728 x 90

ایران؛ انقلابی عظیم جریان دارد

قیام مردم ایران
قیام مردم ایران

انقلابی عظیم در ایران جریان دارد؛ آن‌گونه که شرایط قبل و بعد از ۱۸دی ۱۴۰۴ بسیار متفاوت هستند. گسترده‌ترین حضور عنصر اجتماعی طی چهار دهه‌ی گذشته در قیام دی ۱۴۰۴ رقم خورد. بدین سبب، انرژی کلان اجتماعی برای رقم زدن نبرد نهایی با دیکتاتوری آخوندی آزاد شده است. وحشتِ سراپای حاکمیت، گواه جریان داشتن انقلابی سراسری در ایران‌زمین است. دگرگونیِ ناگهانیِ جامعه و بروز عزم جزم سرنگونی‌خواهی، آن‌قدر گسترده و پردامنه بود که رسانه‌ها و مفسران از واقعیت جامعه عقب افتاده بودند.   

 

آماده‌باش سراسری رژیم و اعمال حکومت نظامی، ناشی از هراس فوق‌العاده‌ی آن است. با قتل عامی که خامنه‌ای راه انداخت، اکنون از صدر تا ذیل حاکمیت، با جغرافیایی از خشم و انتقام ملی روبه‌روست.

اکنون در کف خیابان‌ها و خانه‌خانه‌ی ایرانیان،‌ نبرد استراتژی‌هاست؛ از حاکمیت گرفته تا اپوزیسیون اصیل نافیِ هرگونه دیکتاتوری، در کار آزمایش استراتژی نهایی هستند.

اگر تا قبل از قیام دی ۱۴۰۴ از پتانسیل قیام در جامعه گفته و نوشته می‌شد، اکنون شرایط گذشته‌ی میان جامعه و حاکمیت توسط قیامی ملی درنوردیده شده است.

 

اکثریت مردم تجربه کردند که بازگشت به گذشته و تحمل و مدارا، دیگر امیدی به تغییر برنمی‌انگیزد. تمام راه‌های پیموده‌شده‌ی پیشین، به سرانجام سرنوشت ناکام خود رسیدند. از تکامل همه‌ی قیام‌های پشت سر، اینک فصل نو سازمان‌یافتگی با حداکثر قاطعیت، یگانه راه نبرد با حاکمیت اشغال‌گر ولایی ــ آخوندی آغاز شده است.

 

رژیم عجالتاً با قطع اینترنت و تداوم آن، به‌زعم خود قصد دارد ارتباط میان مردم با همدیگر و ایران با جهان را از بین ببرد تا نظام سر پا بماند. اما تا کی؟ از طرفی خیل سرکوب‌گران جانی را در خیابان‌ها و گذرگاه‌ها مستقر کرد تا جامعه‌ی ملتهب و مترصد خیز سرنوشت‌ساز را کنترل نماید. اما خامنه‌ای تا کی می‌تواند نیروهای سرکوبگر را در خیابان نگه دارد؟

واقعیت این است که با تغییر شرایط میان جامعه و حاکمیت و تحول آن به قیام اجتماعی، این مردم‌اند که ابتکار عمل برای تداوم قیام و انقلاب را در دست دارند. از این پس باید در انتظار ظهور انواع کنش‌ها از جانب جامعه بود. با اندکی مسامحه، می‌توان وضعیت کنونی را به موقعیت جامعه‌ی ایران پس از کشتار سنگین شاه در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ قیاس نمود. آن‌چه بعد از آن رخ داد، تغییر کیفیت مناسبات مردم با حکومت بود. امواج قیام سراسری به خروش آمد، طوری که چشم‌انداز سرنگونی محتوم شاه از اواخر مهر ۵۷ هویدا شد.

 

به همین دلایل، وضعیت درون حاکمیت هم متأثر از یک قیام ملی، بسا بیش از گذشته متلاطم و متخاصم شده است. بی‌تردید بیش از این خواهد شد. ضربه‌ی مشت ملی و قاطع قیام بر کلیت نظام چنان بود که بسیاری از کارگزاران نظام هنوز در حیرت‌اند و توان و جرأت اعلام مواضع ندارند.

 

بنابراین با فصلی نو مواجهیم. «نو» شدن، شرایط و قانون‌مندی‌های خاص خود را دارد. طبعاً همه‌چیز قابل پیش‌بینی نیست،‌ ولی در آن‌چه که تردید وجود ندارد، بازگشت‌ناپذیریِ مختصات میان اکثریت جامعه‌ی ایران و حاکمیت ملایان به قبل از قیام دی ۱۴۰۴ است. اکنون میان جامعه و حاکمیت، معادله‌ی بودن یا نبودن به‌جریان افتاده است. تحولات و مواضع جهانی نیز، از این معادله تأثیر می‌پذیرند.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/8c119ad0-4427-496b-afed-0fbe1ea5f4b4"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات