728 x 90

ایران؛ آسیب‌شناسیِ کمبود «تشکیلات»

عکس از آرشیو ـ نمادی از تشکل...
عکس از آرشیو ـ نمادی از تشکل...

ایران‌زمین مشکلات بسیاری دارد؛ جنگ، دیکتاتوری، تورم، فقر، فساد ساختاریِ سیاسی و اداری، تمامیت‌خواهی عقیدتی و سیاسی در هیأت حاکمیت و...

در میان این‌همه، یک مشکل اما هست که مثل زخمی باز، باعث شده است مشکلات فوق از ادوار قدیم تا کنون در میان مخالفان حاکمیت‌های تمامیت‌خواه تکرار شوند؛ این مشکل بنیادین، کمبود جدی «تشکیلات گسترده» برای پاسخ به بحران‌های کلان داخلی و بین‌المللیِ ایران است.

ساختارهای دولتی که عمدتاً شامل دیکتاتوری‌های ادواریِ ایران می‌شوند، همواره تشکیلات برای حفظ قدرت داشته‌اند. همین‌ها نگذاشته‌اند که اقشار مردم و روشنفکران بتوانند «تشکیلات گسترده و قدرت‌مند» تشکیل دهند.

 

اگر بخواهیم به‌طور مشخص به این کمبود جدی در ۴۷ سال گذشته که ایران گرفتار سلطه‌ی یک دیکتاتوری تمامیت‌خواه مذهبی بوده اشاره کنیم، نخست باید این پرسش را مطرح نمود که به‌راستی چند میلیون ایرانی در خارج کشور، چه اقدامی برای تشکیل یک یا چند نهاد سازمان‌یافته با استراتژی و راهنمای عمل برای مبارزه با حاکمیت آخوندی انجام داده‌اند؟ البته بوده‌اند گروه‌هایی که در محدوده‌ی چندنفره اقدامی کرده‌اند، ولی نه پایدار و گسترش‌یافته.

در این میان شاهدیم که در جبهه‌ی اپوزیسیون، سازمان مجاهدین خلق ایران، تشکیلات دیرینه‌ی خود از دهه‌ی ۵۰ به‌بعد را استمرار داده است. تصور کنیم اگر در بین بیش از ۸ میلیون ایرانی در خارج کشور، سه یا چهار سازمان یا گروه متشکل دیگر درجبهه خلق، با داشتن اساس‌نامه، استراتژی و برنامه‌ برای آینده‌ی ایران شکل می‌گرفت، چقدر صحنه‌ی سیاسیِ ایران در مقابل دیکتاتوری ملایان متفاوت می‌بود.

 

این کمبود و در عین حال این ضرورت از آن‌جا اهمیت بسیار پیدا می کند که مبارزه با نظام ملایان ــ چه رسد به سرنگونیِ آن ــ نیازمند وجود چند تشکیلات قدرت‌مند است. این ضرورت، به‌دلیل ویژگی‌های تمامیت‌خواهی، مطلق‌گرایی و اقتدارگراییِ این حاکمیت، صدچندان ضریب می‌خورد.

 

به‌نظر می‌رسد در بررسی ضرورت وجود چندین تشکیلات در اپوزیسیون ایران،  نگاهی به ۴۷ سال تجربه‌ی سازمان مجاهدین خلق ایران می‌تواند کمکی به این موضوع بکند. مجاهدین در بیش از چهار دهه‌ی گذشته در معرض بیشترین کشتار، محرومیت، تبعید و آوارگی، توأم با حداکثر شیطان‌سازی و بهتان قرار داشته‌اند. با این‌حال تداوم موفق حیات متشکل این سازمان نشان می‌دهد که تنها تشکیلات و هماهنگیِ جمعی بوده است که تضمین ماندگاری و حفظ ساختار سازمان از ایران تا سراسر جهان شده است. تصور کنید اگر سه یا چهار تشکیلات نیرومند مشابه ایرانی وجود می‌داشت، می‌توانست چه جبهه‌ی گسترده‌ی مبارزه برای سرنگونی نظام ولایت فقیه را سامان بدهد.در آن صورت، بی‌شک سرنوشت ایران بسا زودتر از وضعیت بس‌بحرانیِ کنونی، به‌ سود منافع ملی و مردم ایران رقم می‌خورد.

 

مروری بر وقوع چندین قیام بزرگ در سه دهه‌ی گذشته، یک ایرانیِ خردمند و دغدغه‌مند برای رهایی کشورش از استبداد را به این نتیجه می‌رساند که اگر چندین تشکیلات قدرت‌مند علاوه بر سازمان مجاهدین وجود می‌داشت، بی‌شک آن قیام‌ها چشم‌اندازی دیگر را برای ایران و علیه حاکمیت ملایان متبلور می‌کردند. بی‌هیچ تردیدی اگر چنین می‌بود، نه مماشات غرب می‌توانست با نظام ملایان نرد طولانی بزند و نه ایران‌زمین هم‌اکنون گرفتار جنگ خارجی می‌شد. 

 

بنابراین هم‌اینک نیز مبرم‌ترین نیاز ایران برای نجات از نظام دیکتاتوریِ ولایت فقیهی، سازماندهی کلان و تشکیلات گسترده در جبهه‌ی آزادی و نفی وابستگی است.

این ضرورت، دیگر نه یک انتخاب، بلکه یک الزام تاریخی است. جامعه‌ی ایران امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند است که ظرفیت‌های فردی، سرمایه‌های فکری و توان اجتماعی ایرانیان را در داخل و خارج کشور، در یک مسیر هدفمند و هم‌افزا قرار دهد.  

 

تشکیلات، ضامن استمرار، انباشت تجربه، انتقال دانش مبارزاتی و ایجاد اعتماد جمعی است. جهان امروز نیز با همه‌ی پیچیدگی‌های تکنولوژی و ارتباطی، نشان داده است که بازیگران مؤثر، آن‌هایی هستند که از پشتوانه‌ی تشکیلاتی برخوردارند. در عرصه‌ی بین‌المللی، صدای ملتی شنیده می‌شود که بتواند  خود را در قالب نهادها و ساختارهای معتبر و پایدار نمایندگی کند. به همین دلیل، شکل‌گیری تشکیلات‌های قدرت‌مند در جبهه‌ی آزادی‌خواهی ایران، نه‌تنها برای تغییر در داخل، بلکه برای تغییر معادلات در سطح جهانی نیز تعیین‌کننده است. تشکیلاتی که تجسم آینده‌ی مطلوب ایران باشد.

 

درنهایت، اگر قرار است ایران از چرخه‌ی تکرار استبداد رهایی یابد، این مسیر از هم‌افزاییِ آگاهانه و سازمان‌یافته می‌گذرد. آینده‌ی ایران، در گرو آن است که این ضرورت تاریخی، به یک انتخاب جمعی تبدیل شود؛ انتخابی که بتواند سرنوشت یک ملت را با افق آزادی و دموکراسی بگشاید.

اگر در جوهر و مغز رخ‌داد اعدام‌های فروردین ۱۴۰۵ مکث کنیم، درمی‌یابیم که ملایان، اصلی‌ترین تهدید حفظ حاکمیت‌شان را عنصر «تشکیلات» و حاملان آن در مبارزه برای سرنگونی‌‌شان می‌دانند. 

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/5bea6d4e-d18b-47a1-8481-7cb116e69278"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات