728 x 90

پیام نسلی که با دار متوقف نشد

مریم رجوی ـ ۱۷ آذر ۱۴۰۳
مریم رجوی ـ ۱۷ آذر ۱۴۰۳

سپیده‌دم شنبه ۱۵فروردین، با اعدام وحید بنی‌عامریان، ۳۳ساله، نخبه دانشگاه و فوق‌لیسانس مدیریت و ابوالحسن منتظر، ۶۶ساله، لیسانس معماری، از زندانیان سیاسی زمان شاه و زندانی دهه ۶۰، بار دیگر چهره عریان سرکوب در دود و دم جنگ خارجی آشکار شد؛ سرکوبی که از دهه ۶۰ تا امروز، با طناب و شکنجه و تیرباران ادامه یافت، اما هرگز نتوانست مسیر مقاومت و پیکار و پایداری را متوقف کند.

این دو، در امتداد ۴ اعدام پیشین (محمد تقوی ۵۹ساله لیسانس هنر از زندانیان دهه ۶۰، بابک علی‌پور ۳۳ساله حقوقدان، پویا قبادی ۳۳ساله مهندس برق و اکبر دانشورکار ۶۰ساله مهندس عمران)، به‌دار آویخته شدند؛ ۶نام، از نسل‌های متفاوت، با تخصص‌ها و زندگی‌های گوناگون، اما با یک آرمان مشترک: آزادی!

این تابلو نماد پیوستگی مقاومت از دههٔ ۶۰ تا امروز است و نشان می‌دهد که مقاومت نه یک مقطع، بلکه یک مسیر تاریخی است. آتشی شعله‌ور و مشعلی فروزان که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

در میان این صداها، جمله‌ای از فرمانده وحید بنی‌عامریان، نخبهٔ دانشگاهی، نفس‌ها را در سینه حبس می‌کند:

«حال که ولی‌فقیه جنایتکار در وحشت از قیام‌های آتشین خلق، کمر به اعدام کانون‌های شورشی بسته است، خطاب به مأموران کثیف اطلاعات و دژخیمان جنایتکار که در تمام دوران بازجویی و در بیدادگاه، در حسرت اعلام برائت من از سازمان و راه و رسم پرافتخار مجاهدین بودند و ماندند، هم‌صدا با بهروز، مهدی و مثل همه سربداران ۶۷ اعلام می‌کنم: اگر بهای زنده ماندن، دست شستن از نام مجاهد خلق است، پس ننگ بر این زندگی! این از آن شما باد!»

وحید در ادامهٔ همین پیام خطاب به رهبر مقاومت برادر مجاهد مسعود رجوی افزود:

«اما به‌عنوان عضو کوچکی از ارتش بزرگ آزادی، عهدم را با برادر مسعود چنین تجدید می‌کنم:

"می‌خواهم‌ چنان درسی به رژیم بدهم که معنای کانون شورشی را بار دیگر بفهمد و به عیان ببیند که چگونه نسل‌های پیاپی از چشمه جوشان تبیین جهان تو می‌نوشند، زنده می‌شوند، برمی‌خیزند، تا پای جان و بی‌منت می‌رزمند و تکثیر می‌شوند و حتی اگر دست‌شان هم بسته شود، به‌صورت کثیف دژخیمان تف می‌اندازند".

و سوگند یاد می‌کنم که تا وقتی در زندان هستم، تمام تمرکزم را برای پیشبرد خطوط سازمان به‌کار گیرم و اگر هم حکم اعدام‌ام تأیید شد و خواستند مرا بربایند یا در پای چوبه‌های دار، به دژخیمان بیابیا بگویم و پرده‌ٔ آخر وفای به پیمانم با خدا و خلق و راهبرانم، این شعارها باشد:

مرگ بر خامنه‌ای – درود بر رجوی»

این، صدای نسلی است که در اوج فشار، از هویت و انتخاب خود عقب نمی‌نشیند.

در چنین شرایطی، اعدام دیگر یک مجازات نیست؛ زبان سیاسی حاکمیتی است که می‌خواهد با ایجاد رعب، مسیر قیام و کانون‌های شورشی را سد کند. هم‌زمان و با بهره‌برداری از جنگ خارجی، می‌کوشد سایه سرکوب را بر سراسر جامعه بگستراند و فضای خفقان را عادی جلوه دهد.

خانم مریم رجوی، رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت، پس از اعدام وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر طی پیامی در این‌باره گفت:

«آخوندهای حاکم با اعدام مجاهدین سرموضع، وحید و ابوالحسن و محمد و اکبر و بابک و پویا بیهوده تلاش می‌کند سرنگونی محتوم خود را چند صباحی به تأخیر بیاندازند، این خون‌های به ناحق ریخته شده خشم و انزجار مردم و عزم رزمندگان آزادی را دوچندان می‌کند.

این شهیدان والامقام، معلمان پایداری و صدق و فدا برای نسل جوانی هستند که در قیام‌های پیاپی به صحنه می‌آیند. جوانان شورشگری مانند امیرحسین حاتمی، صالح محمدی، مهدی قاسمی و سعید داوودی که در هفته‌های اخیر سربدار شدند و به کهکشان شهیدان راه آزادی پیوستند».

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/cd90c005-6042-4e47-ae63-6da0e4b67d45"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات