728 x 90

خیزش مردم بهبهان و حربه زنگ‌زده «ضد‌تظاهرات»

تظاهرات مردم بهبهان
تظاهرات مردم بهبهان

خیزش مردم بهبهان در روز پنجشنبه ۲۶تیر، رژیم را به‌شدت هراسان کرده و به وحشت افکنده است.

مردم و جوانان بهبهان ـ‌که در جریان قیام آبان۹۸ ضرب‌شصت جانانه‌ای به رژیم نشان داده بودند‌ـ بار دیگر به صحنه آمدند و خواب و خیال خامنه‌ای و روحانی را که با اغتنام از فرصت کرونا درصدد خاموش‌کردن و به انفعال کشاندن مردم هستند، برهم زدند. آنها با شعارهای «ایرانی بسه دیگه غیرتت رو نشون بده» ، «ایرانی می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد» و «نترسید نترسید ما همه باهم هستیم» عزم جزم خود را برای سرنگونی رژیم به‌رخ آ‌خوندهای حاکم و نیروهای سرکوبگر کشیدند.

بعید است که اعتراضات مردمی متوقف شود

روزنامهٔ اعتماد (۲۸تیر۹۹) ناچار شد این واقعیت را که «اعتراضات مردمی متوقف نشده» و «بعید نیست روزهای آتی دوباره و به‌صورت پراکنده آغاز شود» تأیید کند و بنویسد:

«آنچه متوقف نشده، اعتراضات مردمی است؛ اعتراضاتی که با افزایش افسارگسیخته اقلام و مایحتاج حیاتی زندگی ایرانیان بعید نیست روزهای آتی دوباره و به صورت پراکنده آغاز شود؛ چنانکه یکی، دو روز اخیر دست‌کم ۳شهر ایران شاهد تجمعات مردمی و ابراز نارضایتی آنان نسبت به وضع موجود بودند» (اعتماد ۲۸تیر۹۹).

اقدام «خودجوش» مردم بهبهان بر علیه شعارهای ساختارشکنانه!

ضرب شصت بهبهان وحشت از بروز یک قیام عظیم سراسری دیگر، کابوسی است که خواب را از سران نظام در ربوده و رژیم آن‌را یک مرز سرخ جدی برای خود محسوب می‌کند. از این رو تمام هم غم خود را به‌کار می‌بندد تا حتی‌المقدور بدون استفاده از نیروی قهر، هر چه می‌تواند وقوع آن‌را به تأخیر بیاندازد. اما این بار با تجربه ضرب شصتی که مردم دلاور بهبهان در جریان قیام آبان به او چشاندند، درنگ را جایز ندانست و جهت ممانعت از گسترش تظاهرات نیروهای سرکوبگر خود را وارد و علاوه بر سرکوب به دستگیریهای متعدد مبادرت کرد. اما به‌موازات سرکوب به تاکتیک کهنه‌شدهٔ «ضدتظاهرات» روی آورد تا مگر از بار منفی وحشیگری نیروهایش بکاهد و از ادامه تظاهرات ممانعت کند.

سرکردهٔ انتظامی خوزستان پاسدار عباس‌زاده در یک گفتگو اعلام کرد که «پنجشنبه شب گذشته تعداد معدودی از شهروندان بهبهانی به بهانه گرانی در میدان بانک ملی این شهرستان تجمع کرده و اقدام به شعارهای ‏ساختار شکنانه کردند‎». و مدعی شد «خوشبختانه با حضور به موقع پلیس، نیروهای امنیتی و بسیج و نیز مردم با بصیرت بهبهان در کمترین زمان ممکن این تجمع برچیده شد و افراد ‏متفرق شدند و هیچگونه خسارت مالی و جانی در این تجمع به‌وجود نیامد» (عصر ایران ۲۹تیر۹۹). ‎

وی سپس از یک «ضدتظاهرات» ساخته و پرداختهٔ رژیم در قبال اعتراضات مردم بهبهان که وی آن‌را «اقدام خودجوش جمع زیادی از مردم بهبهان» مردم نامید، خبر داد:

«جمعه شب گذشته هم جمع زیادی از مردم بهبهان در یک اقدام خودجوش در محکومیت این تجمع ساختارشکنانه راهپیمایی کرده و خواستار ‏برخورد با این افراد شدند‎» (همان منبع).

معنای چرب زبانی یک پاسدار آدمکش

اسدار عباس‌زاده به خاطر این‌که کسی گمان نکند که این «ضدتظاهرات» به‌فرموده، سازماندهی شده و متشکل از مزدوران رژیم و کاملاً «خودجوش» شکل گرفته، به ترفند لورفته‌ای متوسل شد و به «گلایه‌مندی [این به‌اصطلاح مردم] از وضعیت بازار و افزایش قیمت‌ها» نیز اشاره کرد و بعد نتیجه گرفت:

«مردم با بصیرت استان خوزستان ضمن گلایه‌مندی از وضعیت بازار و افزایش قیمت‌ها هیچگاه بر سر نظام با کسی تعارف نمی‌کنند و جان‌فشانیهای آنان در هشت سال دفاع مقدس این موضوع را اثبات کرده است به همین دلیل هم خودشان جواب اغتشاشگران را خواهند داد».

غافل از این‌که دورهٔ این چرب‌زبانی‌ها به‌سرآمده و هیچ‌کس نیست که این شیادیهای ناشیانه را به سخره نگیرد.

قیام مسألهٔ اصلی معادله سیاسی

رژیم همواره در طول حیات ننگین خود سرکوب را برترین اهرم برای مقابله با تظاهرات و اعتراضات عمومی به‌حساب آورده است؛ و قدر مسلم این است که از این پس نیز آن‌را به‌کار خواهد گرفت. اما دو قیام ۹۶ و ۹۸ به رژیم خوب حالی کرده است که این حربه در حکم تیغ دولبه‌ای است که ممکن است لبه آن رژیم را هدف قرار دهد و به‌مثابه جرقه در فضای انفجاری عمل کند.

سران نظام خوب فهمیده‌اند که به‌خاطر گسترش ابعاد کمی و کیفی اعتراضات اجتماعی و رادیکالیسم فزاینده قادر نیستند با دستگیری و زندانی کردن گسترده با صورت مسأله اصلی، یعنی قیام مردم به‌جان آمده مقابله کنند؛ به این سبب مجبور شده‌اند به حربه کهنه و زنگ‌زدهٔ ضدتظاهرات متوسل گردند.

مانوری محتوم به شکست

تشتت و شکاف درونی و بی‌سابقه در درون نظام که ناشی از ناتوانی رژیم در برابر حل بحرانهای مختلف اقتصادی اجتماعی است، به‌طور فزاینده و شتاب دار موجب ریزش نیروهای رژیم گشته و چنین مانورهایی را با مشکل مواجه ساخته است. این واقعیتی است که در شکست ضد‌تظاهرات آبان ۹۸ به‌وضوح به ثبوت رسید. با این وجود رژیم از فرط استیصال و ضعف ناچار است دوباره این تاکتیک شکست‌خورده را بیازماید.

این تاکتیکی است که قبل از ولی فقیه در گل‌مانده، شاه خائن در جریان انقلاب ضدسلطنتی آن‌را آزموده بود. اما به همان علتی که رژیم شاه، گریزی جز سرنگونی به‌دست مردم نداشت، نظام ولایت فقیه که صدها بار وحشی‌تر و ضد‌انسانی‌تر از حکومتی سلطنتی ‌است هم قادر نخواهد بود مانع خیزش و قیام مردم بشود و برای خود در فرار از سرنگونی فرجه بخرد.