در شهرهای مختلف نشان دادند که خامنهای با کارنامهای سراسر خون و خنجر و جنایت مرد و خلق در آتش شورشگران زنده شد.