کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در حالی وارد سومین سال فعالیت خود در ۵۶زندان سراسر کشور میشود که آمار اعدامها در دیماه ۱۴۰۴ به رقم بیسابقه ۳۵۹نفر رسیده است. این یادداشت به بررسی ابعاد سیاسی تداوم اعتصاب غذا در زندانها، واکنشهای بینالمللی از جمله مواضع گزارشگر ویژه سازمان ملل، و نقش مقاومت زندانیان در پیوند با قیام سراسری مردم ایران برای سرنگونی استبداد میپردازد.
استمرار مقاومت در قلب سیاهچالها
هفته صدوپنجم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» فراتر از یک اعتراض صنفی یا حقوق بشری، اکنون به سمبلی از پایداری سیاسی علیه حکومتی تبدیل شده که بقای خود را تنها در گرو طنابهای دار میبیند. پیوستن زندان گرگان به این کارزار و گسترش آن به ۵۶زندان مختلف، نشاندهنده شکست استراتژی ارعاب در پشت دیوارهای بلند زندان است.
در تاریخ ۷بهمن ۱۴۰۴، در حالیکه این جنبش وارد سومین سال خود میشود، پیام زندانیان اعتصابی روشن است: هر سهشنبه، زندان نه یک بنبست، بلکه سنگری برای حمایت از قیام سراسری و نفی تمامیت حاکمیت فاشیستی است. این ایستادگی در شرایطی صورت میگیرد که رژیم با ثبت رکورد ۳۵۹ اعدام تنها در یک ماه، سعی دارد با ایجاد وحشت، شعلههای خیزش مردمی را خاموش کند.
دیماه خونین و جنایت علیه بشریت
گزارشهای مستند از اعدامهای بیرویه در دیماه، از جمله اعدام زندانیان عقیدتی همچون آمانج کاروانچی و ارسلان شیخی و انتقال مجروحان قیام به بازداشتگاههای غیرقانونی، ابعاد جدیدی از نقض سیستماتیک حقوقبشر را فاش کرده است. شدت این سرکوبها به حدی است که مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، بهصراحت این اقدامات را «جنایت علیه بشریت» نامیده است.
امروز دنیا شاهد است که رژیم نه تنها در خیابان، بلکه در راهروهای بیمارستان و خانههای مردم نیز دست به کشتار میزند. تخلیه سالنهای زندانهای بزرگی چون قزلحصار، واحد شیبان اهواز و زندان مرکزی کرج برای جادادن به موج جدید بازداشتیها، نشاندهنده هراس رژیم از انفجار خشم عمومی است.
پیوند میان زندان و خیابان
آنچه کارزار سهشنبهها را متمایز میکند، پیوند ارگانیک آن با تحولات میدانی است. زندانیان سیاسی با هشدار نسبت به وضعیت بازداشتیهای اخیر و افشای طرحهای رژیم برای انتقال پیکر مجروحان به سردخانههایی همچون کهریزک، نقش «چشم بیدار» جامعه را ایفا میکنند.
«تنها راه مقاومت و قیام و سرنگونی است»؛ این شعاری است که از درون بندهای انفرادی تا خیابانهای شهرهای ایران طنینانداز شده است.
حاکمیت در بنبست قرار گرفته؛ از یکسو فشار پارلمان اروپا و نهادهای حقوقبشری برای محاکمه سران رژیم افزایش یافته و از سوی دیگر، اعتصابات سراسری در زندانها، مشروعیت و اقتدار پوشالی پلیسی را زیر سؤال برده است.
طلوع آزادی از پس سهشنبههای سیاه
کارزار سهشنبههای نه به اعدام در سال سوم خود، به موتور محرکهای برای وجدانهای بیدار تبدیل شده است. این مقاومت، نه تنها دیوارهای زندان را فروریخته، بلکه افق روشنی را برای فردای ایران ترسیم میکند؛ فردایی بدون اعدام، بدون شکنجه و بر پایه اراده مردم. تا زمانی که ماشین اعدام متوقف نشود، سهشنبهها روز فریاد و اعتصاب باقی خواهد ماند تا روزی که این زنجیرها به دست مردم قهرمان ایران گسسته شود.