روز دوم کنفرانس ایران آزاد که ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ در مقر شورای ملی مقاومت در پاریس برگزار شد، روز بررسیِ همهجانبهی مبرمترین مسائل سیاسی و اجتماعی ایران توسط ۲۵ سخنران بود؛ موضوعاتی چون تظاهرات روز گذشته در پاریس که پلیس مانع برگزاری آن شد، جنگ و صلح، حقوق بشر، آثار قیام دیماه ۱۴۰۴ بر تحولات آتی ایران، جایگاه دولت موقت معرفیشده از جانب شورای ملی مقاومت ایران، نقش کانونهای شورشی در تحولات ایران، جایگاه آلترناتیو واقعی، تلاش برای تخریب فضای سیاسی ایران از طریق آلترناتیو فیک، بحران اقتصادی ایران و گسترش فقر و بررسی آیندهی ایران در چهارچوب برنامهی ۱۰ مادهایِ مریم رجوی.
نخستین سخنران روز دوم کنفرانس، خانم مریم رجوی بود. یادآوری قیام ۵۰۰ هزار نفریِ روز ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، زمینهی سخنان مریم رجوی با موضوعاتی گوناگون اما موازیِ هم بود. صورت مسألهی ایران در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ چه بود؟ مریم رجوی پاسخ میدهد: «صورت مسأله، بودن یا نبودن، آزادی یا دیکتاتوری، مقاومت یا تسلیم بود. ما مقاومت را انتخاب کردیم. حرف مسعود این بود که: من برای آزادی مقاومت میکنم پس هستم.»
مریم رجوی بر همین زمینهی یادآوری تاریخی، به ستایش پایداری و مقاومت ستودنیِ تظاهرکنندگان روز قبل در پاریس میپردازد؛ به آنان که مشعل «میتوان و باید» را در خیابانهای پاریس تجسم عینی بخشیدند و طرح مماشات با ملایان را برهم زدند: «به دهها هزار ایرانی درود میفرستم که دیروز برای تظاهرات خود را به میدان وویان و حوالی آن در پاریس رساندند، اما تظاهراتشان با یک ممنوعیت ناموجه روبهرو شد. به آنها بهخصوص نسل جوانی که صدایشان را جهان شنید، درود درود درود! بقایای رژیم خواستند با زد و بند این صدا را خاموش کنند، اما صدای آنها، این مشروعترین صدای ایران، در قلب پاریس از همیشه خروشانتر شد».
نیروی تغییر در ایران چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ آیا باید آزمونهای لازم برای کسب صلاحیت را گذرانده باشد؟ این ضروریات و شایستگیها چیستاند؟ پاسخ به پرسشها بخش مهم سخنرانی مریم رجوی است که در طی سالیان گذشته نیز بارها بر اهمیت آنها تأکید نموده است: «تمام مسأله این است که تغییر در ایران به نیروی تغییر نیاز دارد. نیرویی که بتواند زیر اختناق حداکثری مبارزه کند و نیرویی که دوشادوش قیام مردم، سپاه پاسداران را از سر راه مردم ایران کنار بزند. حالا به نسلی بنگرید که به صفوف کانون شورشی پیوسته است. به جوانان شورشگری نگاه کنید که در بیدادگاهها با سر بلند میگویند برای براندازی برخاستهاند.»
اهمیت بهرسمیت شناختن آلترناتیو اصیل ایرانی با پیشینهی مبارزات تاریخیاش برای پاسخ به «پتانسیل انفجاری جامعهی ایران»، محور دیگر سخنان مریم رجوی است: «همه عوامل اقتصادی اجتماعی و سیاسی که به قیام دیماه منجر شد، تشدید شده و پتانسیل انفجاری جامعه ایران بالا رفته است. پس این مقاومت و این آلترناتیو باید حمایت و بهرسمیت شناخته شود.»
بیشک چشمانداز آیندهی تحولات ایران از مسیر گذشتهیی میآید که زمینههای آن را نبرد میان آزادی و استبداد رقم زده است. در ۳ دههی گذشته، ایران شاهد ۶ قیام بزرگ نافیِ هرگونه دیکتاتوری بوده است. مریم رجوی آیندهی ایران را با اتکا به دادههای تاریخی و تجربهشده طی همین ۳ دههی گذشته توصیف میکند: «تاریخ به عقب و به حاکمیت دوباره بقایای استبداد شاه در ایران برنمیگردد. بهقول مردم ایران، این آب در هاون کوبیدن است!»
تصویرهای مشخص و دستیافتنی برای رسیدن به آیندهی آزاد و دموکراتیک در ایران، نشانیهایی دارند که مریم رجوی بهعنوان نتیجهگیریِ پایانیِ سخنان خود، بر راهنما بودن آنها تأکید میکند: «فرضیههایی مثل فروپاشیِ خودبهخودیِ یا سرنگونی از طریق هوا و جنگ خارجی و آلترناتیوسازی مجازی و رباتیک حول بازماندگان دیکتاتوری شاه، فقط در خدمت آخوندهای حاکم است. در نقطه مقابل، این حقیقت درخشید که تنها راهحل بحران کنونی، تغییر رژیم است و این تغییر با قیام مردم و مقاومت سازمانیافته آنها امکانپذیر است.»