728 x 90

تلاش مذبوحانه برای «آلترناتیوسازی»، چرا؟

شورای-ملی-مقاومت-ایران
شورای-ملی-مقاومت-ایران

با وجود این‌که دوست و دشمن، چه در داخل ایران و چه در سطح بین‌المللی مجاهدین را یگانه آلترناتیو واقعی حاکمیت آخوندی می‌دانند، علت چیست که رژیم در حمله به دشمن اصلی خود، تلاش می‌کند با دادن لقب اپوزیسیون به کسانی که ته خط کمک‌کارش هستند، آنها را در کنار سازمان مجاهدین و مقاومت ایران نام ببرد و... .

تغییر تاکتیک ناگزیر

حاکمیت آخوندی طی چند دهه تمام تلاشش این بود که سازمان مجاهدین را در سکوت خبری قرار داده و آنها را نادیده بگیرد تا به زعم خود چنین وانمود کند که مجاهدین دیگر وجود ندارند یا در حدی هستند که قابل بیان نیستند و به این وسیله واقعیت وجودی آنها را از ذهنیت جامعه پاک کند.

البته از آنجا که از یکطرف مرتجعان حاکم درک درستی از واقعیات جامعه و نیروهای انقلابی ندارند و از طرف دیگر سازمان مجاهدین بیدی نیست که به این بادها بلرزد و دوست و دشمن به پایداری آنها بر سر آرمانهایشان معترفند، این سیاست شکست خورد و سرانجام نظام آخوندی با تغییر دادن تاکتیک خود در قبال آنها، ذلیلانه به ناکامی خود در در این مصاف اعتراف کرد.

آنها در حالی که سابق بر این حتی از به‌زبان آوردن نام «مجاهد» ابا می‌کردند، اینک شبانه روز از مجاهدین سخن می‌گویند؛ و با تبلیغاتی هیستریک و پر‌هزینه در صددند چهره‌ای منفی و مخدوش از آنان ارائه دهند تا مگر از مقبولیت اجتماعی روزافزون مجاهدین در نزد اقشار مختلف و به‌ویژه نسل جوان بکاهند.

تبلیغات ۲۴ساعتهٔ رسانه‌یی، نشر دهها هزار صفحه از لاطائلات کذب، چاپ صدها نسخه کتاب و جزوه، ساخت دهها قطعه فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی در سال و پخش هم زمان آنها در شبکه‌های مختلف تلویزیونی، حتی خرید و به‌خدمت گرفتن روزنامه‌نگاران و مطبوعات غربی و عربی با صرف هزینه‌های هنگفت، گوشه‌یی از تلاش‌های رژیم برای شیطان‌سازی مجاهدین و تخریب چهرهٔ آنها نزد افکار عمومی است.

علت تغییر تاکتیک

بدون تردید ایستادگی مجاهدین بر سر آرمان آزادی و پرداخت قیمت بسیار سنگین همراه با پایداری و ایستادگی در این مسیر راز و رمزی ماندگاری آنها و تاثیر‌گذاری گسترده آنها در میان مردم است. مجاهدین آزاد زیستن هم‌میهنان خود را، فارغ از جنسیت، نژاد، مذهب و مسلک شخصی آنها! اراده کرده‌اند و پای آن ایستاده‌اند.

ناتوانی دو دیکتاتوری وحشی و خون‌ریز برای نابودی مجاهدین در خلال نزدیک به ۶دهه گذشته و ناکامی توطئه‌های رنگارنگ دول استعماری طی سه دههٔ اخیر که برای خوشایند آخوندهای حاکم و کسب مجوز جهت غارت سرمایه‌های مردم ایران، به اضمحلال و انهدام کامل مجاهدین کمر بسته بودند؛ آری ناتوانی شاه و شیخ و استعمار در انهدام این گنجینهٔ ملی و تاریخی ریشه در همین واقعیت دارد.

بنابراین این مجاهدین و مقاومت ایران و مسیری که طی کرده‌اند به نظام ولایت تغییر تاکتیک و سیاست را تحمیل کرد. نظام آخوندی از آنجا که از تبلیغات هیستریک و منفی ۴۰سالهٔ خود طرفی نبسته است؛ سرانجام زانو زد و نه تنها مجبور شد به واقعیت وجود مجاهدین با تمام ترس و وحشت اعتراف کند بلکه هم‌اکنون روزی نیست که در رسانه‌ها و جراید و . . مجاهدین را سب و لعن نکند.

