728 x 90

«بصیرت و آگاهی سیاسی»؛ پاسخ خشم انباشتهٔ مردم به روایت حکومتی

تهران، یوسف‌آباد - قیام دیماه ۱۴۰۴
تهران، یوسف‌آباد - قیام دیماه ۱۴۰۴

سایت جماران روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ از قول پاسدار محسن رضایی نوشت: «جمهوری اسلامی به دانشگاه بزرگ بصیرت سیاسی تبدیل شده است. آگاهی سیاسی مردم، قدرت‌مندترین سلاح ایران است. آگاهی مردم به‌گونه‌ای است که تبلیغات رسانه‌ای و عملیات روانی نمی‌تواند آنان را فریب دهد.»

 

این پاسدار از کدام «مردم» می‌گوید؟ از عامل پروپاگاندا در نظام ولایت فقیه یعنی «دروغ‌گوییِ بنیادی و وارونماییِ ساختاری» که بگذریم، اگر چنین است، پس مستقر کردن ده‌ها ارگان نظامی، امنیتی و کنترلی در خیابان‌ها و شهرها، افزایش مداوم هزارهزار به زندانیان سیاسی و نیز خروج میلیونیِ مغزها از ایران تحت حاکمیت ملایان، چیست؟ اگر چنین است، چرا شهرهای ایران مدام روی بمب انفجاری هستند و هر دو سه سال، قیام‌های بزرگ و سراسری برای سرنگونیِ حاکمیت رخ می‌دهد؟ البته آن‌چه تحت ‌عنوان «آگاهی سیاسی مردم، قدرت‌مندترین سلاح» مطرح می‌کند، بازخورد واقعی‌اش همواره در قیام‌های شش‌گانه از ۷۸ تا ۱۴۰۴ علیه حاکمیتی متکی بر فساد و چپاول و جهل و تعصب و روحانیت، بارز شده است. در همین روزها ایران‌زمین شاهد است که سیاست، فلسفه، ادبیات، شعر، موسیقی و نقاشی توسط اکثریت مردم داغ‌دار ایران به‌هم آمیخته شده‌اند تا خشم فشرده‌ی ملی علیه جنایات خامنه‌ای و ضرورت سرنگونیِ حاکمیت را در همبستگی ملی بیان کنند.

 

 

در مفهوم لفاظی‌های فاقد محتوای پاسدار رضایی، روزنامه‌ی حکومتیِ جهان صنعت در شماره‌ی روز ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ چنین اعتراف نموده است: « ایران در یک بن‌بست ساختاری عمیق گرفتار شده است؛ بن‌بستی که دیگر نمی‌توان آن را با الفاظ زیبا یا وعده‌های سیاسی توجیه کرد. هیچ نهادی پاسخ‌گو نیست. چنین وضعیتی نشان‌دهنده بحران مشروعیت دولت است. سیاست‌ها به‌جای خدمت به مردم، به ابزاری برای کنترل و محدودیت تبدیل می‌شوند».

همین روزنامه، مفهوم «مردم» مورد ادعای پاسدار رضایی در نظام ملایان را این‌گونه معرفی می‌کند: «همه ما در یک بازی شوم گرفتار شده‌ایم؛ بازی‌ای که در آن مردم، اقتصاد و آینده کشور تنها مهره‌های قربانی هستند. جامعه هر روز بیش از پیش با بحران اعتماد، ناامنی اقتصادی و محدودیت اجتماعی روبه‌رو است.»

 

وجهی دیگر از روایت پاسدار رضایی از «مردم ایران» را باید در نگاه حاکمیت و دستگاه تبلیغاتی آن به ریشه‌های عمیق و انکارناپذیر قیام سراسری و مردمیِ دی‌ماه نشان داد. قیامی که خودشان گفته‌اند «اگر چند ساعت دیگر ادامه داشت، کار تمام بود». نگاه کنید که درونی‌های نظام، صدا و سیمای آن را که تحت فرمان مستقیم ولی فقیه است، چگونه دروغ‌گوی واقعیت‌های بحران‌های بنیادین «مردم ایران» معرفی می‌کنند. تلگرام چند ثانیه، ۲۸ بهمن ۱۴۰۴:

 «وقتی رئیس صداوسیما، جوان معترض را “فریب‌خورده” می‌خواند، یعنی هنوز پیام اعتراض را نفهمیده است. یعنی هنوز ترجیح می‌دهد واقعیت را نبیند. در این روایت، ریشه اعتراض نه در جیب خالی است، نه در بی‌اعتمادی و نه در سال‌ها شنیده‌نشدن؛ همه‌چیز تقلیل پیدا می‌کند به “جنگ رسانه‌ای” و “تبلیغات بیرونی”، انگار جوان ایرانی خودش صاحب تشخیص و تجربه نیست و مسئولیت پاسخ‌گویی به نارضایتی‌ها کنار گذاشته می‌شود. همین جوان به‌اصطلاح فریب‌خورده، همان نسلی است که صداوسیما سال‌ها ادعا می‌کرد نماینده‌اش است؛ اما امروز بخش بزرگی از این نسل، کانال را عوض کرده و خبر را از شبکه‌های دیگر می‌گیرد.»

 

آن‌چه پاسدار رضایی هم‌چون صدا و سیما، امامان جمعه، سخنگوی دولت و قوه‌ی قضاییه تلاش می‌کنند از قلک دارایی نظام بگویند، آن روی وحشت مستولی بر ساختار حاکمیت است که به‌طور خاص با قیام سراسریِ دی‌ماه و تکثیر آثار آن در کل ایران، به روزگار تعیین تکلیف نهایی توسط اکثریت مردم ایران کشانده شده‌اند. امری که اصل مطلب میان جامعه‌ی ایران و حاکمیت ملایان است.

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/41d596eb-dad8-405d-8eb7-80596e0101a3"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات