در روز ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، تالارهای باستانی پارلمان انگلستان شاهد رویدادی بود که بهعنوان سرفصلی جدید در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ثبت شد. کنفرانس «ایران: به سوی جمهوری دموکراتیک، حمایت از دولت موقت» با حضور شخصیتهای برجسته هر دو مجلس اعیان و عوام، گواه هوشیاری و انتخاب مسئولانه مجلسین انگلستان در یکی از حساسترین لحظات تاریخی در قبال ایران است: رئوس مهم این کنفرانس را از نظر میگذرانیم:
اجماع جهانی حول محور «دولت موقت»
حمایت ۷۵نماینده پارلمان انگلستان از همه احزاب، آن هم تنها در عرض ۷۲ساعت، پیامی روشن به تهران و پایتختهای جهانی مخابره کرد. سخنان «باب بلکمن»، رئیس مشترک کمیته بینالمللی پارلمانترها، مبنی بر اینکه اعلام دولت موقت یک «گام شجاعانه و آیندهنگرانه» است، نخبگان سیاسی غرب را به این واقعیت رهنمون شده است که برای جلوگیری از هرج و مرج پس از سقوط رژیم، وجود یک ساختار سازمانیافته با پیشینه تاریخی (از سال ۱۳۶۰) حیاتی است.
این دولت موقت، نه مدعی قدرت دائمی، بلکه ضامن انتقال قدرت به صاحبان اصلی آن یعنی مردم است. تعهد به برگزاری انتخابات آزاد ظرف ۶ماه برای تشکیل مجلس مؤسسان، دقیقاً همان حلقه مفقودهای است که مشروعیت این جایگزین را از سایر مدعیان متمایز میکند.
طرح ۱۰مادهای، طرحی منطبق با ارزشهای دموکراتیک
حمایت بیش از ۶۰۰پارلمانتر بریتانیایی و ۴۰۰۰نماینده در سراسر جهان از طرح ۱۰مادهای خانم مریم رجوی، انطباق کامل این برنامه را با ارزشهای بنیادین دموکراتیک بارز میکند. در جهانی که با بنیادگرایی و تروریسم دستوپنجه نرم میکند، ارائه برنامهیی که بر «ایران غیرهستهای»، «جدایی دین از دولت»، «برابری جنسیتی» و «لغو مجازات اعدام» تأکید دارد، یک «ضمانتنامه صلح» برای منطقه و جهان است. این طرح ثابت میکند که انتخاب پیش روی ایران، نه بین بد و بدتر، بلکه انتخابی میان «دیکتاتوری و دموکراسی» است.
نفی قاطع میراث استبداد: نه به شیخ، نه به شاه
یکی از نقاط عطف این کنفرانس، مرزبندی صریح نمایندگان بریتانیا با بقایای دیکتاتوری سابق بود. باب بلکمن با اشاره به ایمیلهای مکرر فرزند شاه، بر یک واقعیت میدانی تأکید کرد: رهبری واقعی و صدای مشروع مردم ایران در خیابانها و در کانونهای شورشی طنینانداز است، نه در رویاهای بازگشت به فاشیسم سلطنتی.
خانم مریم رجوی نیز در سخنان خود به درستی خاطرنشان کرد که مردم ایران با نثار خون ۱۰۰هزار تن از بهترین فرزندان خود، به عقب بازنمیگردند. اصل راهنمای «نه شاه، نه شیخ» دیگر تنها یک شعار نیست، بلکه جوهره انقلاب دموکراتیک ایران است که هر گونه تلاش برای ربودن حاصل رنج ۴۷ساله مردم را ناکام میگذارد.
کانونهای شورشی؛ نیروی تغییر بر روی زمین
برخلاف تحلیلهایی که تغییر در ایران را امری ذهنی میپندارند، عملیات کانونهای شورشی در قلب تهران ثابت کرد که استراتژی مقاومت دارای «مبانی مادی» و عملیاتی است. این قدرتنمایی در حفاظتشدهترین نقاط کشور، لرزه بر اندام ساختار در حال انقراض ولایت فقیه انداخته است. خانم رجوی به درستی اشاره کرد که با مرگ خامنهای، تعیین ولیفقیه جدید در برابر عزم جزم مردم دوام نخواهد آورد؛ زیرا نیروی تغییر نه از خارج، بلکه از بطن جامعه و قیام سازمانیافته برمیخیزد.
ضرورت اقدام عملی: لیستگذاری سپاه و شناسایی حق مقاومت
پارلمانترهای بریتانیایی در این کنفرانس، گامهای عملیاتی دقیقی را مطالبه کردند:
ممنوعیت کامل سپاه پاسداران: توقیف داراییها و شناسایی آن بهعنوان یک سازمان تروریستی.
بهرسمیت شناختن حق مقاومت: شناسایی نبرد کانونهای شورشی علیه پاسداران بهعنوان یک حق مشروع ملی.
تعامل مستقیم با دولت موقت: فراخوان به دولت انگلستان برای آغاز مذاکرات رسمی با شورای ملی مقاومت.
حمایت از دولت موقت، یک وظیفه اخلاقی
کنفرانس پارلمان انگلستان ثابت کرد که دوران طلایی مماشات به پایان رسیده است. افشای برنامه هستهیی و موشکی رژیم توسط مقاومت در ۳دهه گذشته، امروز بهعنوان یک سند روشنگرانه سیاسی شناخته میشود. اکنون که استبداد دینی به پایان راه خود رسیده است، حمایت از «دولت موقت» و طرح ۱۰مادهای، نه تنها یک وظیفه اخلاقی در قبال حقوقبشر، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای صلح و امنیت جهانی است.
ایران فردا، جمهوری دموکراتیکی است که فرزندان رشیدش با خون خود در حال نگارش قانون اساسی آن در کف خیابانها هستند.