728 x 90

ایران در بزنگاه تاریخی؛ آزادی، دیکتاتوری و پاسخ ملی

ایران آزاد - نه شاه، نه ملا!
ایران آزاد - نه شاه، نه ملا!

اصلی‌ترین مسأله‌ی داغ و به‌روز ایران چیست؟ هم‌اینک ایران گرفتار بحران شدید اقتصادی، تورم افسارگسیخته، دلار با صعود روزانه‌ی نرخ برابری و گرانیِ از مهار خارج شده است. در عین حال ایران در سوگ و داغ و خشم و واکنش‌های میلیونی در شبکه‌های اجتماعی بر اثر قتل عام دی‌ماه توسط حکومت است.

 

به‌راستی در چنین موقعیتی، اصلی‌ترین مسأله‌ی داغ و به‌روز ایران چیست؟

همین دو ویژگیِ عنوان‌شده در چند سطر فوق را کالبدشکافی کنیم، درمی‌یابیم که مبرم‌ترین مسأله‌ی ایران ــ به‌طور خاص پس از قتل عام اخیر ــ کماکان «آزادی»، «پایان دادن به دیکتاتوری» و «پاسخ ملی به سرنوشت‌سازترین موقعیت» است. موقعیتی که دنیا و خاصه مخاطبان جهانیِ ایران، از شش جهت نظاره‌گر آن هستند و انتظار تعیین تکلیف نهاییِ حاکمیت ولایت فقیه را می‌کشند؛ چرا که «دیگر در دنیا کسی در حتمیت سرنگونی این رژیم تردید ندارد».[۱]

 

«آزادی» مسأله‌یی به‌عمق و به‌وسعت تاریخ ۱۲۰ ساله‌ی ایران، میان آزادی‌خواهان و دیکتاتوری‌های موروثی بوده است. این عمق و دامنه، در ۴۷ سال گذشته به ساحت یک جغرافیا، به حجم یک اجتماع و به تعداد یک ملت، ژرفا و گستردگی یافته است. اکنون اکثریت قاطع یک ملت، ایران‌زمین را سنگر نبرد با حاکمیت کرده است. «آری، نبرد ادامه دارد. حالا بعد از قیام دی‌ماه، تیک‌تاک سرنگونی آغاز شده و زمان بیرون کردن نیروهای میرا و ستمگر و گذشته‌گرا از گردونه‌ی تاریخ ایران است.»[۲]

 

در ایران امروز مسأله‌ی «آزادی»، «پایان دادن به دیکتاتوری» و «پاسخ ملی به سرنوشت‌سازترین موقعیت»، در هم تنیده شده‌ و محورهای یک سیاست و استراتژیِ پیش‌برنده‌ی آن‌ها در یک بزنگاه تاریخی هستند. این محورهای سه‌گانه چگونه باید پیش برده شوند؟ مبارزه‌ی مداوم با دو دیکتاتوری در ۶۰ سال گذشته، به‌اندازه‌ی کافی به سرمایه و تجربه‌ی اندوخته‌شده در سلسله‌ی نسل‌ها بالغ گشته است. سرمایه‌ی نقد هم‌اکنون، وجهی از پاسخ ایران است: «قیام دی با تهاجم صاعقه‌آسای خود، راه را نشان داد. راه ارتش قیام، ارتش بزرگ آزادی مردم ایران. فقط باید به آن چشم گشود. ۴۴ سال است که با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ، در آتش و خون دوام آورده. این چراغ راهنما به‌معنی نفی دیکتاتوری و وابستگی و اثبات آزادی و استقلال است.»[۳]

 

 مسیر طی شده در دهه‌ها مبارزه‌ی بی‌وقفه با دو دیکتاتوری، به یک راه‌حل و برنامه‌ی مشخص با مبانی پیشرفته و دموکراتیک انجامیده است. برنامه‌یی که حتی قبل از سرنگونی دیکتاتوریِ ولایت فقیه، در سال‌های گذشته هم‌چون سلاحی در نبرد همه‌جانبه با آن بوده است. «برنامه ۱۰ماده‌یی، مسیر درست برای رفتن از استبداد به دموکراسی است. این‌ برنامه، بنیاد حکومت دموکراتیک خواهد بود.»[۴]   

 

مشاهده می‌شود که مبرم‌ترین مسأله‌ی حیاتی در منظر اکثریت مردم ایران واضح و مشخص است. این وضوح بعد از قتل عام در قیام سراسریِ دی‌ماه، مسیر و برنامه و استراتژیِ پاسخ به مسأله‌ی روز ایران را تعیین نموده است: «حرف مردم و مقاومت ایران این بوده و هست: نه مماشات، نه جنگ، تغییر رژیم و حاکمیت جمهور مردم به‌دست مردم و مقاومت سازمان‌یافته‌ی آن‌ها. فراخوان به جبهه‌ی همبستگی ملی برای سرنگونی استبداد مذهبی؛ مرکب از جمهوری‌خواهانی که طرفدار جدایی دین از دولت هستند و رژیم ولایت فقیه را در تمامیت آن نفی می‌کنند. یعنی با وجود همه‌ی اختلاف‌ها و تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیکی در جبهه‌ی خلق، ما از دیرباز برآنیم که می‌توان و باید در جبهه‌ی همبستگی ملی گردهم آمد؛ به‌نام ایران، زیر پرچم ایران، برای عالی‌ترین مصالح مردم ایران.»[۵]

 

پی‌نوشت:

[۱] مریم رجوی، سخنرانی در گردهمایی ایران آزاد در برلین، ۱۸ بهمن ۱۴۰۴.

[۲ و ۳ و ۵] همان.

[۴] سخنرانی شارل میشل در گردهمایی ایـران آزاد در برلین - ۱۸ بهمن ۱۴۰۴.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/ed42b856-09f9-4070-b347-b62b2e159b7e"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات