خاکستر بازمانده از اجاق ۴۶ سال پیش را سرمایهی کنونیِ حاکمیت معرفی کردن، اگرچه معرف بلاهت محض است ولی مهمتر از آن، نشانیِ خالی بودن انبان و کیسهی نظام ولاییِ آخوندی از اعتبار و سرمایهی اجتماعی در حال حاضر میباشد. این عبارت از بیانیهی سپاه پاسداران بهمناسبت روز ۱۲ فروردین با بهرخ کشیدن «رأی ۹۸ درصدی»، گویای چنین وضعیتیست:
«ملت عظیمالشأن ایران اسلامی در ۱۱ و ۱۲ فروردین ماه سال ۱۳۵۸ با رأی بیش از ۹۸ درصدی خود در یک همهپرسی تاریخی شگفتانگیز، نظام مقدس جمهوری اسلامی را انتخاب کردند.»
اولاً آن نمایش که در قوطیِ آن فقط یک انتخاب تحمیلی پیش پای «ملت عظیمالشأن» گذاشته شده بود، هرگز رفراندوم نبود.
ثانیاً خوب بود در بیانیه اشاره میشد که در نمایش انتخابات مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۳، بهگفتهی پزشکیان، فقط ۸ درصد شرکت کردند و پزشکیان هم در تیرماه، با کمترین میزان رأی، رئیس جمهور شد.
ثالثاً بهاعتراف وزیر کشور نظام، در نمایش انتخابات تیر ۱۴۰۳، کمتر از ۴۰ درصد شرکت کردند؛ یعنی «نظام مقدس جمهوری اسلامی» هیچ مشروعیت سیاسی، قانونی و حقوقی ندارد و آنچه که سر پا مانده، مرده ریگ یک دیکتاتوریِ تحمیلی با لعاب مذهب آخوندیست.
دروغهای ابلهانه با سسهای همیشگیِ دجالانه، وجوه دیگر بیانیهی سپاه جنایتپیشه و غارتگر پاسداران است که مردم ایران با تجربهی ۴۶ ساله از صدارت حاکمیت آخوندی، این وجوه را برای تفریح خاطرشان مصرف میکنند:
«نظامسازی مبتنی بر مردمسالاری دینی و حکمرانی بر اساس اراده مردم.»
«مردمسالاری دینی» هماکنون دستمایهی طنز و دعواهای درونی نظام و کارشناسان اقتصادی آن است؛ اگرچه اقشار مردم در کف خیابانها، این عبارت را ادبیات توجیهکنندهی چپاول و غارت مردم توسط شرکتها و بانکهای وابسته به سپاه پاسداران بهکار میبرند.
«حکمرانی بر اساس اراده مردم»، دجالانهترین عبارت و بزرگترین دروغ بیانشده و نوشتهشده از زبان و قلم ولی فقیه و کارگزاران و رؤسای قوای سهگانه، در عمر نظام آخوندی است. وقتی ولی فقیه میتواند رأی مردم را دور بزند و نفی کند، کدام «اراده مردم»؟ مگر خمینی باصراحت [بخوانید باوقاحت] نگفت اگر همهی مردم هم یک نظر داشته باشند اما ولی فقیه با آن مخالف باشد، رأی مردم را قبول نمیکند؟
واقعیت ۴۶ سال گذشته در منظر و تجربهی مردم ایران اثبات نموده است که مدعای « مردمسالاری دینی و حکمرانی بر اساس اراده مردم» شدن، فقط موجب دجالیت هرچه بیشتر، جنایات سیاسی و مذهبیِ هرچه بیشتر و غارت و چپاول هرچه بیشتر برای حفظ نظام بههر قیمت شده است.
بیانیهی سپاه پاسداران در یک عقدهگشایی و حسرتطلبی، درست بر تمام نداشتهها و بیاعتباریهای نظام آخوندی انگشت گذاشته و سبوهای شکستهی «نظام مقدس» را ردیف کرده است:
«نهادینه شدن آزادی اسلامی، گسترش امید و نشاط و وحدت در فهرست دستاوردهای داخلی انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی جایگاه ویژهای دارند.»
