شامگاه جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸ نقطهعطف و سرآغاز فصلی نوین در تاریخ معاصر مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران بود. آنچه در ظاهر با شوک ناگهانی و چندبرابر شدن بهای بنزین کلید خورد، در ژرفای خود خروش انباشتهشده از دههها فقر، تبعیض و ستم سیستماتیک بود. این قیام در مدتی کوتاه، پوسته اعتراضات صنفی و معیشتی را شکافت و خواست تاریخی سرنگونی استبداد مذهبی را در کف خیابانها طنینانداز ساخت. رزم دلیرانه زنان و مردان ایرانی، بنیانهای سیاسی و نمادهای حاکمیت را با چنان شدتی هدف قرار داد که موازنه قدرت میان جامعه و حکومت را به شکلی بازگشتناپذیر تغییر داد.
شعلههای خشم در سرمای پاییز
از بامداد شنبه ۲۵ آبان، با وجود شرایط جوی نامساعد و بارش برف و باران، امواج خروشان تودههای معترض به جادههای مواصلاتی و خیابانهای اصلی سرازیر شدند. مسدودسازی معابر با آتشزدن لاستیک و ایجاد موانع، حرکتی هماهنگ برای فلج کردن شریانهای کنترلی حاکمیت بود. شعارهای تظاهر کنندگان بلافاصله و با سرعتی کمنظیر از گرانی سوخت فراتر رفت و رأس نظام را نشانه گرفت؛ طنین یکپارچه شعارهایی نظیر «مرگ بر خامنهای»، «مرگ بر دیکتاتور» و «دیکتاتور حیا کن، مملکتو رها کن» در فضای شهرها پیچید.
در این روز، امواج اعتراضی بیش از ۱۶۰ شهر کشور را فرا گرفت. ویژگی شاخص کنشگری خیابانی در این برهه، هدفگیری گزینشی و دقیق مظاهر سرکوب و غارت بود. بانکهای غارتگر، پایگاههای بسیج و سپاه، کلانتریها، پمپبنزینها، فرمانداریها، دفاتر ائمه جمعه و حوزههای علمیه آخوندی در آتش خشم خلق سوختند؛ این در حالی بود که معترضان با انضباطی چشمگیر، به اموال و اماکن متعلق به مردم عادی کوچکترین آسیبی نرساندند و مرزبندی آشکاری میان داراییهای تودهها و نهادهای حاکم ترسیم کردند. کانونهای پرحرارت درگیری به مناطقی چون شهریار، شهرقدس، شیراز، بهبهان، اصفهان و تهران گسترش یافت.
هراس ارکان قدرت
دامنه و شدت تسخیر خیابانها به حدی بود که مقامات ارشد و مهرههای امنیتی رژیم ناگزیر به بیان هراس بیسابقه خود شدند. آخوند علیرضا ادیانی، رئیس عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی، حوادث آبان را عمیقتر و پیچیدهتر از رویدادهای سالهای ۷۸، ۸۸ و ۹۶ توصیف کرد و از شکلگیری ناامنی در ۱۶۵ شهر، ۲۵ استان و ۹۰۰ نقطه سخن گفت. در همین راستا، پاسدار سالار آبنوش، از فرماندهان عملیات بسیج، با بیانی ملموس از عمق درماندگی رژیم اذعان داشت: «بهعنوان کسی که در صحنه بودم معتقدم فقط خدا ما را نجات داد!»
پاسدار علی فدوی، جانشین فرمانده سپاه، وسعت درگیریها در ۲۸ استان را به شرایط بحرانی عملیات جنگی تشبیه کرد و پاسدار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه، اذعان نمود که چنین خروشی در طول عمر نظام در نوع خود بینظیر بوده است؛ خروشی که در استانهایی نظیر اصفهان در ۱۱۰ نقطه شعله کشید.
ابعاد این شکست روانی در سخنان آخوند مجتبی ذوالنوری نیز بازتاب یافت؛ هنگامی که وی به آتش کشیده شدن ۹۰۰ پمپبنزین، ۱۴۷ درگیری در تهران و وقوع بحران در ۸۰۰ نقطه کشور در یک روز اشاره کرد. وی همچنین به تاکتیکهای متهورانه تیمهای مردمی برای تسخیر پایگاههای بسیج با استفاده از امکانات تهاجمی و هماهنگیهای چند نفره اعتراف نمود. همزمان، عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور وقت، با اشاره بهوقوع درگیریهای گسترده در شهرهایی چون ملارد، بهارستان و اسلامشهر، از حمله به بیش از ۵۰ مرکز نظامی و پیشروی صدها معترض به سمت ساختمان صدا و سیما پرده برداشت؛ تحولی شتابان که حاکمیت را ناچار ساخت با قطع سراسری و مطلق اینترنت، حصاری تاریک دور جنایات خود بکشد.
پیشتازی فرودستان و حماسه شهرهای شورشی
جغرافیای قیام آبان گواهی بر همبستگی بنیادین سراسر ایران بود. از خراسان تا خوزستان، از بلوچستان تا آذربایجان و از کردستان تا فارس و سواحل خلیجفارس، ارتشی از جوانان، محرومان و به حاشیهرانده شدگان بهپا خاستند. شهرهایی مانند اهواز، آبادان، ماهشهر، خرمآباد، تبریز، رشت، سنندج، مریوان، کرمانشاه، کرج، گرگان، سیرجان و دهها شهر دیگر شانه به شانه یکدیگر ایستادند و ماشین سرکوب را در ۴۸ ساعت نخست چنان فرسوده کردند که فرماندهان نظامی برای اعزام نیروی کمکی التماس میکردند.
در کانون این ایستادگی، شیراز حماسهای ماندگار آفرید. مردمی که هنوز داغدار فاجعه سیل فروردین همان سال بودند، پاسخی کوبنده به حاکمیت دادند. در روزهای آغازین، دستکم ۱۲۰ مرکز وابسته به بسیج، نیروی انتظامی، پادگانها و بانکها در شیراز توسط جوانان دلاور در هم کوبیده شد و شاهراههای حیاتی شهر مسدود گشت. گزارشها و اعترافات نهادهای اطلاعاتی رژیم نشان داد که شیراز در آستانه رهایی کامل از کنترل حکومت قرار گرفته بود و ساختار امنیتی تنها با اعمال خشونت تمامعیار توانست موقتاً کنترل بحران را باز پس گیرد.
مانور تمامعیار اراده مردم
قیام پرشکوه آبان ۹۸ نهتنها یک خیزش اعتراضی، بلکه مانور تمامعیار اراده مردم برای سرنگونی استبداد مذهبی بود. اگر چه رژیم برای حفظ حیات خود به کشتار وحشیانه و قطع خونین ابزارهای ارتباطی متوسل شد، اما تجارب زیسته، پیوندهای مبارزاتی و رادیکالیسم متولدشده در خیابانهای آبان، پایههای مشروعیت پوشالی حاکمیت را برای همیشه درهم شکست و مشعلی فروزان در مسیر رهایی نهایی خلق روشن بر جای گذاشت.