یکی از کلیدواژههای مشهور در دیدگاهها، کتابها، مصاحبهها و سخنرانیها و گفتمان انقلابی مریم رجوی، «میتوان و باید» است. این کلیدواژهٔ اکنون به یکی از شعارهای اعضاء و حامیان مقاومت نیز تبدیل شده است؛ منظور از آن چیست؟
برای یافتن پاسخ، فرازی از یکی از سخنرانیهای مریم رجوی را از نظر میگذارنیم:
«راز مقاومت ما هم عشق و پرداختگری است، عشق به آزادی و رهایی مردم ایران. این سرچشمه قدرت لایزال انسان است. ایمان به پیروزی از اینجا برمیخیزد. از این جاست که قدرت تهاجم به اختناق و سرکوب در رگان تمام خلق جاری میشود.
میلیون میلیون مردم ستمزده، شلاقخورده و غارتشده را به حقطلبی و دادخواهی برمیانگیزد و شیخ فرتوت و فرسوده را با خیل پاسداران و جانیانش دچار ضعف و ریزش و اضمحلال میکند.
با چنین ایمانی است که شما مجاهدین و مبارزین و شورشگران و اشرفنشانها میتوانید ماشین سرکوب و کشتار فاشیسم مذهبی را بهزانو درآورید و میتوان و باید پرچم آزادی و حاکمیت جمهور مردم را بر بلندای این میهن برافراشت.
راستی آیا «میتوان و باید» یک شعار و یک ادعاست یا واقعیت پیدا میکند؟ آیا مختص نخبگان است یا مختص انتخابگران؟ از اینجا در هر کجا و در ایران ستمزده که صدای مرا میشنوید میپرسم:
آیا شما جزو انتخابکنندگان این مسیر و این راه و رسم رهاییبخش هستید و قیمت آن را میدهید؟» [۱]
تبدیل یک انگارهٔ فلسفی به مانیفست پراتیک انقلابی
در پهنهٔ مبارزات اجتماعی و دگرگونیهای تاریخی، کلمات نقشی فراتر از ابزارهای زبانی ایفا میکنند؛ واژهها زمانی که از کانون یک تجربهٔ عینی و جهانبینی مبارزاتی برمیخیزند، نقشی راهبردی برای شکستن زنجیرهای ایستایی و یاس ایفا میکنند. عبارت کوتاه و در عینحال عمیق «میتوان و باید»، از کلیدواژههای محوری سخنان و پیامهای مریم رجوی، نمونهای بارز از تبدیل یک انگارهٔ فلسفی به مانیفست پراتیک انقلابی است. این گزاره، نه بازتاب یک آرزوی سیاسی، بلکه پاسخی بنیادین به دستگاه نظری سلطه و جبرگرایی است.
از نظرگاه فلسفی تا رهایی انسان
همانطور که از فحوای سخنان مریم رجوی پیداست، در کانون مفهوم «میتوان و باید»، تعریفی ویژه از جایگاه انسان، اختیار، اراده و مسئولیتپذیری قرار دارد. این عبارت استوار بر این پیشفرض است که انسان در حصار غرایز فردی، منافع محدود شخصی و ساختارهای سرکوبگر محیطی محصور نیست؛ بلکه دارای ظرفیتی برای رهایی از این قیدوبندها و شکلدادن به سرنوشت جمعی خویش است.
در این دیدگاه، «ناممکن» یک سد نهایی و ابدی نیست، بلکه هدفی دشوارتر است که تحقق آن مشروط به آمادگی برای پذیرش هزینهها و پرداخت بهای سنگینتر («فدا») تعریف میشود. در نتیجه: «میتوان»، ناظر بر پتانسیل بالفعلنشده، انرژیهای مکنون و توان دگرگونسازی انسان رهاست؛ «باید»، بر مؤلفهٔ ضرورت، وظیفهٔ تاریخی، انتخاب آگاهانه و تعهد به تغییر دلالت دارد.
پیوند این دو واژه نشان میدهد که امکانپذیری و ضرورت تاریخی در این چارچوب نظری جداییناپذیرند؛ یعنی اگر امری ضروری و انسانی است، ابزارهای تحقق آن را نیز باید در عمل جستجو کرد و یافت و یا آفرید.
تقابل تئوریک با تز «نمیتوان و نباید»
استبداد حاکم و ساختارهای سرکوب همواره میکوشند آموزهٔ انفعال، بنبست و بینتیجه بودن مبارزه را در ذهن جامعه تثبیت کنند؛ تزی که بر پایههای تسلیم، پذیرش وضعیت موجود و جاودانه پنداشتن دستگاه سرکوب بنا شده است. نظام حاکم با اتکا به ماشین امنیتی و توان نظامی، درصدد است باور به تغییر را ناممکن جلوه دهد تا تسلیمطلبی به امری محتوم تبدیل شود.
در نقطهٔ مقابل، گفتمان «میتوان و باید» این توازن روانی را به چالش میکشد. بر اساس این مفهوم:
۱. توان ماشین سرکوب هرگز بر ارادهٔ فشرده و همبستهٔ انسانی غلبه نخواهد کرد. همانگونه که ساختارهای قدرت پیشین با قیام تودهها فروریختند، ساختارهای فعلی نیز در برابر ارادهٔ سازمانیافته پایدار نیستند.
۲. هر تضاد اجتماعی و سیاسی راهحلی دارد که نیازمند غلبه بر تسلیم و پاسیویزم، باز کردن گرههای دشوار و حل مرحلهبهمرحلهٔ موانع بهصورت پیگیر و ریزبافت است.
۳. انرژی متراکم خشم و مطالبات مردم، قابلیت تبدیلشدن به پیشران قیام و دگرگونی بنیادین را داراست.
تجسم عملی و میدان پراتیک
اعتبار هر مفهوم انقلابی در گرو آزمون تاریخی آن در صحنهٔ عمل است. در گفتمان مقاومت ایران، مفهوم «میتوان و باید» با ایستادگی در برابر پیچیدهترین بحرانهای سیاسی و لجستیکی سالهای گذشته -از مواجهه با فشارهای منطقهای و خروج از فهرستهای محدودکننده تا تثبیت ساختارهای سازمانی و سیاسی نوین- تعریف میشود.
امروز، این عبارت بهعنوان نقشهمسیر و راهنمای عملکرد کانونهای شورشی و نیروهای دگرگونیخواه در عرصهٔ میدانی بازتولید میشود. این تابلو، به نمادی از خودباوری در متن تیرهترین شرایط بدل شده و پیامی مستقیم دارد: امید و پیروزی ساختهشدنی است، نه اعطاشدنی.
«میتوان و باید»، عبور از انفعال به کنش، از جبر به آزادی و از تماشای وضعیت به تغییر انقلابی آن است؛ جوهرهای که آزادی و حاکمیت مردم را نه در دوردستهای ناممکن، بلکه در دسترس ارادههای انتخابکرده و آماده پرداخت قیمت و سازمانیافته و متحد ترسیم میکند؛ بهشرط اینکه بهای آن را تمام و کمال بپردازیم.
پانوشت:
[۱] مریم رجوی، سایت مریم رجوی، «سخنرانی در اجلاس کهکشان مقاومت ایران و ارتش آزادی - میتوان و باید»، ۹ مرداد ۱۴۰۱.