اعدام در ملأ عام؛ نمایش عریان قدرت
اعدام در ایران به ابزاری برای نمایش قدرت بدل شده است. تازهترین آمارها که روزنامهی هممیهن در ۵ شهریور ۱۴۰۴ منتشر کرده، تصویری حیرتانگیز از این روند ارائه میدهد: «در سال ۲۰۲۴، دستکم ۹۷۵ نفر در ایران اعدام شدهاند؛ رقمی که بالاترین میزان در ۱۷ سال گذشته است و نسبت به سال قبل، رشدی ۱۷ درصدی نشان میدهد. از این میان، ۳۱ زن و چهار مورد نیز در ملأ عام اعدام شدهاند.»
اعدام در ملأ عام، یکی از جنبههای تکاندهندهتر این پدیده است. صحنهای که خامنهای میکوشد با اجرای مرگ در برابر چشم مردم، پیام بدهد که قدرت اینجاست و زندگی شما در گرو فرمان آن است! اما پشت این نمایش اوجب واجبات نظام، لایههای عمیقتری از خشونت پنهان است؛ لایههایی که گواهی میدهند ولی فقیه میخواهد روان جامعه را زخمی کند و کودکان را تحت تأثیر قرار دهد.
مرگ در برابر چشم کودکان
نمونهای که در گزارش رسانهی حکومتی ذکر شده، بهروشنی نشان میدهد این نمایش چه پیامدهای ویرانگری دارد: «مراسم اعدام در اصفهان در نزدیکی یک دبستان پسرانه برگزار شد؛ در ساعتهای بعدازظهر، حدود ۲۰۰ دانشآموز شاهد صحنه به دارآویختن بودند. پژوهشی که در مجله روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران در سال ۱۳۸۵ منتشر شده، نشان میدهد که تماشای چنین صحنهای میتواند به بروز علائم اختلال روانی متوسط تا شدید در کودکان بینجامد؛ از اختلال استرس پس از سانحه گرفته تا یادآوری مکرر و واکنشهای فیزیولوژیک شدید.»
آیا مجازاتی که اتاق فکر نظام مدعی بازدارندگی است، میتواند با تخریب روانی کودکان و نوجوانان توجیه شود؟ وقتی بیش از نیمی از شاهدان خردسال دچار علائم اختلال پس از ضربه میشوند، هزینهیی که جامعه میپردازد، بسیار فراتر از «اجرای عدالت» مورد ادعای خامنهای و داس دروگرش در قوهی قضاییه است.
هشدار جامعهی علمی
رسانهی حکومتی گزارش کرده است که وحید شریعت، رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، در نامهای خطاب به رئیس قوه قضاییه در سوم شهریور ۱۴۰۴ به خطرات روانی ــ اجتماعیِ اعدام در ملأ عام اشاره کرده است: «اجرای مجازات مرگ در ملأ عام نهتنها تأثیری بر کاهش جرم ندارد، بلکه باعث افزایش بالقوه خشونت میشود. پژوهشها گواهی میدهند پس از اجرای اعدام، آمار قتل حتی افزایش یافته است. این یافتهها نشان میدهد که برخلاف توجیهات رسمی، اعدام در ملأ عام نه بازدارنده که خشونتزا است. تأکید جدی داریم این رویه متوقف شود.»
همین هشدار را امیرحسین جلالی ندوشن، عضو انجمن علمی روانپزشکان ایران، تکرار کرده است: «در جامعهای که از پیش با خشونتهای سخت و زمخت درگیر است، چنین اقداماتی بیش از پیش آن را غیرمنعطف، زشت و ناامن میکند.»
روانشناسی یک «تماشا»
اعدام در ملأ عام، تنها به آسیب کودکان ختم نمیشود. پدیدهی عکسگرفتن با فرد اعدامشده در زیر نگاه و تأیید مأموران حکومتی، در سالهای اخیر بهدفعات تکرار شده است. دعوت و تشویق و کشاندن مردم به صحنهی اعدام توسط حکومت و ثبت آن بهمثابه یک تجربه یا خاطره در وسایل ارتباطی مردم، نشانهیی است از تغییرات روانی و فرهنگی در جامعهیی که حکومت میخواهد با خشونت خو بگیرد و برایش عادی شود. وقتی مرگ به سوژهی کنجکاویِ اجتماعی و کودکانه بدل شود، فاصلهی اخلاقی میان زندگی و خشونت، بهطرزی خطرناک فرومیریزد. این همان عادیسازی شر و خشونت توسط ولی فقیه و قوهی قضاییه است؛ روندی که مرزهای اخلاقی را فرومیپاشد و جامعهیی را میسازد که نسبت به کرامت انسان بیتفاوتتر شود.
ابهام حقوقی و ارادهی سیاسی
یک حقوقدان در گفتوگو با روزنامه هممیهن تأکید کرده است که: «در قوانین ایران هیچ مادهای وجود ندارد که صراحتاً مجازات جرمی را «اعدام در ملأ عام» بداند. این بدان معناست که چنین روشهایی نه الزام قانونی بلکه تصمیم سیاستگذار است». یعنی انتخابی آگاهانه از طرف حکومت برای استفاده روانی از مرگ بهعنوان ابزار نمایش قدرت است.
این حقوقدان میپرسد: «چرا مسئولان همچنان به چنین روشی متوسل میشوند؟». واضح است که هم حقوقدان و هم روزنامهی حکومتی هرگز به پاسخ واقعی نمیپردازند. پاسخ در کارکرد نمایشی اعدام برای تداوم سلطه نهفته است. آن هم در جامعهیی که اعتراضات مدنی و مطالبات اجتماعی مدام افزایش مییابد و حاکمیت هیچ راه حلی برای پاسخ ندارد. نمایش خیابانیِ مرگ، راهی برای ایستادن جلو خشم انفجاریِ جامعه است. خشمی که حتی شده، با نمایش مرگ در ملأ عام، بروز میدانیِ آن را چند صباحی عقب راند.
نتیجهگیری
۴۶ سال اعدام در زندان و در ملأ عام، نه هدف عدالت بوده، نه رعایت حقوق و قضا و نه تأمین امنیت؛ بلکه فقط بازتولید خشونت برای زخمی نگهداشتن روان جامعه بوده است. از این منظر تمام رؤسای جمهور نظام ولایی با هر عنوان و جناحی، شرکای مستقیم در ارتکاب جنایت علیه بشریت با زخمی کردن و مجروح نگاه داشتن روح و روان یک جامعه ــ خاصه کودکان ــ هستند. آمار تکاندهندهی اعدامها در سال ۲۰۲۴ و شواهد علمی دربارهی پیامدهای روانی آن نشان میدهد که این سیاست فقط نمایش و روانگردانیِ عریان جنایت با شراکت ولی فقیه، رئیس جمهور، رئیس مجلس و رئیس قوهی قضاییه است.
ایرانزمینی که در آرزوی زندگی، رفاه، برابری، ترقی و پیشرفت است، نمایشهای حکومتیِ مرگ در خیابانها را خرجگذاریِ خشم انفجاریاش برای رودرروییِ نهایی و سهمگین با ولی فقیه ارتجاع و قوای سهگانهی جنایتاندیش و جنایتکارش کرده است.