اخراج سفیر فاشیسم دینی از استرالیا در شهریور ۱۴۰۴ را میتوان یکی از مهمترین تحولات دیپلماتیک سالهای اخیر دانست؛ رخدادی که بار دیگر ماهیت واقعی سیاست خارجی رژیم را در صدور تروریسم و مداخله در امور داخلی کشورها آشکار ساخت. این اقدام بهعنوان نخستین اخراج یک سفیر در استرالیا پس از جنگ جهانی دوم، نشان میدهد که مسأله فراتر از یک تنش معمول دیپلماتیک است و به حوزه امنیت ملی و انسجام اجتماعی این کشور پیوند خورده است.
ریشههای تصمیم استرالیا
بر اساس گزارشهای رسمی، سازمان اطلاعات و امنیت استرالیا فاشیسم دینی و سپاه پاسداران را بهطور مستقیم در طراحی حملات آتشسوزی عمدی به یک رستوران یهودی در سیدنی و یک کنیسه در ملبورن دخیل دانسته است. این اقدامات که توسط عناصر اجیرشده و با هدایت سپاه صورت گرفته، عبور آشکار از خطوط قرمز امنیتی استرالیا بود. نخستوزیر آنتونی آلبانیز در پارلمان این کشور اعلام کرد که دولتش ناچار شد پاسخی «جدی و بیسابقه» به این دخالت آشکار بدهد. اخراج سفیر ایران و ۳دیپلمات دیگر در واقع پیام روشنی بود مبنی بر اینکه استرالیا حاضر نیست حتی حداقل سطحی از تهدیدات تروریستی سازمانیافته را تحمل کند.
اجماع سیاسی در کانبرا
نکته حائز اهمیت در واکنش استرالیا، اجماع کمنظیر سیاسی است. اپوزیسیون محافظهکار به رهبری سوزان لی نیز بیدرنگ از تصمیم دولت حمایت کرد و خواستار قاطعیت بیشتر در برابر سپاه پاسداران شد. این همگرایی نشان میدهد که موضوع نهتنها به دولت مستقر بلکه به تمام ساختار سیاسی استرالیا مربوط است. چنین وحدتی، پیامی قوی به فاشیسم دینی ارسال میکند: امنیت ملی استرالیا فراتر از رقابتهای حزبی است.
عبور فاشیسم دینی از خط قرمز
وزیر خارجه استرالیا در یک کنفرانس مطبوعاتی در پارلمان این کشور گفت: «استرالیا اقدام بیسابقهیی انجام داد و یک سفیر را اخراج کرد. ما این کار را انجام دادیم زیرا رژیم ایران از خط قرمز عبور کرد. برای یک رژیم خارجی غیرقابلقبول است که اقدام به سازماندهی یا مشارکت در اقدامات خشونتآمیز در خاک استرالیا کند. ما میخواستیم پیام روشنی ارسال کنیم. آن پیام روشن ارسال شده است».
دیپلماسی زیر سایه تروریسم
اخراج سفیر ایران از استرالیا را باید در ادامه روندی دید که پیشتر در آلبانی و کشورهای اروپایی رخ داده است. تجربه اسدالله اسدی، دیپلمات رژیم در وین که بهدلیل طراحی بمبگذاری در گردهمایی مقاومت ایران در پاریس به ۲۰سال زندان محکوم شد و نیز تعطیلی سفارت رژیم در تیرانا بهخاطر نقش مستقیم در توطئههای تروریستی، همگی نشان میدهد که نمایندگیهای سیاسی فاشیسم دینی پایگاههای عملیات تروریستی هستند. این واقعیت بارها از سوی مقاومت ایران افشا و هشدار داده شده بود و امروز در توازن قوای جدید و شکستهای پیدرپی فاشیسم دینی در صحنه جهانی، دولتهای غربی با شواهد غیرقابل انکار، آن را تأیید میکنند.
پاسخ مضحک و متناقض رژیم
واکنش رسمی فاشیسم دینی، طبق معمول، انکار و فرافکنی بود. وزارتخارجه رژیم بهطرزی مضحک اقدام استرالیا را به حمایت این کشور از فلسطین ربط داد و تلاش کرد موضوع را به نزاع اسراییل ـ فلسطین گره بزند. اما این رویکرد فریبکارانه و توأم با دجالیت از سوی آشنایان به ماهیت این رژیم بهعنوان تلاشی مذبوحانه برای پوشاندن نقش مستقیم سپاه در اقدامات تروریستی تعبیر شد. واقعیت این است که استرالیا پیشتر مواضعی مستقل و حتی حامی حقوق مردم فلسطین اتخاذ کرده بود. این امر مانع از برخورد قاطع آن با مداخله آشکار ایران نشد.
یک نقطهعطف در برخورد دولتهای غربی با تروریسم صادراتی
اخراج سفیر این رژیم از استرالیا را باید نقطه عطفی در برخورد دولتهای غربی با سیاست تروریسم حکومتی دانست. این اقدام بیسابقه نشان داد که خامنهای برای خلاصی خود از قیامهای در تقدیر و سرنگونی محتوم حتی در دورترین نقاط جهان نیز برای اعمال خشونت و بیثباتسازی تلاش میکند، اما واکنش قاطع استرالیا ثابت کرد که این سیاست دیگر بدون هزینه نخواهد بود. اگر چه رژیم با پروپاگاندای نخنما و اتهامزنی به دیگران میکوشد واقعیت را پنهان کند، اما روندی که از اروپا تا اقیانوسیه در حال شکلگیری است، گواه بر پایان دوران مصونیت دیپلماتیک برای مأموران تروریسم حکومتی ایران است.