شکست مفتضحانه تلاشهای استبداد سلطنتی از سوی یکی دو نماینده از گروه فشار، برای گنجاندن تبصرهای به نفع بچهٔ شاه در جریان تصویب قطعنامه اخیر پارلمان اروپا در استراسبورگ، سلسله شکستهای رسوای این جریان را از رم تا استکهلم و برلین تکمیل کرد.
در امتداد این انزوای بینالمللی، استرون استیونسون در مطلبی افشاگرانه در «اینترنشنال پالیسی دایجست»، به کالبدشکافی وقاحت این جریان در نمایش نشان منفور ساواک در آلمان پرداخت و هشدار داد: «نمایش نشان ساواک صرفاً یک نوستالژی نیست؛ این نشان، به طرز نگرانکنندهتری، بیانگر تمایل به احیای یکی از مخوفترین ابزارهای سرکوب در تاریخ مدرن ایران و جهان است».
استیونسون با یادآوری کارنامهٔ سیاه شکنجه و اعدامهای مخفیانه ساواک، به تلاش برای تطهیر شکنجهگرانی چون پرویز ثابتی اشاره کرده و مینویسد: «زندانیان سابق و مورخان همواره نام او را با شکنجه سیستماتیک و سرکوب سیاسی مرتبط میدانند». با این حال «عفو بینالملل و مورخان متعددی، وحشیگری بازجوییهای ساواک را مستند کردهاند و جزئیات شوکهای الکتریکی، شلاقهای کابلی، کشیدن ناخن، ضربوشتم وحشیانه، اعدامهای ساختگی و شکنجههای روانی مداوم را شرح دادهاند. زندانیان توصیف کردهاند که روی صفحات فلزی سوزانده شده و در معرض دستگاههایی قرار گرفتهاند که برای به حداکثر رساندن درد و تحقیر طراحی شدهاند».
نویسنده با انگشت گذاشتن روی مواضع بچهٔ شاه در قبال جنایات پدرش و اعتراف وی به ارتباط با پاسداران، پرده از یک آلترناتیو پوشالی برداشته و مینویسد: «او اذعان کرده که با فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در ارتباط است... اگر همین منطق امنیتی ادامه یابد، چه از طریق ساختارهای سلطنت گذشته و چه از طریق اتحاد با عناصری از سپاه، به جای یک تحول دموکراتیک، ۲ گزینه اقتدارگرای رقیب باقی میماند. اما پاسخ واقعی برای آینده، جمهوری دموکراتیک، کثرتگرایی و احترام به حقوقبشر است».
استیونسون این وقاحت را با فاشیسم مقایسه کرده و میافزاید: «در آلمان هر گونه تلاشی برای احیای گشتاپو یا نمایش نشانهای آن، خشم گستردهیی را برمیانگیزد، زیرا این نمادها ترس، ظلم و وحشت دولتی را تداعی میکند. ایران نه به یک دیکتاتوری بازیافتی نیاز دارد و نه به استبداد مذهبی. ایران به چیزی بسیار بسیار ضروریتر نیاز دارد: یک جمهوری دموکراتیک مبتنی بر پاسخگویی، حقوقبشر، کثرتگرایی سیاسی و حاکمیت قانون».
این افشاگری در کنار گزارش اخیر هفتهنامه فرانسوی پیرامون شکست پروژه «کارخانه شاهسازی در فرنگ»، نشان میدهد که تشت رسوایی بقایای دیکتاتوری سابق(دار و دسته بچه شاه) از بام جهان افتاده است.
جریانی که روزی با اتکا به ساواک و بندوبست با سپاه پاسداران، سودای بازگشت در سر میپروراند، امروز در دادگاه وجدان مردم ایران و افکار عمومی جهان محکوم به شکست است و مردم ایران پس از تحمل یکصد سال استبداد موروثی هرگز به گذشته برنمیگردند.