یکی از ویژگیهای بارز و قابل توجه وضعیت سیاسی و اجتماعیِ ایران امروز این است که همهی طرفهای سیاسی در حال تعیین تکلیف آزمایش داخلی و بینالمللی، آزمایش اصالت ملی و اعتبار تاریخی هستند. برخلاف قیام سراسریِ سال ۱۳۵۷ که ماهیت نیروها تا بعد از پیروزی روشن نبود، امروز همگان از پس ۴۷ سال حاکمیت ملایان، آزمایش دادهاند. بهخصوص باید تأکید نمود که پس از شش قیام سه دههی اخیر، اینک در منظر اکثریت مردم ایران و خاصه نسل شورشگر و قیامآفرین، تابلویی از شناسنامهی هر نیرو آشکار شده است.
صحنهی سیاسی و اجتماعیِ ایران از دو دههی پیش به این سو، شاهد فعالیت و مواضع چندین جویبار بوده است. یعنی که زبان ارتباط با جامعه در شبکهی جهانی، جریان داشته است. برخلاف دهههای پیشین، زبان، دیگر توسط دیکتاتوری مطلق ولایی ــ آخوندی قابل محاصره و قطع کردن نبود.
در این دو دهه بهدلیل امواج روشنگریها پیرامون شناساندن ریشههای مزمن دیکتاتوری در تاریخ معاصر ایران، جویبارهای متعدد فعالیتها و مواضع سیاسی و اجتماعی، از پس هر قیام، کم و کمتر شده و بهطور ویژه از قیام ۱۴۰۱ بهبعد، به جانب دو جریان اصلی میل کردهاند: آزادی و تکثرگرایی، دیکتاتوری و تمامیتخواهی.
این برآیند، نشانیِ شکل گرفتن و مرحلهی وضوح دو جبههی سیاسی و اجتماعی را میدهد. تحقق این مرحله، یکی از گامهای اساسی و قدرتمند در جهت تضمین سرنگونیِ حاکمیت ولایت فقیه است. این دو جبهه هماکنون با دو شاخص قابل شناسایی هستند: جبههی آزادی و تکثرگرایی با نماد و معیار نه شاه، نه شیخ و جبههی مقابل آن، ترکیب حاکمیت آخوندی و همسویان فاشیستی و تمامیتخواه آن.
اکنون شرایط بهطور خاص پس از وقوع جنگ خارجی و آثار و پیامدهای آن، بهگونهیی تحول یافته است که هر جویباری در صحنهی سیاسی و اجتماعیِ ایران ــ باوجود تفاوتها و تنوعها در گرایش عقیدتی و سیاسی ــ در معرض تعیین تکلیف خود در قبال دو جبههی فوق واقع شده است.
یک واقعیت کلان بهنفع جبههی آزادی و تکثرگرایی این است که اکثریت قاطع مردم ایران از جبههی هرگونه دیکتاتوری با رأس نظام ولایت فقیه، عبور نمودهاند.
واقعیت مهم دیگر که تعیین تکلیف شده، استراتژی درست و پاسخگو به شرایط ویژهی هماکنون ایران است: عبور از اصلاح نظام، عبور از جنگ خارجی، اتکا به مردم و مقاومت سازمانیافتهی سراسری برای تضمین سرنگونیِ حاکمیت اشغالگرِ ولایی ــ آخوندی.
تنها این زبان است که میتواند با واقعیت هماکنون ایران و با تجربهی سیاسی و اجتماعیِ ۴۷ سالهی مردم، ارتباط متقابل برقرار نماید. از اینرو، زمان ثبت نام در جبههی سیاسی و اجتماعی برای هر ایرانیِ دغدغهمند در قبال آیندهی ایرانی دموکراتیک فرارسیده است.