بیست و هشتم مرداد ماه، سالگرد کودتای سیاه و ننگینی است که در سال ۱۳۳۲ به حکومت دکتر محمد مصدق، تنها حکومت ملی پس از مشروطه پایان داد. بازخوانی این برگ تاریک از تاریخ معاصر، فراتر از بررسی یک رخداد مهم سیاسی، نشان میدهد که ریشههای استبداد موروثی و شاخههای در هم شکستهٔ شاه و شیخ همواره از یک آبشخور سیراب شده است.
از آنجا که رهبر نهضت ملی ایران بر سر منافع مردم کمترین سازشی را نمیپذیرفت، هدف کینتوزی و توطئههای مکرر شاه و شیخ قرار داشت. این توطئه مشترک یکبار در ۹ اسفند ۱۳۳۱ عملی شد اما بهیمن حضور جوانان و حامیان مصدق شکست خورد؛ امری که نشان داد مردم ایران همواره آماده سد بستن در برابر همپیمانی خائنانه «شاه و شیخ» برای نابودی آرمان آزادی و استقلال ملت ایران است.
اسناد تاریخی بهوضوح نشان میدهند ارتجاع مذهبی با هدایت آخوند کاشانی، در کنار چماقداران و درباریان و استعمار ایستاد تا دولت ملی مصدق را سرنگون و دیکتاتور را حاکم کنند.
پاتریک کندی، سیاستمدار برجسته آمریکایی، در همایش بزرگ ایرانیان در تیر ۱۴۰۵، با اشاره به خیانت آمریکا به مردم ایران در آن مقطع تاریخی، گفت: «ما درس گرفتهایم که چه رخ داد وقتی کنترل کشور شما را به دست گرفتیم و به جای مصدق، شاه را بر سر کار نشاندیم. میدانید چه چیزی نصیبمان شد؟ یک دیکتاتوری که مردم ایران را سرکوب کرد، آنها را به زندان انداخت و شکنجه داد».
وقاحت این جریان موروثی تا جایی است که بچهٔ شاه در پاسخ به سؤالی پیرامون لزوم عذرخواهی برای این جنایت، گفت: «بنده این رو به تاریخدانان میسپارم... معمولاً کودتا از پایین به بالا صورت میگیره نه از بالا به پایین»؛ تعبیری مشابه و همسو با کودتاچیان که مذبوحانه تلاش میکنند از این ننگ تاریخی بگذرند. در سالهای اخیر هم شاهپرستهان وقتی با همین پرسش روبهرو میشوند میگویند این مسأله به تاریخ پیوسته است، در حالی که مردم ایران هنوز هزینهٔ سنگین آن جنایت و خیانت تاریخی را میپردازند و به چشم میبینند که چگونه این تلاقی شوم، ایران را ۲۵ سال در محاق استبداد سلطنتی فرو برد و بعد هم تقدیم استبداد دینی کرد.
امروز اما، در شرایطی که جوانان و شورشگران در کف خیابانها قطار سرنگونی را به حرکت درآوردهاند، طنین بلند فریاد «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، پاسخ قاطع تاریخی به هر گونه زدوبند و هر نوع دیکتاتوری موروثی است و مردم ایران هرگز دستآوردهای مبارزاتی خود را فدای نمایشهای مضحک شاه ورشکسته و شیخ در همشکسته نخواهد کرد.