728 x 90

وقتی مذاکره به میدان جنگ باندهای حاکمیت تبدیل می‌شود!

جنگ گرگها...
جنگ گرگها...

تجمعات و عربده‌کشی‌های شبانه ذوب‌شدگان در ولایت در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، بیش از آن که نمایشی از سرسپردگی به نظام پوسیده ولایت فقیه باشد، آیینه‌ای تمام‌نما از وضعیت شکننده، بحرانی و بی‌ثبات کل حاکمیت است.

نهایی شدن تفاهم‌نامه میان فاشیسم دینی و آمریکا، این بار انبار باروت اختلافات درونی باندها را منفجر کرده و عمق ضعف و بی‌اقتداری ولی‌فقیه تازه به دوران رسیده، مجتبی خامنه‌ای، را به تصویر کشیده است؛ دیکتاتور موروثی که هنوز نیامده، اقتدار پوشالی‌اش توسط سرسپرده‌ترین جیره‌خواران خودش به چالش کشیده می‌شود.

 

خیابان‌ها؛ آینه تمام‌نمای انشقاق و بن‌بست

این به‌اصطلاح تجمعات خیابانی که در دوران جنگ برای سد کردن قیام برپا می‌شد، اکنون به ضد مصلحت نظام تبدیل شده و راندمان معکوس می‌دهد. سر دادن شعارهای تندی مانند «قالیباف عراقچی پس خون رهبرم چی؟» و «مرگ بر عراقچی، بی‌شرف نفوذی» در تجمعات تهران، بیانگر یک واقعیت آشکار است: بدنه‌ٔ دست‌پرورده نظام، خسته و ناامید از شعارهای تو خالی، اکنون سلاح تکفیر و خائن‌سازی را به سمت خود ارکان نظام چرخاند‌ه است.

وقتی تجمع‌کنندگان جلوی وزارت‌خارجه فریاد می‌زنند: «آقای عراقچی خاک بر سرت کنن... ای بر وجودتون لعنت!»، آشکار می‌شود که رژیم به‌شدت در بند بحرانهای خودساخته‌اش اسیر شده است. آنها که سال‌ها علیه دوقطبی‌سازی و ترویج نفرت در وحشت از قیام به‌همدیگر هشدار می‌دادند، اکنون در برابر نیروهای افراطی و سرخورده خود کم آورده‌اند.

 

ضعف «خلیفه جدید» و عیان شدن بحران جانشینی

در این میان، موضع‌گیری اعضای مجلس ارتجاع از جمله امیرحسین ثابتی و حمید رسایی، نشانه بارزی از سقوط اتوریته و هیمنه ولی‌فقیه جدید است. امیرحسین ثابتی به تیم مذاکره‌کننده هشدار می‌دهد که باز کردن تنگه هرمز «خیانت» است و با اشاره به متن توافق می‌نویسد: «توافقی ضعیف‌تر از برجام در راه است که خطوط قرمز رهبری در آن رعایت نشده است» (۲۳ خرداد ۱۴۰۵).

از سوی دیگر، حمید رسایی با حمله به توئیت‌های عباس عراقچی، او را متهم می‌کند که در زمین دونالد ترامپ بازی می‌کند و می‌گوید: «چرا شما متنی را به انگلیسی توئیت می‌کنی که ترامپ خوشش میاد ورمیداره تو صفحش اونو بازنشر می‌کنه؟...» (کانال تلگرامی حمید رسایی).

در دوران علی خامنه‌ای، مخالفت علنی با سیاست‌های کلان نظام و به چالش کشیدن نمایندگان «رهبر»، خط قرمز محسوب می‌شد. اما امروز، باندهای حاکمیت به‌راحتی در خیابان یکدیگر را به چالش می‌کشند و برای هم چنگ و دندان نشان می‌دهند. این به‌هم ریختگی و تشدید تنش ثابت می‌کند که جانشینی موروثی نتوانسته اقتدار لازم را برای جمع کردن باندهای مافیایی قدرت فراهم کند و ولی‌فقیه جدید، ضعیف‌تر و بی‌اراده‌تر از آن است که بتواند توازن را میان باندهای مافیایی برقرار سازد.

 

ترس سپاه و قوه قضاییه از فروپاشی کل سیستم

شکل‌گیری این تقابل‌ها چنان وحشتی در دل هسته سخت قدرت انداخته که ارگانهای اصلی نظام را به التماس برای حفظ وحدت واداشته است. روزنامه «جوان آنلاین»، بوق تبلیغاتی جناحی از سپاه، با ترس و نگرانی از این تجمعات نوشت: «در بعضی تجمعات تهران و خصوصاً شهرستانها، برخی سخنرانان اقدام به پراکندن بذر انشقاق و تفرقه در میان مردم می‌کنند. ارکان و نهادهای تصمیم‌گیر نظام را به کلی زیرسؤال برده و حتی تهدید به خراب کردن مجلس و وزارت‌خارجه بر سر مسئولان آن می‌کنند! خواستار انحلال شورای عالی امنیت ملی می‌شوند و نوک پیکان حملات را به‌سوی مسئولان دولت، تیم مذاکره‌کننده و حتی فرماندهان نظامی می‌گیرند. رهبری مقتدر کشور را ضعیف و بی‌اختیار و بی‌اطلاع جلوه می‌دهند و همه مسئولانی که در شدیدترین خطرات امنیتی مشغول تمشیت امور هستند، خائن و تسلیم‌شده معرفی می‌کنند».

هم‌زمان، محسنی اژه‌ای، رئیس دستگاه سرکوب و قضا، با دستپاچگی وارد میدان شده و می‌گوید: «اجازه ندهیم بدخواهان در صفوف یکپارچه، رخنه کنند» (خبرگزاری میزان).

این لفاظی‌ها بیش از آن که نشان‌دهنده قدرت باشد، بن‌بست و ناتوانی در مرحلهٔ پایانی‌ست. آنها می‌دانند وقتی انسجام ظاهری دستگاه سرکوب ترک بردارد، بستر برای خیزش نهایی مردم برانداز مهیا خواهد شد.

 

فرافکنی مسئولیت جام‌زهر به سبک علم‌الهدی

در این میان، آخوند علم‌الهدی در مشهد مذاکره را به داستان «موش و گربه» تشبیه کرد و گفت:

«ببینید عزیزان مسأله ما و آمریکا مسأله موش و گربه است شما مژده بادا که گربه عابد شد عابد و زاهد و مسلمانا مرتیکه آدمکش جرار خون‌آشام دزد دروغگو میگه که تموم شد ما جنگ رو دیگه پایان دادیم چند بار تا حالا گفته آتش‌بس و بعدش اینجور خلاف کرده این پایان جنگش هم مثل آتش‌بس های قبلی است... هیچ تفاهمی و هیچ تعاقدی تا به امضای رهبر نرسد تا ایشون تصویب نکنند تا او تأیید نکنه کوچک‌ترین فرد از افراد جامعه و امت ما ولو یه بچه ۵ ساله و ۶ ساله هم قبول نخواهد کرد» (تلویزیون شبکه خراسان، ۲۲ خرداد ۱۴۰۵).

او مذبوحانه بر آن است تا بار سنگین تسلیم و توافق و بن‌بست نظام را از دوش ولی‌فقیه تازه به دوران رسیده بردارد و به گردن باند مقابل بیندازد. در این میان سکوت مجتبی خامنه‌ای هم مبین جایگاه به‌شدت لرزان وی و هم بیانگر بن‌بست کل حاکمیت در این اوضاع بلبشو و شکننده است.

 

 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/e2d4f915-ce91-4feb-b25c-aefdc7a4faf6"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات