کشتی درهمشکستهٔ نظام، با ظهور ولیعهد نظام موروثی ولایت فقیه، با شتاب به سمت غرق شدن پیش میرود.
در حالی که رژیم بعد از مرگ خامنهای، با بحرانهای مرگبار امنیتی و اجتماعی روبهروست، انتخاب مجتبی هیچ دردی از نظام بحرانزدهٔ ولایت دوا نمیکند، زیرا قیامآفرینانی که پیاپی برای سرنگونی رژیم بهپاخاستند در برابر مافیای پلید آخوندی از پا نخواهند نشست.
مجتبی خامنهای، ۵۶ساله، دومین پسر خامنهای، چهرهیی کلیدی در دستگاه سرکوب و مافیای حکومتی ایران است. او از دهه ۱۳۸۰ در جریان سرکوب قیامهای مردم ایران و مهندسی انتخابات حضوری فعال داشت و در جریان اعتراضات ۱۳۸۸ و سایر قیامها، یکی از عوامل اصلی صدور فرمان شلیک به معترضان و شکنجه جوانان است. طوری که حتی روزنامه گاردین در همان ایام (۱۳۸۸) نوشت مجتبی خامنهای «یکی از عوامل اصلی سرکوب مردم معترض» است.
مجتبی خامنهای همزمان و به موازات فعالیتهای امنیتی و سرکوبگرانه، کنترل مافیای غارت و فساد را با همراهی سپاه پاسداران بهعهده داشت و شبکهیی مالی و املاک پنهان در اروپا و خاورمیانه ایجاد کرده است. گزارش بلومبرگ در ماه گذشته نشان میدهد او از طریق شرکتهای پوششی و واسطههایی مانند علی انصاری، معروف به «مرد پول مجتبی»، میلیاردها دلار درآمد نفتی ایران را به اروپا منتقل کرده است. املاک لوکس او شامل بیش از ۱۲عمارت در خیابان میلیاردرها در لندن، ویلا در دبی، هتلهای ۵ستاره در فرانکفورت، املاک در مایورکا، پنتهاوس در تورنتو و بخشهایی از ساختمانهای مجلل در پاریس است.
اقدامات اقتصادی او حتی به خرید هلدینگ «بلو ریور» در وین برای اداره شعب «اسپار» در ایران کشیده شده است، معاملهیی ۷۰۶میلیون یورویی که با لغو امتیاز برند در اروپا متوقف شد. شبکه مالی او شامل حسابهای بانکی در سوئیس، بریتانیا، لیختناشتاین و امارات است و هدف آن، هم انباشت ثروت و هم تأمین منابع مالی «قلک استراتژیک» برای بقای رژیم است.
در کنار مدیریت فساد و مافیای غارتگر، مجتبی خامنهای همچنان نماد سرکوب، تروریسم، جنگافروزی و وحشت است؛ او با کنترل بر سپاه و نیروهای بسیج ضدخلقی، از سرکوب جوانان در داخل و تقویت مزدوران نیابتی در منطقه حمایت نموده و این نفوذ را با ثروتهای هنگفت ترکیب کرده تا خط قتل و غارت و فساد پدر را ادامه دهد.
چنین ترکیبی از سرکوب داخلی و شبکه فساد بینالمللی نشان میدهد که ولیعهدی که در کشتی بحرانزدهٔ نظام به تخت ولایت موروثی نشسته، نه راهحلی برای بحرانهای نظام دارد و نه چشماندازی جز گسترش دامنهٔ اعتراضات و قیامهای آتشین ارائه میدهد و کشتی طوفانزدهٔ نظام با ولیعهد خون و فساد، در اقیانوس خشم خلق به سوی غرق شدن شتاب میگیرد.