در حالی که ولیفقیه ارتجاع در بحران بیراهحلی به جای پاسخگویی به بحرانها و معضلات نظام در دیدار با نیروهای وارفتهاش از موهوماتی مثل گام دوم حرف میزند اذعان به چشمانداز تیرهٔ نظام و وحشت از سرنگونی بهخصوص با تأکید بر نفرت مردم و حتی ریزش نیروهای خود رژیم این روزها حرف اول مقامات و کارشناسان حکومتی شده است.
در وحشت از فضای انفجاری جامعه، این روزها هر باند یا هر فردی که میخواهد جریان یا خودش را از حسابرسی مردمی در ببرد، اولین کارش این است که به کارنامهٔ سیاه سایر باندهای حاکم را برملا کند. چرا که حسابرسی مردمی در فضای ملتهب جامعه در اثر فشارهای فقر و گرانی و ظلم و چپاول، محتوم و نزدیک بهنظر میرسد. این اعترافها در هر دو باند حاکم دیده میشود. از جمله آخوند نصرالله پژمانفر در روز چهارم خرداد در مجلس ارتجاع گفت: «همه ملت ایران میدانند دو طیف اصلاحات و حامیان دولت که امروز هم در تلاش هستند صندلی ریاست مجلس را بهدست خود بگیرند تلاش در حل مشکلات مردم نکردند....مردم باید بدانند که ما ضعف هر دو گروه را در ایجاد وضع موجود مؤثر میدانیم و بههیچوجه نمیتوانیم به جانبداری از طرفی وزر و وبال مشی آنها را برگردن بگیریم».
این اعترافهای دیرهنگام گاه عمق بیشتری از تباهی نظام را برملا میکند، اما جز اعتراف و در بردن خود خاصیت دیگری ندارد چرا که خودشان اذعان میکنند کار نظام از این حرفها گذشته است:
محمد باقر سعادت عضو مجلس ارتجاع روز ۴خرداد گفت: «ایران اسلامی دچار مشکلات چند وجهی و عمیقیست که همه ملت را به تنگ آورده اما از ما نمایندگان تا دیگر مسئولان نهادها و دستگاهها گویی کمتر کسی نیاز به پاسخگویی به ملت را در خود احساس میکند.
اگر امروز کشور در حوزههای مختلف دچار مشکل شده و به تعبیری همایندی بحرانها را شاهد هستیم نباید این کلاف در هم پیچیده را به گردن این و آن در داخل و خارج بیاندازیم چرا که این شرایط هر گونه که هست محصول عملکرد ما مسئولان کشور است و اونهایی که تصدیهای طولانیتری دارند مسئولیتشان بیشتر است.
امروز تحریم شدهایم و از این رو مشکلاتی بر ما عارض شده اما آیا همه مشکلات ما آورده تحریم است؟ ضعف سیستم بکارگیری علوم ناشایسته سالاری، آسیب پذیری تولید کنندگان و کارآفرینان، ترس و بدبینی نسبت به سرمایهگذاری، فساد سازمان یافته، ضعفهای شدید در مبارزه با رانتخواری و سو استفاده که ربطی به تحریمها ندارند».
این اعترافها به بنبستها و ناکارآمدیهای همهجانبه در کنار اعتراف به فساد سازمانیافته در نظام، در حالی است که برخی دیگر از مهرههای نظام به صراحت از چشمانداز تیرهٔ رژیم و وحشت از نامعلوم بودن چگونگی انفجار خشم مردم صحبت میکنند.
محمدعلی وکیلی عضو هیأترئیسه مجلس ارتجاع در روز ۴خرداد نوشته است: «این جامعه اکنون در اوج تغییرخواهی است اما چند مشکل اساسی وجود دارد که پیشبینی رفتار جامعه را پیچیده و سخت کرده است:
الف) جامعه نسبت به نسخه انتخابات خوشبینی سابق را ندارد؛
ب) بر سرِ مسائل کنونی توافق وجود ندارد. همچنان که نیاز به تغییر حس میشود، اما از آینده تصویر مشوشی وجود دارد لذا بیمِ عمل هم وجود دارد؛
ج) این جامعه نماد سیاسی بهعنوان عنصر غیریت برای عبور از وضع فعلی پیدا نمیکند.
د) کار کرد نهاد انتخابات، محل ابهام شده است و این امر باعث شده تشتِ نهاد سیاست در بام اقبال لغزان باشد.
این همه باعث شده نتوان چشمانداز واضحی از آینده داشت و رفتار جامعه را به درستی پیشبینی کرد».
البته نتیجه رفتار جامعه را علی مطهری نایبرئیس مجلس ارتجاع به درستی پیشبینی کرد و گفت: همهٔ ما با هم غرق میشویم.
همان واقعیتی که سه روز قبل روحانی با نهایت وقاحت و سفلگی درون مایه عمیقاً ضدمردمی خود به زبان دیگری بیان کرد و گفت مردم اگر شب سفرهٔ کوچکتری داشته باشند، -منظورش این بود که نان شب نداشته باشند-، ولی تا مادامی که دست از رژیم برنداشتهاند و اعتماد دارند هم نیست معنی حرفش این است که مسأله مهم مشکل امنیتی است(خبزش مردمی) که تمامی وحشت و نگرانی رژیم از صدر تا ذیل ریشه در آن دارد