728 x 90

چرا مجتبی خامنه‌ای نماد بن‌بست همه‌جانبه است؟

مجتبی خامنه‌ای
مجتبی خامنه‌ای

مجتبی خامنه‌ای از پشت پرده آورده شد. او را مثل اشباح ظاهر کردند. مردم ایران نه صدای او را شنیده‌اند و نه خاطره‌یی شهودی از وی دارند. او را در انعکاس سیاست پدرش و سیاست کلی نظام ملایان[ترکیبی از تمامیت‌خواهیِ مذهبی و اقتدارگراییِ سیاسی و الیگارشی اقتصادی] ارزیابی نموده‌اند.

 

آیا برای شناخت مجتبی خامنه‌ای نیاز به جزئیات بیوگرافی او است؟ نمادهای تیپیک یک طبقه یا ایدئولوژی، از همان خاستگاه می‌آیند و خصوصیات همان طبقه و ایدئولوژی را نمایندگی می‌کنند. از این منظر اما،‌ مردم ایران می‌توانند مجتبی خامنه‌ای را خوب بشناسند. از این منظر، او تکیه داده به کارنامه‌یی قطور شده از همان نشانه‌هایی‌ست که مردم ایران با آن‌ها حاکمیت ملایان را از خمینی تا خامنه‌ای می‌شناسند. آخرین برگ این کارنامه، در دی‌ماه ۱۴۰۴ از خون هزاران تن از مردم ایران، پرنقش و نگار شده است. مجلس خبرگان رهبری، مجتبی خامنه‌ای را از لای برگ‌های چنین کارنامه‌یی بیرون کشیده است. انتخابی که معرف بن‌بست کامل حاکمیت در اتخاذ راهی برای برون‌رفت از قفل ولایت فقیهی می‌باشد.

 

 

پس از مرگ خامنه‌ای، برخی کارگزاران نظام مدعی شدند که ساختار نظام دیگر فردمحور نیست، اما حتی اگر این حرف، جنبه‌ی تبلیغاتی هم نداشته باشد، انتخاب مجتبی خامنه‌ای، هم به‌عنوان ارثیه‌ی ولی فقیه و هم با صفت «ولی فقیه»، نشان از لاعلاجیِ کانونی‌ترین منسب فردمحورِ بحران‌آفرین نظام دارد. این انتخاب گواهی می‌دهد که حتی با مرگ خامنه‌ای هم هیچ امیدی به ظهور سوسویی از تغییر در این ساختار وجود ندارد. از این منظر، تکلیف مردم ایران با حاکمیت کاملاً روشن است. همان مطالبه‌یی که در قیام دی ۱۴۰۴ سراسر ایران را فراگرفت، با بیرون دادن مجتبی خامنه‌ای از خمره‌ی خبرگان، از قضا رادیکال‌تر، گسترده‌تر و یقینی‌تر هم شد. لذا با این انتخاب، یک‌سویه‌ترین مسیر مبارزه برای سرنگونیِ این حاکمیت، با اتکا بر اراده و خواست اکثریت مردم ایران و سازمان‌یافتگی نیروهای مقاومت انقلابی، استحکام و استمرار خواهد داشت.

 

اما آن‌چه که از این پس در درون حاکمیت، فاز یا مرحله عوض خواهد کرد، بروز گفتمانی جدید از تشدید تضادهای درون‌باندی است. دیگر امت نظام در هیأت اصلاحاتی، اصول‌گرا، اعتدالی و حزب‌اللهی، عروة‌الوثقای ولی فقیه مثل خامنه‌ای را نخواهد داشت که سینه چاک دادن علیه یکدیگر را کنترل کند. از این پس خود مجتبی خامنه‌ای تبدیل به مستمسک شاخ‌وشانه کشیدن علیه یکدیگر خواهد شد.

 

 

درواقع، حضور او در رأس هرم قدرت، نه به‌معنای حل تضادهای انباشته‌ی درون نظام، بلکه به‌معنای انتقال آن‌ها به مرحله‌یی آشکار‌تر است. باندهایی که سال‌ها زیر سایه‌ی اقتدار شخص خامنه‌ای به موازنه‌یی کشدار اما ناپایدار تن داده بودند، اکنون در برابر جانشینی قرار گرفته‌اند که نه آن کاریسما و اقتدار را دارد و نه سرمایه‌ی نمادین لازم برای مهار رقابت‌ها را. از این رو، آن‌چه در افق درونی حاکمیت دیده می‌شود، تشدید کشاکش بر سر منابع قدرت، ثروت و نفوذ است؛ کشاکشی که می‌تواند به شکاف‌های عمیق‌تر علیه ساختار قدرت و به‌نفع مردم بینجامد.

 

بدین‌ترتیب، بیرون کشیدن مجتبی خامنه‌ای از خمره‌ی خبرگان، نه فقط نشانه‌ی فقر گزینه‌ در درون حاکمیت، بلکه اعتراف به پایان ظرفیت‌های ترمیمی آن است. نظامی که در چهار دهه‌ی گذشته هر بحران را با تمرکز قدرت در رأس هرم پاسخ داده، این‌بار نیز همان نسخه‌ی کهنه را تکرار کرده است؛ نسخه‌یی که جامعه آن را پیشاپیش طرد نموده  و برای خود حاکمیت هم تضمینی از ثبات ندارد. از این رو، انتخاب مجتبی خامنه‌ای بیش از آن‌که نشانه‌ی استمرار باشد، نشانه‌ی ورود به مرحله‌یی تازه از فرسایش ساختاری و بن‌بست همه‌جانبه است؛ مرحله‌یی که در آن فاصله‌ی میان جامعه و حاکمیت، از همیشه عمیق‌تر و آشکارتر شده و تنها گفتمان، پایان اشغال‌گریِ ۴۷ساله است.  

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b6d2cee0-292e-4e05-9e23-d692f620ff7e"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات