728 x 90

این بار آتش از کف خیابان‌ها زبانه می‌کشد

قیام سراسری مردم ایران
قیام سراسری مردم ایران

آنچه در روزها و هفته‌های آغازین قیام ۱۴۰۴ در ایران رخ داد، صرفاً موج اعتراضات یا انفجار مقطعی خشم اجتماعی نبود. آنچه دیده شد، ظهور یک منطق انقلابیِ آشنا در یک شکل نوین بود؛ منطقی که حافظه تاریخی مردم ایران آن را به خوبی می‌شناسد. از همین روست که می‌توان گفت این مقطع، در معنا و کارکرد، یک شباهت با مقطع «فروغ جاودان» دارد، با این تفاوت بنیادی که این بار، آتش از کف خیابان‌ها زبانه می‌کشد.

در سال ۱۳۶۷، عملیات فروغ جاودان در شرایطی انجام شد که رژیم خمینی در آن زمان «زهر» پذیرش قطعنامه را نوشیده بود؛ نظامی فرسوده، متزلزل گرفتار بحران مشروعیت. امروز نیز رژیم ولایت فقیه در وضعیتی مشابه و چه بسا عمیق‌تر قرار دارد: شکست پروژه‌های منطقه‌ای، فروپاشی اقتصادی، شکاف‌های درونی قدرت و مهم‌تر از همه، جامعه‌یی که دیگر حاضر نیست هزینه بقای نظام را بپردازد.

شباهت اصلی اما در عنصر کنشگر است. در آن زمان، رژیم دریافت که مسأله اصلی‌اش نه یک عملیات نظامی، بلکه وجود یک نیروی سازمان‌یافته و ریشه‌دار است؛ نیرویی که می‌تواند اعتراض، آگاهی و اراده تغییر را به‌ عمل پیوسته تبدیل کند. پاسخ رژیم، قتل‌عام ۱۳۶۷ بود.

امروز، همان هراس بازگشته است.

حضور و گسترش کانون‌های شورشی مجاهدین در داخل کشور که خودِ حاکمیت بارها ناچار به اعتراف به آن شده، نشان می‌دهد آنچه رژیم در دهه ۶۰ قصد نابودی‌اش را داشت، نه تنها از میان نرفته، بلکه در شکل شبکه‌ای، اجتماعی و منعطف بازتولید شده است. تفاوت در اینجاست که این بار، مردم تنها تماشاگر نیستند؛ در خیابان‌ها، محله‌ها و متن قیام، جان می‌دهند و می‌ایستند.

نوع سرکوب نیز تغییر نکرده؛ این خود مهم‌ترین سند است. همان منطق دهه ۶۰، همان زبان حذف. از دار و تیرباران اسیران در ۶۷ تا شلیک تیر خلاص به مجروحان امروز، حتی در بیمارستان‌ها، در یک راستا است. وقتی دژخیم آخوند اژه‌ای از عاملان قتل‌عام ۶۷، در رسانه رسمی نظام، آشکارا از تکرار همان روش سخن می‌گوید، این نه یک تهدید احساسی، بلکه یک اعتراف سیاسی است: رژیم ولایت فقیه هنوز بقای خود را فقط در قتل‌عام می‌بیند.

اما تاریخ در یک نقطه تعیین‌کننده تغییر کرده است.

در سال ۱۳۶۷، جنایت در سکوت انجام شد. امروز، هر قطع اینترنتی، خود نشانه جرم است؛ هر ویدئو، سند است؛ و هر اعتراف، پرونده‌ای علیه رژیم. جهان، با دیدن بستن اینترنت و شدت سرکوب، نه فقط از خشونت، بلکه از سطح سازمان‌یافتگی مقاومت در داخل ایران شوکه شده است. این بار، مقابله مردم و کانون‌های شورشی، در برابر چشم جهان جریان دارد و دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

در چنین بستری است که فرضیه‌هایی چون «گوادلوپ» و... مطرح می‌شوند؛ تلاش قدرت‌های جهانی برای مهار بحران ایران از بالا، شاید با الگوبرداری از سناریوی ونزوئلا و تولید رهبری‌ای «قابل معامله» از درون رژیم. اما واقعیت کف جامعه چیز دیگری می‌گوید. جامعه‌یی که هزینه داده، خون داده و آگاه شده، دیگر حاضر نیست سرنوشتش در اتاق‌های دربسته معامله شود.

اگر فروغ جاودان در سال ۱۳۶۷ تلاشی بود برای پاسخ به یک لحظه تاریخی، آنچه امروز در قیام ۱۴۰۴ جریان دارد، ادامه همان نبرد، اما با شرایطی به مراتب بالغ‌تر و بازگشت‌ناپذیرتر است. رژیم همان است، جنایت همان؛ اما جامعه دیگر همان جامعه نیست.

سخن پایانی

در این نقطه است که معنای ایستادگی روشن می‌شود؛ ایستادگی‌ای که نه از محاسبه سود و زیان شخصی، بلکه از یک اصل غیرقابل معامله می‌آید:

آزادی مردم ایران.

این همان اصلی است که سال‌ها پیش، رهبر انقلاب نوین ایران، مسعود رجوی در یکی از سخنرانی‌های تاریخی خود با صراحت بیان کرد؛ سخنی که امروز، در خیابان‌های ایران، دوباره جان گرفته است:

«اگر آزادی به‌معنی مرگ باشد، ما از تیر و خون نمی‌ترسیم».

این جمله، نه یک شعار، بلکه تعریف یک مسیر است؛ مسیری که بهایش سنگین بوده و هست، اما عقب‌نشینی در آن جایی ندارد.

تا زمانی که این اصل زنده است، تا زمانی که مردم و مقاومت سازمان‌یافته در کنار هم ایستاده‌اند،

فروغ خاموش نمی‌شود؛ نه با سرکوب، نه با قتل‌عام و نه با معامله‌های پشت پرده.

الف. اسکویی

مسئولیت محتوای مطالب وارده برعهده نویسنده است

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/b74131b5-4fce-49f5-8351-f084a8ec45c2"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات