728 x 90

اهمیت ملی شدن نفت: بازخوانی میراث ماندگار مصدق در ۲۹اسفند

دکتر محمد مصدق
دکتر محمد مصدق

۲۹ اسفند در تقویم سیاسی ایران نقطه عزیمت فکری ملتی است که تصمیم گرفت از پیله «رعیت بودن» خارج شده و هویت «شهروندی» خود را در ترازوی استقلال بسنجد. نهضت ملی شدن صنعت نفت به رهبری دکتر محمد مصدق، به این اعتبار، یک رنسانس فکری علیه دو قطب به‌هم‌پیوسته بود: استعمار خارجی و استبداد وابسته به سلطنت استعماری.

 

منطق مصدق: اقتصاد بدون نفت و نفی قیمومیت

دکتر محمد مصدق با درکی عمیق از مناسبات قدرت جهانی، دریافت که ریشه سیه‌روزی ایرانیان نه در کمبود منابع، بلکه در «وابستگی ساختاری» است. او مبارزه خود را از مجلس چهاردهم با طرح منع مذاکره درباره امتیاز نفت آغاز کرد؛ گامی که در حقیقت، قطع وابستگی از اراده قدرتهای بیگانه بود.

ملی‌شدن نفت، ضربه‌ای هستی‌شناختی به پیکره نظامی بود که بقای خود را در گرو «حمایت خارجی» می‌دید. مصدق با طرح ایده «اقتصاد بدون نفت»، در پی آن بود که نفت را از یک «ابزار سیاسی برای تطمیع قدرت‌ها» به یک «سرمایه ملی برای توسعه» تبدیل کند. او به‌خوبی می‌دانست که تا زمانی که ثروت یک ملت تحت کنترل کنسرسیوم‌های خارجی باشد، سخن گفتن از استقلال سیاسی، توهمی بیش نیست.

 

تلاقی استبداد و دست‌نشاندگی

نهاد سلطنت در ایران، به‌طور مشخص از کودتای ۱۲۹۹ و آغاز دوران سلطنت استعماری پهلوی‌ها، همواره در چنبره وابستگی گرفتار بود. تقابل دربار با نهضت ملی، پرده از این واقعیت برداشت که سلطنت‌طلبی در ماهیت خود با اراده ملی در تضاد است. زمانی که مصدق برای استیفای حقوق مردم می‌جنگید، دربار با گماشتن مهره‌هایی چون «رزم‌آرا» تلاش می‌کرد تا منافع شرکت نفت ایران-انگلیس را تضمین کند.

وابستگی نهاد سلطنت به بیگانه در وقایع منتهی به کودتای ۲۸ مرداد به اوج خود رسید. شاه که خود را سایه خدا می‌نامید، در عمل نشان داد که هویتی جز سایه اراده استعمارنیست. نقد اساسی بر نظام سلطنتی این است که این نهاد، بقای خود را نه در «توازن قوای بین‌المللی» می‌جست. از همین روست که وقتی منافع استعمار با اراده ملی مصدق درگیر شد، سلطنت به اقتضای ماهیت وجودیش بی‌درنگ در صف استعمار ایستاد تا ریشه آزادیخواهی را در این خاک بخشکاند.

 

از قرارداد گس-گلشاییان تا خیانت‌های معاصر

هرگاه اراده ملی برای حاکمیت بر سرنوشت خویش قد علم کرده، مثلث «سلطنت استعماری، استبداد و ارتجاع» علیه آن متحد شده‌اند. قرارداد ننگین گس-گلشاییان نمونه‌یی بارز از تلاش دستگاه وابسته سلطنت برای فروش سرمایه‌های ملی به ثمن بخس بود. مصدق با تحصن و اعتصاب غذا در اعتراض به تقلب‌های انتخاباتی مجلس شانزدهم، نشان داد که راه آزادی از مسیر پایداری بر اصول و پیوند با توده‌های مردم می‌گذرد.

امروز نیز، میراث‌خواران آن تفکر وابستگی، به‌گونه‌یی دیگر سرمایه‌های کشور را به تاراج می‌برند. اگر دیروز دربار پهلوی نفت را وجه‌المصالحه بقای خود می‌کرد، امروز نیز شاهد آن هستیم که ثروتهای ملی در چاه ویل هزینه‌های نظامی، تروریسم و پروژه‌های ضدملی ریخته می‌شود. این تداوم منطق «تاراج»، چه در لباس سلطنت و چه در قبای ارتجاع، نشان‌دهنده یک واقعیت واحد است: عدم باور به حاکمیت ملی.

 

مصدق؛ یک راه، نه فقط یک فرد

همان‌طور که مسعود رجوی بارها تأکید کرده است، مصدق یک فرد نبود؛ او یک «راه» بود. راهی که از میان استقلال و آزادی می‌گذرد و با هر گونه سازش با استعمار و استبداد مرزبندی دارد. پیروزی مصدق در دادگاه لاهه و شورای امنیت، اثبات این مدعا بود که یک دولت دموکراتیک و ملی، حتی در برابر مخوف‌ترین سازمانهای جاسوسی و امپریالیستی، می‌تواند قد علم کند، مشروط بر آن که به قدرت لایزال مردم تکیه داشته باشد.

این سخنان تاریخی مصدق، مانیفست تمامی کسانی است که امروز برای ایرانی آزاد و آباد می‌جنگند.

«تنها گناه من، گناه بزرگ و بسیار بزرگ من، این است که صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم‌ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم».

اعدام یاران وفاداری چون دکتر فاطمی و زندانی کردن پیشوای نهضت ملی، تلاشی نافرجام برای کشتن این ایده بود. اما حقیقت این است که اندیشه مصدق در رگ‌های جنبش‌های آزادیبخش جاری گشت و الگویی برای ملت‌های تحت ستم در خاورمیانه و سراسر جهان شد.

 

استقلال اقتصادی و آزادی سیاسی دو روی یک سکه

ملی‌شدن صنعت نفت در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹، قله بلند مبارزات ضداستعماری است که به ما می‌آموزد استقلال اقتصادی و آزادی سیاسی دو روی یک سکه‌اند. نقد سلطنت و وابستگی، نه یک بحث تاریخی صرف، بلکه ضرورتی برای فهم شرایط امروز است. برای عبور از بن‌بست‌های فعلی، بازگشت به روح نهضت ملی و مرام سازش‌ناپذیری مصدق تنها مسیر ممکن است. باید از یک‌سو با نظام ولایت فقیه، مسبب اصلی جنگ‌افروزی و تروریسم افسارگسیخته و هدر رفت منابع ملی درافتاد و از دیگر سو زنجیرهای وابستگی را گسست تا نفت و تمام سرمایه‌های این سرزمین، نه خرج بقای دیکتاتوری در هر شکل آن، بلکه صرف بالندگی و بهروزی مردم ایران شود.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/35bf1015-0f75-485f-996d-d75fc8ca09f0"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات