به نظر میرسد پروژه مهندسیشده آلترناتیوسازی با رسواییهای پیاپی بینالمللی به بنبست کامل رسیده است. نشریه معتبر گاردین در گزارشی افشاگرانه با عنوان «ستایش راست افراطی از پلیس مخفی شاه، رضا پهلوی را لکهدار میکند»، پرده از ماهیت فاشیستی جریانی برداشت که پیش از این در سفرهای اروپاییاش به برلین و سوئد طعم شکست را چشیده بود.
گاردین با تأکید بر اینکه «برای دههها، ساواک منفورترین نماد سرکوب بهشمار میرفت»، نشان میدهد که چگونه شاهپرستان با حمل بنرها و پوشیدن تیشرتهای ساواک، نقاب از چهرهٔ استبداد سلطنتی برداشتهاند؛ تا جایی که بچهٔ شاه ناچار شد با تأخیری معنادار، شکنجههای این سازمان مخوف را صرفاً یک «موضوع بحثبرانگیز» بخواند.
به گزارش گاردین، این ستایش از استبداد گذشته با نشانههای دیگری از اقتدارگرایی در این اردوگاه همخوانی دارد؛ تا جایی که در تجمع مونیخ یکی از هوادارانش، شعار «یک ملت، یک پرچم، یک رهبر» را به نمایش گذاشت که بهشدت زبان نازیها در حمایت از هیتلر را تداعی میکرد. این جریان انحصارطلب نهتنها به روزنامهنگارانی همچون کریستین امانپور توهین کرده و در کنفرانس مطبوعاتی برلین صدای خبرنگاران زن را قطع کرد، بلکه «مسعود مسجودی، ساکن کانادا که از او فاصله گرفته بود، ماه مارس امسال در ونکوور مرده پیدا شد...» .
ابعاد این بحران زمانی عمیقتر شد که رادیو سراسری سوئد نیز در گزارشی ویژه به بررسی اقدامات فاشیستی عوامل بقایای سلطنت و پسماندههای ساواک، بهویژه پس از قتل فجیع مسعود مسجودی در کانادا پرداخت. به گزارش رادیو سوئد یک «خبرنگار ایرانی مقیم کانادا که خود نیز مورد تهدید قرار گرفته است درباره قتل مسعود مسجودی میگوید: مسجودی مخالف رژیم و بهشدت مخالف سلطنتطلبان و رضا پهلوی بود. او رضا پهلوی را کلاهبردار توصیف میکرد و چندین شکایت علیه او و یک سری رسانهها را به جریان انداخته بود. مسجودی مدتهای طولانی تهدیدهایی را از جانب طرفداران سلطنت دریافت میکرد. بهویژه در یکی از این تهدیدات نوع چاقو و نحوهای که او کشته خواهد شد توصیف شده بود که او آنرا افشا میکند».
گاردین نیز همراستا با این گزارش تأیید کرد که تحلیلگران بینالمللی این تهدیدات خطرناک را به پلیس گزارش دادهاند.
این افشاگریهای پیاپی در رسانههای معتبر اروپا نشان میدهد جامعه ایران که از فاشیسم دینی حاکم به تنگ آمده، هرگز به گذشتهٔ استبدادی برنمیگردد. رسوایی و فضاحت جریانهای بیریشهای که مهیبترین ابزارهای شکنجه را ستایش میکنند، مرزبندی روشن قیامآفرینان با دزدان میراث انقلاب را بار دیگر ترسیم نمود و ثابت کرد که تنها آلترناتیو واقعی، جریانی است که بر پایه نفی هر گونه دیکتاتوری شاه و شیخ بنا شده است.