معروف است که دو چیز نهایت ندارند: کهکشانها و وقاحت. «آزادی اسلامی» چه صیغهیی از آزادیست؟ «آزادی» در کلیهی مراجع و اسناد کلاسیک و تاریخی، بهعنوان حق همگان و بهویژه حق مخالفان یک حاکمیت سیاسی تعریف شده است. عبارت بیانیهی سپاه، آزادی را محدود به تعریف حاکمیت سیاسی و مذهبی، آنهم فقط از نوع «دینی» نموده است. یعنی نفی اصل آزادی، فارغ از هرگونه باور دینی و غیردینی. پس این عبارت، اعتراف صریح به دیکتاتوری مذهبی با خصلت فاشیستی تحت عنوان «نظام مقدس جمهوری اسلامی» است.
اما آنچه بهطور واقعی «نهادینه شده» است، سلطنت مطلقهی ولی فقیه و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» در ساختار و بدنهی نظام و نانخورهای منتفع سیاسی و صنفی از آن است.
«گسترش امید و نشاط» در زیر لوای حاکمیت ملایان، کجا صورت گرفته است که اکثریت مردم ایران تجربه و نشانی از آن ندارند؟ در ۳۰ میلیون زیر خط فقر؟ در نیم میلیون زندانی سیاسی؟ در دلار ۱۰۵ هزار تومانی؟ در اتوبان چند باندهی فرار مغزها و مهاجرت از «نظام مقدس»؟ در آمار افزونشوندهی اندامفروشی، کارتنخوابی، کودکان کار و ترک تحصیل؟ در چند شغله و چند کاره بودن کارمندان، معلمان، کارگران و مزدبگیران؟ در تصفیهی استادان مسلم دانشگاهها و جایگزین کردن مشتی بسیجی بهجای استاد دانشگاه؟ در طبقاتیترین کشور خاورمیانه و بینظیر در طول تاریخ ایران با صدارت ولی فقیه و سیطرهی کارتلهای سپاه پاسداران بر کل ارکان اقتصادی کشور با قطع کردن دست بقیه در سرمایهگذاریها؟ و...
اما در ورای این وقاحت نهادینهشده و دجالیت همذاتپندارِ ارکان نظام ولایی، بخشی از واقعیتهای همین حالا را از زبان دلسوزان امید بسته به ناکجاآباد اصلاح نظام بشنوید تا قدری روشن شود که بیانیهی سپاه پاسداران با چه خاکسترهای بازمانده از اجاق و مردهریگ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، سرشته و نوشته شده و حاکمیت با چه آیندهیی روبهرو است:
سایت دیدارنیوز، ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، آذر منصوری: «تو انتخابات ۱۴۰۳ نتایج دور اول نشون داد که مشارکت زیر ۴۰ درصده...اگر این روند ادامه پیدا بکنه حتی هیچ اتفاق خاصی هم در عرصه سیاست خارجی ما نیفته، چه صلحش چه جنگش، هیچ فرقی نمیکنه، کشور ما مستعد وقوع ناآرامیها و تشدید تنشهای بیشتر بین حاکمیت و جامعه است. من خیلی نگران ایرانم. خشم مردم و ناامیدی مردم رو به افزایش است و خدا نکنه یه زمانی اونقدر این خشم و نارضایتی افزایش پیدا بکنه که بر ترس غلبه بکنه.»
اینهم از نشانیهای رادیکال شدن جامعه و صحنهی سیاسی ایران علیه حاکمیت و عبور اکثریت جامعه از تمام دستهجات حکومتی:
«شاید ما آخرین گروهی باشیم در کشور که داریم در چارچوب نظم موجود از فرصت انتخابات و از ظرفیت انتخابات استفاده میکنیم.»