در فراخوان مقاومت ایران برای برگزاری تظاهرات جهانی ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ در پاریس آمده است:
«کهکشان ۳۰ خرداد در پاریس در چهل و پنجمین سالگرد مقاومت انقلابی سراسری، روز شهیدان و زندانیان سیاسی و سالروز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی، میعادگاه ایرانیان آزادهای است که برای آزادی و استقلال ایران در برابر توطئه و سناریوهای ارتجاعی و استعماری، به پشتیبانی ارتش آزادیبخش و شورشگران دلیر و به حمایت از آلترناتیو دموکراتیک و مستقل شورای ملی مقاومت، قیام کردهاند».
سؤالی که این فراخوان به ذهن متبادر میکند این است که اهمیت سالروز ۳۰ خرداد چیست و در تاریخچهٔ مقاومت ایران چه نقشی دارد؟
عید مقاومت ایران
برخی ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ را «عید مقاومت ایران» نامیدهاند؛ تعبیری که نیازمند تأملی ژرف است. عید در حقیقت نوعی بازگشت به سرچشمه و فطرت نخستین است. این بازگشت، نه بهمعنای پسروی یا کهنهگرایی، بلکه بهمثابه بازخوانی اصول و آرمانهای بنیادین است تا توانی تازه برای پیمودن ادامه مسیر فراهم آید. این روز، زمان بازنگری در راه طیشده، شناسایی فرازها و فرودها، و ترمیم خلاءها برای رسیدن به تکامل است.
مرزبندی تاریخی در مسیر انقلاب نوین
مبدأ حرکت مجاهدین خلق و مقاومت ایران کجاست؟ آن نقطهٔ عزیمت که همواره باید به آن نگریست و برای تداومش پیمان بست، کدام است؟
حقیقت آن است که مقاومت ایران از دل یک گسست و مرزبندی خونین متولد شد؛ مرزی میان آزادیخواهی و استبدادی سهمگین که ردای دین بر تن داشت. در ۳۰ خرداد ۶۰، تقابل این دو جریان به اوج خود رسید و سرفصلی بیبدیل رقم خورد. این تاریخ، خط فاصلی روشن میان نیروهای پیشرو و جریانهای ارتجاعی ترسیم کرد. پس از این واقعه، تمامی جریانهای سیاسی ناگزیر به انتخاب شدند. این یک ادعای انتزاعی یا قراردادی تحمیلی نبود؛ بلکه واقعیت میدانی آن زمان چنین دیکته میکرد. از فردای آن روز، حاکمیت دیگر هیچ موجودیت مستقلی را بر نمیتافت، مگر آن که با خواری و تسلیم، سر بر آستان ولایت میسایید. هر جریانی که اهمیت این سرفصل را درک نکرد، در نهایت توسط ماشین هضم ارتجاع بلعیده شد.
۳۰ خرداد؛ روز بقای هویت
چگونه میتوان روزی را که در آن دشمن با تمام کینه برای نابودی کامل یک جریان به میدان آمد، «روز ماندگاری» نامید؟ برای درک قساوت آن دوران، کافی است به اظهارات سران وقت توجه کنیم:
اسدالله بادامچیان در تاریخ ۷ تیرماه ۹۴ در مصاحبه با تسنیم گفت: «آنروز [۳۰ خرداد] وقتی تظاهرات تمام شد و ملت پراکنده شده بودند، یکمرتبه آقا هادی [غفاری] پرید پشت تیربار و شروع کرد به زدن و حالا نزن و کی بزن!»
همچنین هادی غفاری که بعدها در چهرهای متفاوت ظاهر شد، در ۲۸ شهریور ۹۴ به ایسنا گفت:
«روز ۳۰ خرداد من با سرعت با فیات آبی رنگ قدیمی که داشتم وارد خیابان شدم، با سرعت تمام به وسط جمعیت زدم»!
انتخاب فنا برای بقا
راز ماندگاری در ۳۰ خرداد، در یک پارادوکس نهفته است: انتخاب مرگ برای رسیدن به حیات جاودان آرمانی. این همان مفهوم «مرگ انقلابی» است که در آن، پایان فیزیکی بهمعنای آغاز بالندگی است؛ همانگونه که مولانا میسراید:
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
و یا کلام امام حسین در روز عاشورا که فرمود: «هر زندهای به راه من میرود». این ماندگاری تاریخی، حاصل تصمیم متهورانهٔ مسعود رجوی در آن برههٔ حساس است.
کانون حماسهها و سرفصلهای نوین
۳۰ خرداد در تقویم مقاومت، نقطه پیوند چندین رویداد کلیدی است:
آغاز ایستادگی مسلحانه در برابر استبداد مذهبی
روز تجلیل از شهدا و مبارزان دربند
سالگرد تأسیس ارتش آزادیبخش
سالروز تحول درونی و ایدئولوژیک سازمان
هر یک از این رخدادها همچون شاخههای درختی هستند که ریشه در ۳۰ خرداد دارند. این روز، منشوری پرشکوه است که از هر زاویه به آن نگریسته شود، جلوهای از فداکاری است. بهقول معروف: «جز زیبایی نمیبینی».
اگر امروزه این جریان همچنان زنده، اثرگذار و امیدبخش در فضای سیاسی ایران باقی مانده، تماماً مدیون همان انتخاب تاریخی سال ۶۰ است. در پایان، باید این کلام را به یاد داشت:
«آن که میگفت حرکت مرد در این وادی خاموش و سیاه برود شرم کند!»
۳۰ خرداد ۶۰، نه یک روز عادی، بلکه «۳۰ خرداد ۶۰، سرخجامهترین عید مقاومت ایران» است.
۳۰ خرداد ادامه دارد
آری، به این اعتبار، ۴۵ سال پس از آن حماسهٔ بزرگ، برای گرامیداشت آن بهپا میخیزیم. «نبرد ۴۵ ساله مردم و مقاومت ایران با چراغ راهنمای نه شاه نه شیخ اثبات کرده است که مصاف سرنگونساز با این رژیم، کار مردم ایران، جوانان شورشگر، شهرهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی است».