شکافهای درونی حاکمیت در مواجهه با بحرانهای مختلف و بهویژه بحران سرنگونی و ترس از انفجار اجتماعی به شکلی بیسابقه دهان باز کرده است. این وضعیت بیانگر یک سردرگمی استراتژیک در سطوح عالی تصمیمگیری است. این یادداشت با تکیه بر سه موضعگیری به تحلیل این گسست عمیق و لایههای پنهان آن میپردازد.
هراس از انفجار اجتماعی
پزشکیان در هراس از چشمانداز انفجار اجتماعی، محور اصلی تهدید را نه در مرزها، بلکه در ساختار داخلی میبیند. او دوشنبه ۲۹اردیبهشت ۱۴۰۵، در همایش موسوم به «راویان ایران»، ضمن اعتراف به بحرانهای حاکمیت گفت:
«کشور [بخوانید نظام] با مشکلات واقعی روبهرو است و نباید تصویری غیرواقعی از شرایط ارائه شود... باید واقعیتها را صادقانه با مردم در میان گذاشت و از ارائه تحلیلهای اغراقآمیز پرهیز کرد»
او نسبت به درهمریختگی حاکمیت در مواجهه با بحرانها و نیز شکلگیری قیام و انفجار اجتماعی و خطر سرنگونی نظام هشدار داد:
«آنها با موشک و بمب و هواپیما نمیتوانند یک کشور را تسخیر کنند، ولی با تفرقه، شکستن و دعوا میتوانند! اصلاً لازم نیست موشک و هواپیما بفرستند، میتوانند یک جامعه را از هم بپاشند. ما باید تلاش کنیم که این وحدت و انسجام و همدلی نشکند» [۱]
پزشکیان با بازتعریف مفهوم امنیت، تلاش دارد حاکمیت را متقاعد کند که در شرایط بحران خارجی، جنگ قدرت بین باندهای حاکمیت کاتالیزور سقوط خواهد بود.
جنگافروزی بیشتر با تهدیدات توخالی
در نقطه مقابل، باند دیگر حاکمیت، این رویکرد را مظهر «انفعال و تزلزل» قلمداد میکند. محمدجواد لاریجانی، از مهرههای این باند، با حمله مستقیم به پزشکیان میگوید:
«من متأسفم که در دستگاه دولتی، فقط معاون اول است که صریحاً درباره تنگه هرمز صحبت میکند؛ ما حتی یک کلمه هم از زبان رئیسجمهور محترم نشنیدیم! دستگاه وزارتخارجه ما نیز اینجا که میرسد، با لیت و لعل (تردید و تعلل) صحبت میکند».
لاریجانی با متهم کردن مجلس ارتجاع به تعلل تحت فشار دیپلماسی، فراتر رفته و خواستار عبور از خطوط قرمز در حوزه هستهیی میشود: «ما باید فوراً تعهدات عملیاتی خود در ان.پی.تی (NPT) را معلق کنیم. ادامه این وضعیت اشتباه است».
استراتژی گروگانگیری و جنگ فرامرزی
منوچهر متکی، وزیر خارجه پیشین و عضو فعلی مجلس با عبور از چارچوبهای متعارف دیپلماتیک، از یک دکترین نظامی هجومی پرده برمیدارد. او با طراحی سناریوی جنگ زمینی با ایالات متحده میگوید:
«اگر آمریکاییها جنگ سوم را آغاز کردند، با اولین شلیک آنها، ما باید فوراً جنگ زمینی را آغاز کنیم؛ یعنی رزمندگان ما باید به گرفتن پایگاههای آمریکا در منطقه، گرفتن اسرا و مصادره داراییها و امکانات نظامیشان اقدام کنند». [۲]
در تقدیر بودن سرنگونی محتوم
تحلیل همزمان این سه موضعگیری فوق حاکی است که حاکمیت در فقدان خامنهای قادر به مهار تنشهای درونی خود نیست و در ورای انواع مانورها و پروپاگاندای معمول، با یک دوراهی حیاتی در بحران سرنگونی روبهروست:
یا عقبنشینی و مذاکره (تسلیم) یا ادامهٔ جنگ
تقابل این دو دیدگاه فراتر از یک اختلافنظر سیاسی ساده است؛ این یک جنگ تمامعیار برای تعیین بقای سیستم است. در حالی که پزشکیان نگران قیام در داخل کشور است، باند دیگر قدرت با اصرار بر جنگافروزی بیشتر، عملاً به سمت همان نقطهای حرکت میکنند که دولت از آن بیم دارد: رادیکالیزهشدن هر چه بیشتر جامعه و به میدان آمدن عنصر قهر در مواجهه مردم با حاکمیت.
در همه شقوق چه عقبنشینی و مذاکره و چه تشدید فضای جنگافروزی، این حاکمیت اهریمنی چهارنعل به سوی خط پایان در حرکت است. چرا که از جمیع جهات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بینالمللی در شرایط بازگشتناپذیر قرار دارد. سرنگونی آن - چه با عقبنشینی و مذاکره و چه با جنگافروزی بیشتر- در تقدیر است و از آن گریزی ندارد.
پانوشت:
[۱] شبکهٔ شرق. «پزشکیان: اگرگفتگو نکنیم، پس چه باید کرد؟». ۲۹اردیبهشت ۱۴۰۵.
[۲] همشهری آنلاین. منوچهر متکی پیشنهاد داد: با اولین شلیک آمریکا، باید جنگ زمینی را آغاز کنیم | تمام پایگاههای آمریکا را باید تصرف و نیروهایشان را اسیر کنیم». ۳۱اردیبهشت ۱۴۰۵.