ترفند پرتناقض

از آنجا که رژیم مجبور شده است که به‌رغم خواستش نشانی اپوزیسیون اصلی خودش را مستمراً بدهد و ترس و وحشت خودش را از مجاهدین برملا سازد، برای ایز گم کردن در کنار نام بردن از مجاهدین یک یا چند نام را به‌عنوان معاندین نظام می‌آورد تا بلک از تاثیر دشمن اصلی‌اش یعنی مجاهدین بکاهد. این به‌اصطلاح ساندویچ کردن نام مجاهدین بین نامهایی مثل سلطنت طلبان که اساساً در مسیر و خدمت نظام عمل می‌کنند البته شگرد و ترفند سوخته‌ای است اما رژیم با توسل به این ترفند کثیف می‌خواهد به مخاطب این‌طور القا کند:

از آنجا که مردم ایران در سال۵۷ با قاطعیت دیکتاتوری شاهنشاهی را سرنگون کرده و به مزبلهٔ تاریخ افکنده‌اند و کماکان خاطرهٔ خوشی از استبداد سلطنتی ندارند، لذا با چسباندن سلطنت‌طلبان به مجاهدین درصدد است القاء کند که مجاهدین نیز حامی استبداد و امپریالیسم هستند. اما کیست که نداند سازمان مجاهدین در دورهٔ حاکمیت ضدخلقی شاه و به‌منظور نابودی نظام دیکتاتوری سلطنتی تأسیس شده بود؛ و به یمن جان‌فشانی و مبارزات آنها و سایر انقلابیون بود که قیام ۵۷به بار نشست و سرنگونی نظام شاهنشاهی محقق شد. قیامی که خمینی آن را دزدید و حاکمان مرتجع امروز هم‌چنان به میوه‌چینی آن مشغولند.

وانگهی طی ۴۰سال اخیر آخوندها در عمل، مجاهدین را سوژهٔ اصلی تبلیغات هیستریک و هدف تمامی حملات و جنایت‌های خود از دستگیری و زندان گرفته تا شکنجه و اعدام قرار داده‌اند تا جایی که آخوند فلاحیان وزیر اطلاعات اسبق رژیم در یک مصاحبهٔ علنی در سال۹۷ در تشریح برخورد نظام با مجاهدین، بی‌پرده و صریح اذعان کرده بود که حتی اگر کسی فقط برای مجاهدین نان خریده باشد و یا روزنامهٔ آنها را خوانده باشد مجرم و حکمش اعدام است!

دو طرف معادلهٔ سرنگونی

۴دهه سرکوب و کشتار قساوت‌بار مبین این واقعیت است که رژیم هیچگونه توهمی ندارد که کدام نیرو موجودیت او را مورد تهدید قرار داده و در طرف دیگر معادله سرنگونی قرار دارد.

بنابراین به‌وضوح روشن است که ردیف کردن سایرین در کنار مجاهدین حقه و ترفندی برای کتمان ضعف و درماندگی حاکمیت در برابر نیروی اصلی سرنگونی است.

مریم رجوی در سخنرانی میتینگ بزرگ پاریس در سال۹۷ با اشاره به رونق «صنعت آلترناتیوسازی» توسط آخوندها، آن‌را «از علائم دوران پایانی رژیم» دانست و آنچه را که نیاز سرنگونی ارتجاع حاکم بر ایران است بر شمرد:

«اگر بدون تشکیلات و سازمان رهبری‌کننده، بدون عبور از کوره‌های گدازان سنجش و آزمایش، و بدون پرداخت قیمت و فدا و مجاهدت، می‌توان به کار این رژیم پایان داد، ما می‌گوییم: بفرمایید، درنگ نکنید. اگر بدون سابقه و پشتوانه جنگیدن با دو رژیم، بدون مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی، بدون مقاومت سراسری و کهکشان شهیدانش و بدون در افتادن با اصل ولایت فقیه و اصلاح‌طلبان قلابی، می‌توان حاکمیت مردم را جایگزین کرد، بفرمایید، درنگ نکنید ... بدون افشای جهانی برنامه‌ها و تأسیسات اتمی، موشکی، شیمیایی و میکروبی رژیم آخوندی، می‌توان آخوندها را به‌زیر کشید، بله درنگ نکنید . اگر بدون افشای جهانی نقض حقوق‌بشر و جنایتهای رژیم در ۶۴قطعنامه ملل متحد و بدون جنبش دادخواهی زندانیان سیاسی قتل‌عام شده در سال۶۷، بدون کارزار اشرف‌نشانها در چهارگوشه جهان و پای‌فشردن بر حقوق ملت ایران به مدت ۴دهه، بدون برنامه و طرح‌های مشخص شورای ملی مقاومت و دولت موقت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران و سرانجام، بدون رهبری آزموده و مشخص که پنج دهه این مبارزه سهمگین را پیش برده، اگر بدون اینها می‌توان این راه ۵۰ساله را یک‌شبه طی کرد و صرفاً با رویای حمایت خارجی در ایران تغییر واقعی ایجاد کرد، بفرمایید این گوی و این میدان . اما بگذارید بگویم که ... سرنگونی این رژیم، لاجرم قیمت می‌خواهد. صداقت و فدا می‌خواهد. سازمان و تشکیلات و جایگزین مستحکم سیاسی می‌خواهد. کانون شورشی می‌خواهد و ارتش آزادی . . ».

این ویژگی‌هایی است که آنها را تنها و تنها نزد مجاهدین و مقاومت ایران می‌توان یافت و رژیم هم کاملاً به این واقعیت آگاه است و دایما هم آدرس مجاهدین را در تبلیغات هیستریکش و شیطان‌سازیهایش می‌دهد، اما به دلایلی که گفته شد مجبور است با «صنعت آلترناتیو سازی» برای مجاهدین رقیب بتراشد! که البته دیگر حنایی است که رنگی ندارد.