روز ۸ اسفند، خبر شکایت از پرویز ثابتی در دادگاهی در آمریکا، از مطرحترین خبرها شد. شکایت از رئیس ادارهٔ مخوف سوم ساواک شاه که توسط۳زندانی سیاسی شکنجه شده در زمان شاه مطرح شده، ثابتی را معمار نهادینه کردن شکنجه در ایران و استفاده از توبهٔ اجباری در ملأعام که از طریق شکنجه به دست آمده معرفی کرده است. رویهیی که توسط ثابتی توسعه یافت و امروز در رژیم آخوندها گسترش یافته و به کار گرفته شده است.
ایندیپندنت انگلستان هم نوشت: بسیاری از منابع میگویند رژیم شاه و آخوندها «دو روی یک سکه» هستند. میراث شکنجه توسط شاه ساخته شد و توسط رژیم آخوندها گسترش یافت. ساواک هرگز منحل نشد و توسط رژیم آخوندها بهکار گرفته شد.
بسیاری از زندانیان سیاسی زمان شاه، در بیانیهیی با بازگو کردن جنایات شاه و ساواکش، این خط استعماری را افشا کردند. از جمله ۱۷۵ زندانی سیاسی زمان شاه در بهمن ۱۴۰۱ در بیانیههای خود با یادآوری تجارب شخصی و مشاهداتشان از شکنجههای وحشیانه توسط ساواک و یادآوری قهرمانانی که زیر شکنجه بهشهادت رسیدند، تشبثات و اقدام ضدانسانی بقایای دیکتاتوری سلطنتی و محافل ارتجاعی و استعماری برای سفیدسازی ساواک و سردژخیم شکنجهگران پرویز ثابتی را قویاً محکوم کردند.
همین محافل در همان بهمن ۱۴۰۱ در تلاش و تقلا بودند تا با بوقهای تبلیغاتی و فالوورهای قلابی، بچهٔ شاه را بهعنوان «آلترناتیو!» قالب کنند تا بهزعم خود آلترناتیو انقلابی را کنار بزنند. همان خطی که با توجه به موهوم بودن بازگشت به سلطنت مدفون در عمل به حفظ نظام ولایت راه میبرد و اینکه وضع موجود بر جایگزینی شورای ملی مقاومت و مجاهدین ترجیح دارند.
بالا بردن عکسهای پرویز ثابتی سردژخیم ساواک شاه نیز در همان بهمن ۱۴۰۱ صورت گرفت. کسی که سرپرستی سیاسی بچه شاه را در آمریکا بهعهده داشته است. اما اکنون هم او و هم بچه شاه حاشا میکنند و در ینگه دنیا ابوعطای دموکراسی میخوانند
شایان یادآوری و آموزنده است پیام رهبر مقاومت که در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی (۲۲بهمن۱۴۰۱) درباره این نمایشهای ارتجاعی – استعماری گفت:
«اتوبوس مجانی" استبداد و وابستگی با سرنشینان ساواکی آزادیخواهان و استقلالطلبان را به سلولها و تپههای اوین میبرد.
اتوبوس ضدمصدقی با پلاک ۲۸ مرداد و رانندگی بچه شاه ارزانی ورثهٔ ساواک و ریزشیهای شیخ و اصلاحاتش باد.
این، جادهٔ گذار از عمامه و عبا و نعلین به شنل و چکمههای خونین و مسیر شناخته شدهٔ حرکت از ولایت فئودالی به بورژوازی نوکیسهٔ بیدنده و ترمز است».
او تأکید کرد که «این فریبکاری و خیانت و انحراف و تفرقه به سود رژیم ولایت است».
مقاومت ایران از آغاز مرزبندی بنیادین «نه شاه، نه شیخ» را «چراغ راهنما»ی مبارزه برای سرنگونی دیکتاتوری آخوندی و تحقق یک جمهوری آزاد و دموکراتیک در ایران دانسته و در نظر و عمل، از مواضع رسمی تا شعار عملیات کانونهای شورشی در کف خیابان، بهآن وفادار بوده است. چراغ راهنمایی که رمز پیشروی این مقاومت و این جایگزین دموکراتیک است.
صد سال پیش در فقدان یک مقاومت سازمانیافته و یک جایگزین شایسته، دست استعمار توانست یک قزاق تحتامر خود را که در نبردهای انقلاب مشروطه رو در روی مجاهدان آن انقلاب مسلسل چی استبداد بود، با کودتای سوم اسفند ۹۹ به قدرت برساند تا دستآوردهای آن انقلاب را نابود کند.
اما اکنون چراغ راهنمای «نه شاه نه شیخ» و شعارهای «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» در کف خیابانهای میهن در قیامهای ۱۴۰۱و در تظاهرات هموطنان در کشورهای مختلف نشان داد که «جبهه خلق»، با همهٔ تنوعاتش، در برابر شاه و شیخ مرزبندی دارد و با همین چراغ راهنما توطئه ارتجاعی- استعماری را درهم میشکند
در همین راستا مقاومت ایران با تأیید و تأکید بر شکایت ۳ زندانی سیاسی شکنجهشده در ساواک شاه بار دیگر از قضاییه و مقامات مسئول در آمریکا میخواهد پرویز ثابتی سردژخیم شاه را که در اعدام و کشتن صدها زندانی سیاسی و در شکنجهٔ هزاران زندانی سیاسی دیگر دست داشته و یکی از بارزترین نمونههای جانیان علیه بشریت در تاریخ معاصر است، مشمول عدالت سازند.