728 x 90

تبارشناسی کادرهای حرفه‌یی در مقاومت ایران

گردهمایی ایران آزاد ـ عکس از آرشیو
گردهمایی ایران آزاد ـ عکس از آرشیو

در پهنه تاریخ معاصر ایران، جریان‌ها و جنبش‌های متعدد برای سازمان و سامان‌دهی به مبارزه سر برآورده‌اند، در این میان «سازمان مجاهدین خلق» و «مقاومت ایران» به گونه‌یی متفاوت با وضعیتی تقریباً منحصر به‌فرد مواجه بوده است. این نه فقط پایداری و پیشبرد مبارزه در ۶دهه با فاشیسم سلطنتی و دینی، بلکه برخورداری از کادرهایی است که مفهوم «مبارزه» را از یک فعالیت مقطعی به یک «زیست حرفه‌یی و همه‌جانبه» ارتقا داده‌اند. این نوشتار به بررسی زیرساخت‌های فکری و انسانی این تحول می‌پردازد؛ آنجا که پیوند میان کرامت انسانی و ضرورت‌های سیاسی، به آزادسازی انرژی‌هایی می‌انجامد که قادر است بن‌بست‌های تاریخی را درهم بشکند.

 

کادر حرفه‌‌ای، فراتر از رزم‌آور تک‌بعدی

تعریف کادر حرفه‌‌ای در تشکیلات مجاهدین، با تعاریف کلاسیک تفاوت دارد. کادر حرفه‌‌ای کسی نیست که تنها تمام وقت خود را صرف مبارزه نظامی و سیاسی بنماید، بلکه انسانی است که تمامیت وجودی خود را با آرمان گره زده است. این افراد برای خود «زندگی خصوصی» به‌معنای متعارف آن قائل نیستند.

تخصص، دانش سیاسی و توانمندی مدیریتی این کادرها، نه در محیط‌های گلخانه‌یی، بلکه در کوره‌ٔ گدازان صحنه‌های دینامیک مبارزه صیقل خورده است. این سرمایه انسانی همان عاملی است که به مقاومت اجازه می‌دهد که تهدیدهای خردکننده را به فرصت‌هایی برای جهش و پیشروی تبدیل کند.

 

انسان، گوهری در تکاپوی شدن

ریشه این توانمندی را باید در نگاه هستی‌شناسانه به «انسان» جست‌وجو کرد. در دیدگاه مریم رجوی، انسان نه یک موجود ایستا و تعریف شده در قالب‌های گذشته، بلکه «سرچشمه تغییرات» است. او معتقد است که هر گونه پیشروی در میدان‌های اجتماعی و سیاسی، از شکافتن گوهر وجودی انسان آگاه و انتخابگر آغاز می‌شود.

در این پارادایم، انسان با «انتخاب‌هایش» در هر لحظه بازتعریف می‌شود. او موجودی است که در تقابل میان سنت‌های کهنه و ارزش‌های نو، مدام در حال انتخاب است. این پویایی باعث می‌شود که قضاوت‌های ایستا درباره افراد رنگ ببازد. انسان رها، کسی است که استعدادهای مکنون خود را در پیوند با آرمان‌های والا کشف کرده و این انرژی را برای آزادسازی جامعه به کار می‌گیرد.

 

ارتعاش تارهای وجودی و سمفونی هستی

ساختار وجودی انسان به‌گونه‌یی طراحی شده که به ارزش‌هایی چون زیبایی، عدالت و فداکاری واکنش نشان می‌دهد. این‌ها «تارهای لطیفی» هستند که در صورت به صدا درآمدن، موسیقی رهایی را می‌نوازند. انسان مسئول، کسی است که نغمه درونی خود را با سمفونی شکوهمند هستی هم‌صدا می‌کند.

وقتی آرمان یک فرد از مدار کوچک «من» خارج شده و به افق‌های بلند «خوشبختی دیگران» متمایل می‌شود، او هویتی همگانی پیدا می‌کند. در این نقطه، فرد از قواره زندگی شخصی خود فراتر می‌رود و حتی آمادگی می‌یابد تا وجود فیزیکی خود را فدای بقای آرمان و رهایی خلق کند. اینجاست که «عشق» معنای حقیقی خود را باز می‌یابد.

 

عشق پرداختگر: کیمیای دگرگونی

در منطق مقاومت، عشق یعنی «پرداختگری مطلق». این نوع از عشق، با هر گونه خودپرستی در تضاد است. انسان آرمان‌گرا با فدا کردن خود برای نسل‌های آینده، در واقع جِرم وجودی خود را به انرژی خالص تبدیل می‌کند. این هم‌ارزی جرم و انرژی در ساحت معنوی و مبارزاتی، همان چیزی است که «انرژی انفجاری انسان» نامیده می‌شود.

 

غلبه بر قوانین کلاسیک و معجزه تشکیلات

هنگامی که این انرژی آزاد می‌شود، دیگر قوانین کلاسیک فیزیک قدرت و نبرد بر آن صادق نیست. در محاسبات مادی، توازن قوا بر اساس تجهیزات و شمار نفرات تعیین می‌شود، ولی انرژی آزاد شده از کادرهای آرمان‌گرا، تمامی این معادلات را برهم می‌زند.

البته این قدرت ناشی از یک حرکت توده‌‌ای و بی‌شکل نیست. قدرت واقعی در «ضرب شدن» این انرژی‌ها در ظرف «تشکیلات» نهفته است. تشکیلات در اینجا، یک ساختار اداری خشک نیست، بلکه بافت و ساخت جدیدی است که از درهم‌تافتگی کیفیت‌های انسانی حاصل شده است. این پیوند ارگانیک و آگاهانه، نیرویی تولید می‌کند که می‌تواند در برابر سهمگین‌ترین استبدادها ایستادگی کرده و ورق را به نفع براندازان و آزادی‌خواهان برگرداند.

 

پیروزی اقلیت آگاه بر اکثریت بی‌انگیزه

تاریخ گواهی می‌دهد که پیروزی همواره از آن لشکرهای پرشمار نبوده است. جوهره بسیاری از نبردهای سرنوشت‌ساز، غلبه اراده‌های پولادین و گروه‌های اندک اما هدفمند بر توده‌های بی‌انگیزه و متکی به جبر بوده است.

اشاره به نبرد «طالوت» و «جالوت» در قرآن، بازتاب همین حقیقت جاودان است: «ای بسا گروهی اندک که به اذن خدا بر گروهی بسیار غلبه یابند». کَم مِن فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَت فِئَةً کَثیرَةً بِإِذنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصّابِرینَ (بقره ۲۴۹)

مقاومت ایران با تکیه بر این منطق و با آزاد کردن پتانسیل‌های عظیم انسانی، در پی آن است تا بر ارتجاع و اهریمن استبداد پیروز شده و راه را برای طلوع آزادی هموار کند. این مسیری است که در آن، هر کادر حرفه‌یی مجاهد خلق و هر عضو کانون شورشی، جرقه‌ای است برای انفجار بزرگ رهایی؛ که بی‌گمان در ایران‌زمین محقق خواهد شد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/93a50635-cb7b-4c3d-8ea0-72601d3d9883"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات