728 x 90

چرا برافراشتن نشان ساواک در اروپا یک عمل مجرمانه است؟

نماد ساواک شاه و صلیب شکسته هیتلر
نماد ساواک شاه و صلیب شکسته هیتلر

رخداد حیرت‌آور و قابل تأمل در شهر رگنزبورگ ایالت بایرن آلمان، یعنی برافراشتن آرم سازمان مخوف ساواک توسط دار و دسته «بچه شاه»، فراتر از یک ناهنجاری رفتاری، یک «بیانیه سیاسی» برای بازگشت به دوران سیاه شکنجه و خفقان است. این کنش وقیحانه، در حقیقت آزمونی برای وجدان بیدار ایرانیان و هم‌چنین پرنسیب‌های حقوقی کشورهای دموکراتیک است. برافراشتن پرچم نهادی که نماد رسمی شکنجه در تاریخ معاصر ایران بوده است، «تحریک به جنایت» و «تطهیر جنایت علیه بشریت» محسوب می‌شود.

 

اروپا و سنت مبارزه با نمادهای فاشیسم

قاره اروپا، پس از عبور از دوزخ جنگ جهانی دوم، به این درک بنیادین رسید که دموکراسی نباید ابزاری برای بازگشت فاشیسم فراهم کند. مبنای حقوقی این ممنوعیت قانون اساسی آلمان است که در آن دموکراسی حق دارد از خود در برابر دشمنانش دفاع کند. بر اساس ماده ۸۶-آ قانون مجازات [۱]، استفاده از نمادهای سازمانهای غیرقانونی و ضد قانون اساسی، به‌ویژه پرچم‌ها و نشان‌های حزب نازی، سلام نازی، و شعارهای آن. ، اکیداً ممنوع و جرم تلقی می‌شود. این قانون تنها به «صلیب شکسته» محدود نیست، بلکه هر نمادی را که تداعی‌گر ایدئولوژی‌های انسان‌ستیز و برتری‌طلب باشد نیز شامل می‌گردد، هم‌چنین طبق بند ۱۳۰ قانون کیفری، انکار یا کوچک‌نمایی هلوکاست و نیز انکار اتاق‌های گاز و توجیه جنایات نازی‌ها جرم محسوب شده و مجازاتی تا ۵سال زندان را به‌دنبال دارد. طبق این قانون وزارت کشور آلمان می‌تواند گروه‌های نئونازی یا فاشیستی را ممنوع کند.

اروپا و به‌ویژه آلمان که طعم تلخ گشتاپو و اس‌اس را چشیده، نمی‌تواند نسبت به باز تولید همان الگوها در پوشش‌های دیگر بی‌تفاوت بماند. ساواک شاه، در ساختار و عملکرد، برادرخوانده نهادهای سرکوبگر فاشیستی است. وقتی عفو بین‌الملل در سال ۱۹۷۵ میلادی (۱۳۵۴ خورشیدی) گزارش داد که «هیچ کشوری در جهان رکورددار شکنجه و اعدام به اندازه ایران (تحت حاکمیت شاه) نیست»، در واقع بر ماهیت فاشیستی آن ساختار صحه گذاشت. لذا، اقدام فاشیستی این دار و دسته در آلمان، نقض آشکار روح قوانین ضدفاشیستی اروپا و توهین به میلیون‌ها قربانی استبداد است.

 

مصادیق تاریخی فاشیسم و شباهت‌های ساختاری با ساواک

برای درک عمق فاجعه در رگنزبورگ، باید به تاریخ نگاه کرد. فاشیسم تنها در «دیکتاتوری» خلاصه نمی‌شود، بلکه ترکیبی از «کیش شخصیت»، «ناسیونالیسم افراطی» و «دستگاه امنیتی خودکامه» است.

پلیس مخفی گشتاپو در آلمان و ساواک در ایران، هر دو نهاد وظیفه داشتند هر گونه صدای مخالفی را پیش از شنیده شدن خفه کنند. روش‌های ساواک از جمله «آپولو»، «شوک الکتریکی» و «قفس داغ»، کپی‌برداری و مدرنیزه شده از ابزارهای تفتیش عقاید و شکنجه‌گاههای فاشیسم قرن بیستم بود.

به رگبار بستن ۹ زندانی سیاسی (از جمله بیژن جزنی و یارانش) در تپه‌های اوین با دستها و چشمان بسته، دقیقاً مشابه متدولوژی «اعدام‌های صحرایی» جوخه‌های مرگ نازی بود که برای حذف فیزیکی مخالفان بدون محاکمه به کار گرفته می‌شد.

تأکید مفرط بر نژادپرستی و باستان‌گرایی افراطی که در دوران پهلوی ترویج می‌شد، شباهت تکان‌دهنده‌ای به تئوریهای نژادی فاشیسم اروپایی دارد که هدفش تحقیر سایرین و ایجاد یک هیمنه دروغین برای توجیه استبداد فردی است.

 

وقاحت نمادین و مسئولیت ایرانیان آزاده

چگونه می‌توان در خیابانهای آلمان، کشوری که هولوکاست را به‌عنوان لکه‌ٔ سیاه تاریخ خود پذیرفته و برایش جبران خسارت کرده، نشان نهادی را حمل کرد که دستش به خون نخبگان فکری ایران آلوده است؟ اقدام «بچه شاه» در سازماندهی این نمایش رذیلانه، نشان داد که اپوزیسیون نماهای شاه پرست نه تنها از گذشته درس نگرفته‌اند، بلکه در آرزوی احیای همان دستگاه سرکوب برای فردای ایران هستند.

شناسایی این مزدوران که با افتخار آرم ساواک را بر سینه می‌زنند، یک ضرورت حقوقی و میهنی است. معرفی آنها به پلیس آلمان و مراجع قضایی بین‌المللی، وظیفه هر ایرانی است که به «آزادی» و «حقوق بشر» باور دارد. سکوت در برابر این ننگ، به‌مثابه پذیرش لکه‌ٔ ننگی است که می‌خواهد چهره مبارزات دموکراتیک مردم ایران را در خارج از کشور مخدوش کند.

 

پرونده پرویز ثابتی؛ پایان مصونیت برای دژخیمان

حضور پرویز ثابتی، مدیر کل اداره سوم ساواک، در تجمعات اخیر و تلاش برای «عادی‌سازی» چهره او، نقطه اوج این وقاحت است. ثابتی که مستقیم بر شکنجه هزاران انسان نظارت داشته، اکنون در آمریکا با محاکمه‌ٔ حقوقی مواجه است. تلاش برای احیای نام او در آلمان، در واقع تلاشی برای «مشروعیت‌بخشی به جنایت» است. ولی جنایت علیه بشریت مشمول مرور زمان نمی‌شود. همان‌طور که نازی‌ها در ۹۰ سالگی به میز محاکمه کشانده می‌شوند، شکنجه‌گران ساواک و همدستان امروز آنها نیز باید بدانند که گریزی از عدالت نیست.

 

کپی‌برداری فاشیسم دینی و سلطنتی از روی دست هم

اقدامات هیستریک بقایای سلطنت، دقیقاً «آن روی سکه» رفتار فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران است. هر دو جریان در نفی حقوق شهروندی، سرکوب آزادی‌های اساسی و استفاده از ابزار وحشت مشترک‌اند. اگر حزب‌اللهی‌های خمینی در خیابانهای تهران با قمه و گلوله به جان جوانان می‌افتند، فاشیست‌های سلطنت‌طلب در اروپا با آرم ساواک و تهدید به بازگشت شلاق و کابل، همان پیام را صادر می‌کنند. این دو جریان، در یک همزیستی مسالمت‌آمیز، یکدیگر را تقویت می‌کنند تا مانع از استقرار یک جایگزین دموکراتیک و مردمی شوند.

 

ایران آزاد و قضاییه‌ٔ مستقل

نهادهای بین‌المللی و دولتهای اروپایی، به‌ویژه آلمان، باید بدانند که اجازه دادن به نمایش نمادهای ساواک، توهین به مقاومت عادلانه مردم ایران است.

در ایران آزاد فردا، با یک قضاییه‌ٔ مستقل و بر اساس استانداردهای حقوق بشری، تمام آمران و عاملان جنایات ساواک، و هم‌چنین مدافعان و بازسازی‌کنندگان این فرهنگ منحوس، در پیشگاه ملت پاسخگو خواهند بود. صیانت از شرافت ایرانی، مستلزم طرد کامل فاشیسم در هر لباسی است؛ چه لباس دیانت و چه قبای سلطنت. مبارزه با شبح ساواک در رگنزبورگ، بخشی از مبارزه بزرگتر برای رهایی نهایی از زنجیرهای استبداد در تهران است.

 

پانوشت:

[۱] Strafgesetzbuch

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/e0cd047e-c77d-4101-a334-5a4a5db147ae"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات