در حالی که حاکمیت ملایان بسیار تلاش کرد با تجمعات شبانهی نانخورهای سیاسی و صنفیِ نظام، سور و سات پروپاگاندایی برای خود دستوپا کند، روز یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ شاهد بودیم که تظاهرات و تجمع بازنشستگان تأمین اجتماعی در برخی شهرهای ایران، به نمادی از یک رفراندوم برای بیان نظرات اقشار مردم ایران دربارهی حکومت تبدیل شد.
این تجمعات اعتراضی در شهرهای رشت، تهران، اهواز، دزفول، شوش، کرمانشاه و اصفهان برگزار شد. تظاهرات و اعتراض در شهر شوش در دمای ۵۰ درجه انجام شد.
آن کیفیتی که در این اعتراضات بارز شد، بیان ریشهی اصلی مشکلات بازنشستگان در قالب شعارهای روشنگرانه و افشاگرانه است. در کلیهی تجمعات نشان داده شد که مقولهی سپردههای بانکی و مطالبات صنفی، موضوعات انتزاعی و جدای از سیاستگذاریهای سیاسی و اقتصادی و قضاییِ حاکمیت آخوندی نیستند، که از قضا بهطور مستقیم، محصول همین سیاستگذاریها هستند.
کیفیت نوین این اعتراضات در پیوند یافتنشان با مطالبات و مشکلات سراسریِ اکثریت مردم ایران در خشم علیه نظام ملایان است. در این تجمعات، اصلیترین مسائل مردم ایران توأم با عمدهترین موانع تحقق خواستههایشان فریاد شد. هر شعاری، رأی میلیونها ایرانی دربارهی ساختار حاکمیت ولایت فقیه و آثار تخریبیِ کلان این نظام علیه زندگی و معیشت و کرامت مردمان است. فریادها و شعارها، نظر و درد مشترک اکثریت ایرانیان را نمایندگی میکند، از اینرو خصلت نتیجهی یک رفراندوم را داراست.
تجمعکنندگان در رشت، راه حل نجات ایران از دیکتاتوری را فریاد زدند: «همسبتگی، اتحاد ــ پایان ظلم و فساد.»
در کرمانشاه، بازنشستگان، پایههای مهم سر پا ماندن نظام آخوندی را نشانه گرفتند و بهترین تحلیل سیاسی روز را در عبارتهای شعارگونه، خلاصه نمودند:
«جنگ و مذاکره بهانهست ــ زندگی ما ویرانهست. / وقتی بشر اعدام است ــ حقوق بشر کدام است؟ / معترض زندانی، معلم زندانی، کارگر زندانی، زندانی سیاسی ــ آزاد باید گردد.»
در همین روز، بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهر شوش، در گرمای ۵۰ درجه به خیابان آمدند، چرا که کارد ظلم و فساد و چپاول حاکمیت، به استخوان مردم رسیده است. سیاستگذاریِ حاکمیت ملایان کاری با حق حیات مردمان کرده است که تأمین نیازهای اولیهی زندگی، خود زندگی را گروگان گرفته است. اعتراض به وضعیت معیشت، تورم، گرانی و نابرابریِ سازمانیافتهی حکومتی، نه گرما میشناسد و نه سرما. سیاستگذاریهای اتاق فکر نظام، گلوی زندگی را گرفته و مردم را میان زنده ماندن و فلاکت، مخیر کرده است. فریادهای دادخواه تجمعکنندگان، موقعیت کنونی میان جامعه و حاکمیت را کاملاً شفاف گزارش میدهد و راه خلاص شدن از سببسازان ولایی ــ آخوندیِ آن را برای سراسر ایران بهاشتراک میگذارد:
«ما دیگه جنگ نمیخوایم، وعده صادق نمیخوایم / جوانان آیندهساز میهن را اعدام نکنید / بیتالمال و خزانه، جولانگاه دزدانه / دلار صد هزاری، پزشکیان کجایی؟ / ظلم و ستم فراوان، ما را کشید خیابان / خیابان خیابان، سنگر زحمتکشان / از خوزستان تا گیلان، مرگ بر این مدیران.»