هدف از ۴ ماه تدارک
بیش از ۴ ماه است که برنامهریزی و نقطهگذاری شهری کردهاند تا ۲ هدف کلیِ «تبلیغاتی» و «امنیتی» را با جنازهگردانیِ علی خامنهای پیش ببرند.
میخواهند ضربههای کلانی را که نظام در تحولات ۵ ماه گذشته خورده است، با جمعیتنماییِ میانتهی به قدرتنمایی تبلیغاتی، سیاسی و امنیتی برگردانند. میخواهند روی مخاطب بیرون حکومت در داخل ایران، اثر انفعال یا پاسیویسم با چاشنیِ رعبافکنی تلقین کنند. میخواهند رو به خارج ایران پیام بدهند که قویتر از گذشته شده و پشتیبانیِ اجتماعی دارند.
واقعیتها چیستاند؟
واقعیت این است که نظام ملایان در بحرانیترین موقعیتٍ بود و نبود در ۴۷ سال گذشته واقع شده است. از هژمونیِ ولی فقیه ــ که ستون خیمهی نظام بود ــ دیگر خبری نیست و نخواهد بود. محور مهار نزاع و تخاصم باندی از بین رفته و روزانه هم در حال تشدید است.
واقعیت این است که کل حاکمیت در معرض آثار سراسریِ کلانجنایت در دیماه گذشته است. حکمفرماییِ بعد از خامنهای هیچ راه گریزی از آماج خشم سراسری اکثریت مردم ایران ندارد. حاکمیت میخواهد این خشم را با جنازهگردانی و توسل به پروپاگاندای حداکثری دور بزند. اما تا کی؟
واقعیت این است که بیش از ۷۰ درصد جمعیت را با تهدید قطع حقوق کارمندان و کارگران، اخراج، محرومیت از تحصیل، توسل به ارعاب و زور و تحمیل توسط بسیجیهای محلات و نیز با وعده و وعید صنفی و شغلی از بسیاری شهرها برای تهران و قم دستوپا کردهاند.
سایت کوردستان میدیا(فارسی) در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵ با استناد به گزارش «مرکز تشکیلات حزب دموکرات کوردستان ایران» نوشته است:
«نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در شهرهای کوردستان موج گستردهای از فشار را برای وادار کردن شهروندان به شرکت در مراسم عزاداری علی خامنهای آغاز کردهاند. بخشهای حراست در ادارات، کارمندان کورد را با اتوبوس و بهصورت اجباری به محلهای برگزاری مراسم منتقل کرده و افراد سرپیچیکننده را به اخراج و قطع حقوق تهدید میکنند. همچنین، خانوادههای نیروهای همکار حکومت(جاشها) موظف به حضور در تجمعات تهران و قم شدهاند. در ادامه این فشارها، خانوادههای تحت پوشش نهادهای حمایتی مانند «بهزیستی» و «کمیته امداد» در کوردستان نیز با تهدید قطع دائمی کمکهای مالی مواجه شدهاند. همزمان، «مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور» نیز روحانیون اهل سنت را برای حضور در این مراسمها تحت فشار قرار داده است.»
واقعیت این است که همین حالا اگر حاکمیت ملایان تن به تظاهرات آرام مخالفان خود در کل ایران را بدهد، در هر شهری جمعیتی معادل چندین برابر آنچه دوربینهای نظام این روزها در اطراف جنازهی خامنهای نشان میدهند، به خیابان خواهد آمد و واقعیت میان جامعهی ایران و نظام اشغالگر ایران را در منظر داخلی و بینالمللی هویدا خواهد نمود.
۲ هدف اصلی
هدف از این هیاهوی چشمپرکن، فقطوفقط جنبهی «تبلیغاتی» و «امنیتی» دارد و بس. این تاکتیک با دی.ان.ای پروپاگاندای نظام موسوم به «جمهوری اسلامی» کاملاً منطبق است؛ تاکتیکی که از اولین سال صدارت تا الآن به آن توسل جسته و چه جنایاتی که با این تاکتیک در داخل و خارج ایران مرتکب نشده است.
مفهوم تبلیغات در نظامهای تمامیتخواه (توتالیتر)
اما مفهوم تبلیغات در نظامهای توتالیتر یا تمامیتخواه بهمثابه مکمل سرکوب و امنیتی کردن جامعه، چیست و چه کارآیی دارد؟ به این موارد که محصول تجربیِ تبلیغات در دستان نظامهای فاشیستی، توتالیتاریستی و دیکتاتوریهای سیاسی ــ مذهبی بوده است توجه کنید:
ــ «آیا اعمال رسوایی که دیکتاتوری اجازهی ارتکابش را به خود میدهد، میتوان نام دیگری جز فاسد بر آن گذاشت؟ بهدلخواه خویش میتوانند تازیانهی دروغ را بر فراز سر جامعه به پیچوتاب آورند، تازیانهی دروغی که تبلیغات نامیده میشود.»[۱]
ــ «يقيناً تبليغ در دست دیکتاتورها، آلت پست تحقیر بشریت است.»[۲]
ــ «تبلیغات توتالیتر تنها زمانی میتواند صریحاً به عقل سلیم توهین كند كه عقل سلیم، اعتبارش را از دست داده باشد.»[۳]
ــ «دیریست این واقعیت شناخته شده است که در کشورهای توتالیتر، تبلیغات و ارعاب، دو روی یک سکه را بازمینمایند.»[۴]
ــ «دروغگوییِ منظم برای سراسر جهان را تنها تحت شرایط فرمانروایی توتالیتر میتوان انجام داد.»[۵]
فورانها از پس جنازهگردانی
مثل تمام عمر نظام ملایان در سرفصلهای سیاسی و اجتماعی و بینالمللی، آنچه از پس این جنازهگردانی باقی میماند، واقعیت میان جامعه و حاکمیت، جهان و حاکمیت و نیز میان باندهای حکومتی است. این جنازهگردانی هیچکدام از این ۳ کلانبحران را نتوانسته از سر راه بردارد.
جامعهی ایران از آزادی و حقوق بشر گرفته تا نان و تورم و مسکن و کار، در کمین عبور از این پروپاگاندای حکومتی نشسته است.
جامعهی جهانی ــ که حاکمیت در همین جنازهگردانی هم باز علم جنگافروزی را برافراخت ــ تا تعیین تکلیف هستهای و تنگهی هرمز، گریبان نظام را رها نخواهد کرد.
باندهای حکومتی حتی در جنازهگردانی هم دست از سر هم برنداشتند. تازه پس از دفن خامنهای، عقدهها و کینهها و کشاکشها بر سر قدرت و ثروت، فوران خواهند کرد.
پینوشت:
[۱ و۲] پیروزی آینده دموکراسی، نوشتهی توماس مان، ترجمهی محمدعلی اسلامی ندوشن، ص ۷۴ و ۷۵
[۳ و۴ و۵] توتالیتاریسم، نوشتهی هانا آرنت، ترجمهی محسن ثلاثی، ص ۹۷ و ۱۱۸ و ۲۲۴