قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ یکی از درخشانترین و برجستهترین سرفصلهای تاریخ معاصر ایران به شمار میرود؛ روزی که تودههای بهپاخاستهٔ مردم با شعارهای خویش، خط بطلانی بر توطئههای مشترک دربار پهلوی و قدرتهای استعماری کشیدند.
زمینه تاریخی و ریشههای قیام ۳۰ تیر
برای درک اهمیت قیام ۳۰ تیر، باید به ریشههای مبارزات ضداستعماری ملت ایران و مسألهٔ «طلای سیاه» نگاهی انداخت. از زمان امضای امتیازنامه ننگین دارسی در سال ۱۲۸۰ شمسی (۱۹۰۱ میلادی) و سپس تحمیل قرارداد ننگین ۱۹۳۳ در زمان رضاخان - که ثروت نفت ایران را به یغما میبرد - مردم بر روی دریایی از ثروت، در فقری جانکاه بهسر میبردند.
نخستین خروش قاطعانه علیه قراردادهای استعماری توسط دکتر محمد مصدق در مجلس چهاردهم (آبان ۱۳۲۳) شکل گرفت. او با ایستادگی در برابر دولتهای دستنشانده و لایحههای خائنانهای چون لایحه گلشائیان، مبارزه برای ملیشدن صنعت نفت را رهبری کرد. سرانجام در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ قانون ملیشدن صنعت نفت و متعاقب آن قانون خلع ید از شرکتهای استعماری بهتصویب رسید.
دکتر مصدق پس از انتصاب به نخستوزیری، مبارزه علیه توطئههای داخلی و خارجی را شجاعانه ادامه داد. او برای کوتاه کردن دست شاه و دربار از توطئهچینی، خواستار عهدهداری پست وزارت جنگ شد. با مخالفت شاه، مصدق در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ استعفا داد و شاه فرصت را برای روی کار آوردن قوامالسلطنه غنیمت شمرد؛ مهرهای که با صدور اعلامیهای شدیداللحن مردم را به سرکوب و خونریزی تهدید کرد.
خروش مردمی در ۳۰ تیر ۱۳۳۱
تهدیدات قوام و گشتزنی تانکها در خیابانها نتوانست اراده مردم را درهمبشکند. در صبح روز ۳۰ تیر ۱۳۳۱، تهران و سایر شهرهای ایران تعطیل شد. کارگران، بازاریان، رانندگان و اقشار مختلف مردم با فریاد یکپارچه «یا مرگ یا مصدق»، «مصدق پیروز است» و «مرگ بر قوام» به خیابانها آمدند.
شاه فرمان آتش صادر کرد و ارتش بر روی مردم بیدفاع آتش گشود. سرانجام پس از شهید و مجروح شدن قریب به ۸۰۰ نفر، شاه مجبور به عقبنشینی شد، فرمان نخستوزیری قوام را لغو کرد و در برابر خواست ملت سر فرود آورد.
دکتر مصدق همواره از شهدای این قیام با اکرام یاد میکرد و وصیت نمود پیکرش در کنار مزار شهدای ۳۰ تیر در ابنبابویه به خاک سپرده شود. پیرامون عظمت این روز تاریخی، در جای دیگری از او نقل شده است:
«روز سیام تیر در تاریخ مبارزات ممتد ملت ایران فراموشنشدنی نیست زیرا در این روز تمام افراد ملت از هر طبقه و مقام در مقابل تحریکات اجانب یکدل و یکزبان قیام و اقدام کردند».
مقاومت ایران: پاسخ به کمبودهای تاریخی قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱
اگر چه قیام ۳۰ تیر یک پیروزی بزرگ برای خلق بود، اما تجربه بعدی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نشان داد که یک جنبش مردمی بدون داشتن یک تشکیلات منسجم، نیروی انقلابی و ارتش آزادیبخش در برابر توطئههای نظامی و استعماری آسیبپذیر است.
دکتر مصدق خود به این کمبود بزرگ واقف بود. او در سال ۱۳۴۰، با هوشمندی و با اشاره به تجربه مبارزات مردم الجزایر و ارتش آزادیبخش الجزایر، پیام خود را صادقانه به نسلهای بعدی منتقل کرد و نوشت:
«ملتی هم هست که در راه آزادی و استقلال از همه چیز میگذرد و دیگران هم اگر علاقه به وطن دارند باید از همین راه بروند و آن را انتخاب نمایند».
سازمان مجاهدین خلق ایران با درک دقیق این درس تاریخی و با اتکا به وصیت و رهنمود پیشوای فقید نهضت ملی، در جهت پاسخ به این کمبود تاریخی گام برداشت. تأسیس شورای ملی مقاومت در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ - در سالروز همان قیام تاریخی - و سپس تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران در سال ۱۳۶۶، پاسخی ساختاری و استراتژیک به نیاز جنبش مردم ایران برای داشتن یک نیروی انقلابی، سازمانیافته و کارآمد در برابر دیکتاتوری بود.
چشمانداز امروز؛ ارتش آزادی و دولت موقت
امروز، خط مبارزاتی که با خون شهدای ۳۰ تیر و ایستادگی دکتر مصدق آبیاری شد، در ابعاد سیاسی و تشکیلاتی به ثمر نشسته است. برخلاف دوران نهضت ملی که فقدان یک نیروی منسجم نظامی و جانشین منسجم سیاسی احساس میشد، امروزه این مقاومت سازمانیافته از ارکان یک بدیل دموکراتیک برخوردار است:
دولت موقت و جانشین دموکراتیک بهعنوان یک تشکیلات سیاسی منسجم برای اداره دوران انتقال قدرت.
برنامه ۱۰ مادهای مریم رجوی بهمثابه طرحی جامع برای مرحله انتقال قدرت به مردم ایران که بر اصولی چون جمهوری کثرتگرا، انتخابات آزاد، آزادی بیان و احزاب، جدایی دین از دولت، برابری زن و مرد، لغو حکم اعدام و یک ایران غیرهستهای تأکید دارد.
قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ نشان داد که اراده ملت ایران برای نیل به استقلال و آزادی شکستناپذیر است؛ آرمانی که از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا به امروز ادامه یافته، بیگمان به فرجام شایستهٔ خود یعنی یک جمهوری دموکراتیک در ایران آزاد فردا بالغ خواهد شد.