728 x 90

جنگ یا توافق: آزادی و اقتصاد؛ دو چالش اصلی حاکمیت

آزادی و اقتصاد؛ دو چالش اصلی حاکمیت
آزادی و اقتصاد؛ دو چالش اصلی حاکمیت

تحولات سیاسی به هر سمتی که میل کنند، رویدادهای مربوط به جنگ و توافق احتمالی به هر جانبی گرایش پیدا کنند و پیش‌بینی‌ها و تحلیل‌ها در این موارد، به هرگونه که ارائه شوند، آن‌چه محصول مشخص در زندگی مردم می‌دهد، دو امر مهم بیش نیست: آزادی چه می‌شود؟ اقتصاد و معیشت چه می‌شود؟

 

این دو خواسته از مهم‌ترین و عمده‌ترین مطالبات مردم و به‌همین اهمیت، از نقاط استیصال و چالش‌های بزرگ حاکمیت هستند. به‌همین سبب آن‌چه در امور سیاسی و اقتصادی، طی ۳ ماه گذشته ــ که ۴۰ روز آن در جنگ گذشت ــ برای حاکمیت اولویت داشته، سرکوب مطلق آزادی و کشیدن ابرهای سیاه جنگ بر بحران مزمن اقتصادی بوده است.

 

اکنون خبرها و گزارشات و تحلیل‌ها نشان از احتمال به نتیجه انجامیدن مذاکره و توافقات می‌دهند. این اخبار و گزارشات می‌توانند به‌طور موقت سرپوشی بر ضرورت مداوم «آزادی» و گره‌های کور «اقتصاد» بگذارند، اما گیریم که این هیاهوها فضای ایران را پر کنند، ولی مگر در مقابل دو واقعیت سرسخت «آزادی» و «اقتصاد»، نقشی جز مجاز یا «فیکِ» خودفریب دارند؟

 

مقوله‌ی آزادی را بی‌تردید قیام‌های در تقدیر، با حاکمیت تعیین تکلیف خواهند کرد، اما مقوله‌ی بنیادین و هماره دم دستِ زندگی، یعنی اقتصاد را عقربه‌های بی‌توقف زمان، نشانه‌گذاری می‌کنند. وضعیت اقتصادی همواره «گذشته‌اش چراغ راه آینده‌اش است». به‌همین دلیل مسیر جنگ یا توافق به هر سمتی سیر کند، اقتصاد متلاشی‌شده، دامن خودکرده را رها نخواهد کرد. قطار اقتصاد حاکمیت با چنین واگنی در حرکت است:

 «تورم در سال‌های اخیر به‌طور متوسط در محدوده ۴۰ تا ۴۵‌ درصد نوسان کرده است. این‌رقم نشان می‌دهد هر ساله قدرت خرید مردم به ‌نصف تقلیل می‌یابد... بیکاری به‌ویژه در میان جوانان به‌بیش از ۲۰‌ درصد رسیده است. بسیاری از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نمی‌توانند شغلی متناسب با تحصیلات خود پیدا کنند.»[۱]

 

واگن پشت‌بند آن هم در بهار ۱۴۰۵ ــ با جنگ و بی‌جنگ ــ چنین وضعیتی دارد:

«با مشاهده تخم‌مرغ شانه‌ای حدود ۴۹۰ هزار تومانی، مرغ ارگانیک کیلویی یک میلیون تومانی و سنگدان مرغ کیلویی ۴۰۰ هزار تومانی، سخنی در توصیف وضعیت سفره مزدبگیران باقی نمی‌ماند. قیمت یک مرغ پاک نشده با وزن یک کیلو و ۸۰۰ گرم که یک وعده غذا برای خانواده ۳ نفره است، از مزد یک روز پدر خانواده بیشتر است... سبد معیشت حداقلی خانوار کارگری ۴۵ میلیون تومانی در سال گذشته، امروز به ۷۰ میلیون تومان رسیده است. به‌نظر می‌رسد مبلغ ۴۰ میلیون، تنها هزینه خورد و خوراک ساده یک خانوار ۳ نفره کارگری در تهران باشد!»[۲]

 

قطار بی‌توقف این بحران را که وضعیت آن ناشی از اولویت‌های نظام ملایان است، کدام سیاست و برنامه می‌خواهد مهار کند؟ این پرسش از سابقه‌ی پیشین حاکمیت برآمده است. سابقه‌یی که رفع آن، منوط به تغییر استراتژیک است. تغییر استراتژیک برای این نظام یعنی پایان. هنوز پس از نابودی اقتصاد و آثار جنگ ۴۰ روزه، خط و استراتژیِ ویران‌ساز، مد نظر و نقد کارشناسان نظام است:‌

«اکنون اولویت اول حاکمیت، گرایش‌های سیاسی و ایدئولوژیک است و کارگزاران حاکمیت، گرایش‌های سیاسی و ایدئولوژیک خود را به حل مشکلات معیشتی مردم ترجیح می‌دهند.»[۳]

 

همین روزنامه‌ی حکومتی وقتی می‌خواهد راه حل بدهد، جز «اصلاح ساختار ناکارآمد و ضد توسعه»، هیچ جایگزینی در چشم‌انداز نمی‌بیند. اما «اصلاح ساختار» در هرمی با رأس ولی فقیه، به کجا می‌انجامد؟ آیا جز نفی اصلی‌ترین محور قانون اساسی و نابودیِ الیگارشیِ ولایی ــ آخوندی ــ مذهبی؟

 

پی‌نوشت:

[۱] روزنامه جهان صنعت، ۵ خرداد ۱۴۰۵

[۲ و ۳] روزنامه توسعه ایرانی، ۵ خرداد ۱۴۰۵

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/65fd2b85-1dc7-4a3a-a328-da0412c3cd59"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات