در ۲۶ سال گذشته، ۶ قیام با ویژگیهای متفاوت و مشترک در ایران صورت گرفته است.[۱] آیا این قیامها مکمل هم بودهاند؟ این قیامها چه تأثیری در روند تکامل اجتماعیِ ایران داشتهاند؟ این قیامها چه گفتمانهایی را رقم زدهاند؟
قیام دانشجوییِ ۱۸ تیر ۱۳۷۸ سکوت سنگین دو دهه سلطهی مطلق تمامیتخواهیِ حکومتی بر دانشگاهها را شکست. ضربهی ناگهانی بر گفتمان یکجانبهی حاکمیت با جامعه بود. دریچهیی برای ابراز نگرش متفاوت از حکومت گشوده شد. اما همهچیز در کنترل مطلق حاکمیت باقی ماند.
قیام خرداد تا بهمن ۱۳۸۸ اگرچه با «رأی من کو؟» شروع شد، زمینهاش خشم انباشته از جنایات دههی ۶۰ توسط خمینی و سپس خامنهای بود و در ادامه، به مطالبهی نفی حاکمیت انجامید. این قیام هر هفته رادیکالتر شد و گفتمانی جدید در درون گفتمان حاکمیت، همراه با شکافی بزرگ در درون آن ایجاد کرد.
قیام دی ۱۳۹۶ اساساً از گفتمان درون حاکمیت بیرون آمد. با این قیام بود که انرژی و اذهان فقلشده میان دو جناح حکومتی، آزاد شد. با سوختن فریب اصلاح دروغین از درون حاکمیت، گامی بزرگ در گفتمانی تماماً خارج از حاکمیت برداشته شد.
قیام آبان ۱۳۹۸ با خشمی ضد طبقاتی، توأم با خشمی سیاسی که از تداوم دهههای ۶۰ تا ۹۰ انباشته شده بود، بهگونهیی آتشفشانی سراپای حاکمیت را بهلرزه انداخت. این قیام پیام داد که کانون فساد اقتصادی و سیاسی در بیت ولی فقیه و قوای سهگانهی متصل به وی است. این قیام از یکطرف انرژی اجتماعی را بهجانب تمرکز بر سرنگونیِ حاکمیت آزاد نمود، از طرفی شکافی عمیق در ساختار حاکمیت همراه با شقههای پیاپی ایجاد کرد.
قیام شهریور تا دی ۱۴۰۱ با خشم سراسری از قتل حکومتیِ مهسا امینی بهدلیل زنستیزیِ ضد بشریِ نظام ملایان شعلهور شد. کانون توجه قیام علیه رأس نظام ولایت فقیه بود؛ کارکرد اجتماعی و تاریخیاش، سر باز نمودن مرزبندی با هرگونه دیکتاتوری در گذشته، حال و آینده ایران شد. گفتمان جبههی آزادی در برابر گفتمان جبههی دیکتاتوری بالا گرفت و در تناوبهای گوناگون، تا کنون ادامه یافته است.
قیام خجستهی دی ۱۴۰۴ را باید سرآمد، دستآورد و نتایج گردآوری شده از پنج قیام پیشین دانست. خشم ضد طبقاتی، نفرت از فساد نهادینهی حکومتی، خشم از پاسخ نگرفتن هیچ مطالبه طی سالیان متمادی و خشم از سرکوبگری و تحقیر انسانیت، راه حل واقعی و نهایی برای سرنگونی حاکمیت ولایت فقیه را به گستره و دامنهی اجتماعی و سراسری کشاند. گفتمان اکثریت جامعهی ایران در برابر حاکمیت، یگانه شد: پایان اشغالگری با سرنگونی تمامیت نظام.
اینک این گفتمان است که فصل پایانی سال ۱۴۰۴ را بذرافشانی میکند، انرژی کلان اجتماعی آزاد مینماید و چشمانداز آینده را با نبرد همهجانبه و سراسری ــ با تمام فراز و فرودهایش ــ تا سپیدهدم خجستهی طلوع آزادی پیش میبرد. اینک این گفتمان است که از قلهی تاریخ معاصر ایران، دست در کمرگاه هرگونه دیکتاتوری افکنده تا ایرانزمین را بپالاید و آرمان و آرزوی تاریخیاش را ببالد و محقق کند.
پینوشت:
[۱] تاریخ ۱۳۰۰ سال گذشتهی ایران پر است از خیزش و جنبش و قیامهای استقلالطلبانه و آزادیخواهانه با ویژگیِ مشترک ضد استعماری و ضد استبدادی. در نگاه به تاریخ جهان، هیچ کشوری را نمییابیم که همچون ایرانزمین دارای این تعداد از خیزش و قیام و انقلاب باشد. اما بهطور عجیبی ایران هنوز به آزادی و دموکراسی نرسیده و همواره اسیر دیکتاتوریهای موروثی بوده است. جایگاه تاریخیِ قیام دی ۱۴۰۴ را باید با نگاه به این منظر از تاریخ ایران، دریافت.