در ادبیات سیاسی رژیم ولایت فقیه، همواره از انسداد «تنگه هرمز» بهعنوان ابزار بازدارندگی یاد میشد؛ اما امروز کابوس اصلی اتاقهای فکر امنیتی، نه در آبهای دور، بلکه در سنگفرش خیابانهای ایران نهفته است. نظام با پارادوکس «تنگه خیابان» روبهروست؛ گلوگاهی که اگر از کنترل خارج شود، تمام ابزارهای قدرت آن فرو خواهد ریخت. رژیم برای مشروعیت بخشیدن به خشونت، خیابان را بهمثابه منطقهٔ اشغالی مدیریت میکند.
احمد علمالهدی در خطبههای خود در مشهد (۱۴ آذر ۱۴۰۴) با صراحتی بیسابقه اعلام کرد: «دشمن کمین کرده تا خیابان را از ما بگیرد؛ اگر بسیج و نیروهای حزباللهی حضور فیزیکی و مقتدرانه در معابر نداشته باشند، فتنهگران از همین منافذ برای ضربه به اصل نظام استفاده خواهند کرد». همزمان، «سردار رادان»، فرمانده فراجا، در گردهمایی نیروهای یگان ویژه (دی ۱۴۰۴) تأکید کرد که «حضور در میدان، تعطیلبردار نیست و هر گونه تساهل در اشغال خیابان، بهمعنای دادن فرصت قیام به معاندان است».
این اظهارات، نشاندهندهٔ ترسی نهادینه از لرزش زمین زیر پای مستبدان است.
در این بنبست سیاسی، استبداد دینی با انتصاب مجتبی خامنهای بهعنوان ولیفقیه، رسماً به یک «پادشاهی موروثی آخوندی» تبدیل شده است. کسی که ۳دهه در پشت پرده، هدایتگر سرکوب، غارت داراییها و تروریسم بوده، حالا با بستن تنگه هرمز و تکیه بر گروههای نیابتی به میدان آمده است. اما بر تخت نشاندن نسخهٔ ضعیفترِ پدر، اعتراف به این واقعیت است که رژیم هیچ راهی برای فرار از سرنگونی ندارد.
در مقابل این جبههٔ سرکوب، یک نیروی رزمنده و سازمانیافته در تمام استانها ریشه دوانده است. کانونهای شورشی و ارتش آزادی، همان دست توانا و پشتوانهٔ مأموریت تاریخی سرنگونی هستند. این نیروی فداکار که تنها در یک سال گذشته بیش از «۳۰۰۰رشته عملیات ضداختناق» انجام داده، در قیامهای مردمی نقش تعیینکنندهای در هدایت و هدف قرار دادن مراکز سرکوب ایفا کرده است. کانونهای شورشی در قیامهای اخیر بیش از ۲۰۰۰مفقود و ناپدید تقدیم راه آزادی کردهاند، اما این جانفشانیها شعله قیام را فروزانتر کرده است.
نتیجهگیری؛ فرجام کار در دستان ارتش آزادی
رژیمی که در دورهٔ علی خامنهای به پایان کار خود رسیده بود، با موروثی کردن ولایت فقیه نجات نخواهد یافت. تضاد اصلی امروز میان «تیربار سرکوب» و «اراده کانونهای شورشی» در تنگه خیابان است. نظام میکوشد با پادگانسازی شهرها و صدور احکام اعدام، زمان بخرد، اما واقعیت سرکش در کف خیابان است.
کانونهای شورشی، بهعنوان نیروی تغییر، نشان دادهاند که خشم سازمانیافتهای که مراکز اختناق را هدف میگیرد، مهارناپذیر است. پادشاهی موروثی آخوندی، پیش از آنکه بتواند با بستن تنگه هرمز برای خود بقا بخرد، در تنگه خیابان بهدست مردم و مقاومت ایران سرنگون خواهد شد. پیروزی از آن ارادههای شکستناپذیری است که برای آزادی از همهچیز خود گذشتهاند.
امیر از تهران
مسئولیت محتوای مطالب وارده بر عهده نویسنده است