در حالی که پشت درهای بسته کنفرانس امنیتی مونیخ(MSC)، دیپلماتها و استراتژیستهای جهانی در پی ترسیم نقشهای جدید برای امنیت بینالملل بودند، در چند قدمی آنها و در میدان «اودئون پلاتس»، واقعیتی ملموستر و عمیقتر در جریان بود. تظاهرات ایرانیان آزاده و یاران شورشگر در مونیخ، تجلی ارادهای پولادین برای بازپسگیری حق حاکمیت ملی بود که امنیت جهانی را به دموکراسی در ایران پیوند میزد. اهمیت این تظاهرات در همزمانی با کنفرانس امنیتی، در این حقیقت نهفته است که «امنیت» بدون در نظر گرفتن صدای مردم تحت سرکوب، تنها یک سراب دیپلماتیک است.
پیام مریم رجوی: مانیفست تحول دموکراتیک
خانم مریم رجوی، رئیسجمهور برگزیده مقاومت، در پیامی که به این گردهمایی فرستادند، به تبیین وضعیت کنونی جامعه ایران پرداخته و ۳پیام دگرگون کننده را برشمردند: «عزم قطعی مردم برای سرنگونی تمامیت رژیم»، «اثبات راه تغییر از طریق قیام سازمانیافته با تعیینکنندگی کانونهای شورشی» و «واداشتن این رژیم به برچیدن بساط اتمی و نیابتیها فقط از طریق سرنگونی آن به دست مردم و مقاومت و قیام سازمانیافته امکانپذیر است».
وی در بخشی از پیام خود با صراحت اظهار داشت:
«جامعه ایران در مسیر انقلاب دموکراتیک و برای یک جمهوری دموکراتیک در حرکت است. و در آن کسانی که از هماکنون وعده برقراری یک استبداد تکنفره با سرکوب و حفظ نهادهای پرجنایت خامنهای را میدهند، جایی ندارند».
این سخن، مرزبندی دقیقی است میان گذشتهگرایی و آیندهنگری. این پیام نه تنها بر نفی استبداد دینی (شیخ) که بر نفی هر گونه بازگشت به استبداد موروثی (شاه) تأکید دارد؛ چرا که هر دو روی یک سکه در سلب حاکمیت از مردم هستند.
خانم رجوی از رهبران گردآمده در کنفرانس امنیتی مونیخ خواهان اقدامات زیر شد:
۱. بهرسمیت شناختن مبارزه و مقاومت مردم ایران برای سرنگونی رژیم و نبرد جوانان و کانونهای شورشی با سپاه پاسداران
۲. اقدام فوری شورای امنیت ملل متحد برای ممانعت از اعدام زندانیان قیام و زندانیان سیاسی و حمایت از کارزار سراسری نه به اعدام
۳. ایجاد تسهیلات برای دستیابی مردم به اینترنت آزاد
۴. ارجاع پرونده خامنهای و سایر سردمداران رژیم به شورای امنیت ملل متحد برای محاکمه در یک دادگاه بینالمللی بهخاطر جنایت علیه بشریت و نسلکشی و همزمان پیگرد قضایی آنها در دادگاههای ملی کشورها بر اساس اصل صلاحیت جهانی
۵. تعطیلی سفارتهای رژیم و اخراج دیپلماتها و مزدوران سپاه و وزارت اطلاعات
۶. قطع کامل شریانهای مالی رژیم آخوندی
صدای حامیان بینالمللی: اصالت جنبش تغییر
جان برکو رئیس و سخنگوی پارلمان انگلستان(۲۰۱۹ـ۲۰۰۹) در این تظاهرات گفت:
«آلترناتیو در مقابل رژیم خونریز آخوندها این نیست که به عقب برگردیم. به سلطنت و شاه برگردیم. به یک حکومت خودکامه برگردیم. ما خواهان یک دیکتاتوری در ایران نیستیم. نه حکومت آخوندها نه از نوع حکومت شاه و نه از حکومت پسر شاه».
استرون استیونسون نماینده پارلمان اروپا(۲۰۱۴ـ۲۰۰۴) از مسئولان کمیته بینالمللی در جستجوی عدالت نیز اظهار داشت:
«در دیماه گذشته مردم ایران خواست خود را برای جهان روشن ساختند. آنها خواهان چیزی کمتر از یک سرنگونی کامل دیکتاتور مذهبی نیستند که آنها را تقریباً به مدت نیم قرن تحت سلطه خودش قرار داده است. یک پیام بهروشنی ساطع شد مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر».
تحلیل ساختاری تظاهرات: نه شاه، نه شیخ
آری، آنچه در خیابانهای مونیخ طنینانداز شد، شعار راهبردی «نه شاه، نه شیخ» بود. این شعار، فراتر از یک خواسته سیاسی، یک «نه» بزرگ به تمامی اشکال دیکتاتوری در تاریخ معاصر ایران است. تظاهرکنندگان با این پیام به کنفرانس امنیتی مونیخ هشدار دادند که امنیت پایدار در خاورمیانه تنها از طریق یک ایران آزاد، غیراتمی و مبتنی بر جدایی دین از دولت(سکولاریسم دموکراتیک) محقق میشود.
این تظاهرات اثبات کرد که کانونهای شورشی و جوانان جانبرکف در داخل کشور، عقبهای استوار در پهنه بینالمللی دارند. ایرانیان آزاده از سراسر اروپا، از جمله کاروانهایی که از هلند به مونیخ شتافتند، نشان دادند که فاصله جغرافیایی نتوانسته است پیوند عاطفی و آرمانی آنها را با قیام داخل کشور بگسلد.
زمان برای مانوری دیپلماتیک با رژیم رو به پایان است
این تظاهرات که همزمان در خبرگزاریهای فرانسه، آسوشیتدپرس و رویترز منعکس شد، یک رفراندوم خیابانی برای اثبات مشروعیت جایگزین دموکراتیک بود. پیام خانم رجوی و سخنرانیهای پرشور حامیان، این واقعیت را تثبیت کرد که زمان برای مانورهای دیپلماتیک با رژیم رو به پایان است. همانطور که در این پیام رجوی تأکید شد، جهان باید حق مردم ایران برای دفاع از خود و مبارزه برای سرنگونی را بهرسمیت بشناسد.
این تظاهرات ثابت کرد که فداکاری شهیدان قیام دیماه، اکنون به سوختبار موتور محرکهای تبدیل شده که هیچ قدرتی قادر به توقف آن نیست. مونیخ، پایتخت موقت امنیت جهان، شاهد بود که امنیت واقعی نه در دست مذاکرهکنندگان، بلکه در دستهای گره کردهٔ مردمی است که برای آزادی میجنگند.