728 x 90

افول عبرت‌انگیز بچه‌ٔ شاه در افق واقعیت‌های سیاسی ایران

افول عبرت‌انگیز بچه‌ٔ شاه در افق واقعیت‌های سیاسی ایران
افول عبرت‌انگیز بچه‌ٔ شاه در افق واقعیت‌های سیاسی ایران

در فضای پرشتاب رسانه‌های نوین، مرز میان «نماد تبلیغاتی» و «رهبر سیاسی» بیش از هر زمان دیگری مخدوش شده است. فرآیند تبدیل یک چهره موروثی به لیدر جریان‌های عمیق اجتماعی، بدون پشتوانه تشکیلاتی و پایگاه بومی، جریانی است که بارها در تاریخ معاصر خاورمیانه آزمایش شده و به شکست انجامیده است. نشریه معتبر ایتالیایی «پانوراما» (Panorama) در گزارشی استراتژیک، به بررسی پدیده توهم بازگشت فرزند آخرین شاه ایران به هرم قدرت پرداخته و کناره‌گیری سریع پسر آخرین شاه ایران از مرکز توجه را نشانه‌ای بر این دانسته که تبدیل کردن یک نماد رسانه‌‌ای به یک رهبر سیاسی تا چه اندازه خطرناک است؛ اقدامی روبنایی که امیدهای غرب را با واقعیت ملموس ایران درهم می‌آمی‌زد.

 

ناپدید شدن ناگهانی از صفحات اخبار و وزن واقعی سیاسی

این نشریهٔ ایتالیایی نوشته است. ماه‌ها بود که مصاحبه‌ها، همایش‌ها، دیدارهای رسمی و حضور غلیظ رضا پهلوی در رسانه‌ها، از نگاه بسیاری از ناظران غربی، او را به فردی تبدیل کرده بود که قرار است سقوط نظام ایران را رهبری کند. گویی سرنوشت ایران از پیش رقم خورده بود و فرزند آخرین شاه آماده بود میراث قدرت را در دست بگیرد. اما امروز او تقریباً از صفحات اخبار ناپدید شده است و این سکوت ناگهانی باید مایه تأمل و بازنگری عمیق تحلیل‌گران غربی باشد. واقعیت این است که از همان ابتدا نیز آشکار بود روایت ساخته‌شده پیرامون پهلوی، تا حد زیادی با وزن واقعی سیاسی و میزان نفوذ عملیاتی او در داخل کشور تناسبی نداشت.

 

شکست الگوهای کلاسیک رسانه‌‌ای در برابر پیچیدگی‌های جامعه ایران

طبق گزارش این نشریه، در هفته‌های پرتنش جنگ اسراییل و آمریکا با نظام ایران، تقریباً این باور در محافل غربی شکل گرفته بود که ساختار سیاسی ایران در آستانه فروپاشی است و تنها کافی است برای «روز بعد» چهره‌ای شناخته‌شده پیدا شود. این همان الگوی خطرسازی است که بارها در تاریخ معاصر خاورمیانه (نظیر بحران عراق) دیده شده است: جست‌وجوی «فرد مناسب» برای قرار دادن در برابر حکومت وقت.

اما تاریخ تحولات اجتماعی نشان داده است که تغییر حکومت‌ها در همایش‌های بین‌المللی ساخته نمی‌شوند و از دل کارزارهای رسانه‌‌‌ای و روابط عمومی به‌وجود نمی‌آیند. چنین تحولاتی به حمایت گسترده داخلی، ساختاری سازمان‌یافته، طبقه‌ای از مدیران کارآمد و مشروعیتی نیاز دارند که به هیچ عنوان نمی‌تواند از خارج از کشور تأمین یا تزریق شود.

 

تمایز بنیادین میان مخالفت با نظام و طرفداری از پهلوی

پانورما می‌افزاید یکی از خطاهای محاسباتی برجسته غربی‌ها، یکسان‌انگاری هر گونه اعتراض داخلی با پادشاهی‌خواهی است. مخالف نظام ایران بودن، الزاماً به‌معنای طرفداری از پهلوی نیست. این تمایز حیاتی، در بسیاری از تحلیل‌های ژورنالیستی غربی کاملاً نادیده گرفته شده است. به نظر می‌رسد که بار دیگر، روایتی ساده و هالیوودی بر واقعیتی بسیار پیچیده‌تر ترجیح داده شده است.

این تصویرسازی ایده‌آلیستی، در نهایت انتظاراتی غیرواقع‌بینانه ایجاد کرد و اکنون به نظر می‌رسد که رویدادهای میدانی و عینی از آن پیشی گرفته‌اند. پیچیدگی و پویایی جامعه ایران قربانی تبلیغات رسانه‌‌ای و نیاز مبرم غرب به یافتن چهره‌ای شد که بتوان آن را به‌سادگی به افکار عمومی غرب عرضه کرد. پهلوی امروز، طبعاً هم‌چنان به فعالیت سیاسی خود در حاشیه جریان‌های تبعیدی ادامه می‌دهد، اما با همان سرعتی که وارد مرکز توجه رسانه‌ها شده بود، از آن خارج شده است.

 

بی‌اعتبار بودن پروژه‌های سیاسی گلخانه‌‌ای

از دید نشریهٔ ایتالیایی پانوراما، افول زود هنگام حضور رسانه‌‌ای رضا پهلوی ثابت کرد که پروژه‌های سیاسی گلخانه‌‌ای که فاقد ریشه‌های عمیق در عمق استراتژیک جامعه هستند، طول عمر کوتاهی دارند. این تجربه نشان داد که دوران تکیه بر چهره‌های نمادین رسانه‌یی بدون پشتوانه تشکیلاتی به پایان رسیده و هر گونه تحلیل واقعی از آینده ایران، باید معطوف به پویایی‌ها، ساختارها و نیروهای واقعی درون مرزهای ایران باشد.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/bf0fb977-a834-4a20-a48b-485ba685848a"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات