728 x 90

در پشت پنجره، تا چشم کار می‌کند: خشم!

مسجدسلیمان - قیام دیماه ۱۴۰۴
مسجدسلیمان - قیام دیماه ۱۴۰۴

این‌روزها برخی رسانه‌های حکومتی بسیار تلاش می‌کنند تا آب رفته‌ی نظام در قیام بزرگ و سراسری دی‌ماه را با تزریق امید تغییر در سیاست حاکمیت، بازگردانند. با این‌حال هرچه می‌گویند و می‌نویسند، جز نشانی دادن «شکاف میان نسل‌ها و نهادهای قدرت» نیست. گواهی می‌دهند که رابطه میان نسل جوان ایران با حاکمیت ملایان، بازگشت‌پذیر نیست. روزنامه اعتماد در شماره‌ی ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ به واکاوی دلایل قیام دی ۱۴۰۴ و «خشم امروز جوانان» پرداخته است:

«خشم امروز جوانان ریشه در انسداد امید و تحقیر هویت دارد که به‌مثابه شکاف میان نسل‌ها و نهادهای قدرت شناخته می‌شود. خشم جوانان ایرانی در وقایع دی‌ماه، فقط محصول سفره‌های کوچک‌شده نبود. آنها احساس می‌کنند نه‌تنها مشکلات‌شان دیده نمی‌شود، بلکه کرامت‌شان زیر سوال می‌رود. جوانان، به‌رغم شایستگی و تحصیل، در یک سیکل بی‌پایان انتظار برای تحقق چشم‌اندازهای زندگی گیر افتاده‌اند.»

 

شکست قاطع «روایت‌ها»ی حکومتی که همواره توأم با ابتذال آخوندی ــ حوزوی بوده، نشانیِ دیگر فاصله‌ی عمیق جامعه با حاکمیت و ترمیم‌ناپذیری آن است؛ طوری که برآورد مطالبات جوانان نیز موجب نبود حاکمیت خواهد شد. چطور می‌شود که «روایت‌های رسمی» ولی فقیه و رادیو ـ تلویزیون آن تغییر کند؟ چطور می‌شود که «عدالت اجتماعی» باشد و نظام ملایان بر سر کار بماند؟ دقت کنید:

«جوانان دیگر با روایت‌های رسمی، ارتباط برقرار نمی‌کنند. آن‌ها خواهان عدالت اجتماعی و چشم‌اندازی روشن از آینده‌اند. وقتی فردا شبیه امروز است و امروز از دیروز بدتر، امید به‌تدریج می‌میرد و با مرگ امید، خشم متولد می‌شود.»

 

آیا این مختصات «جوان ایرانی» است یا آینه‌یی روبه‌روی حاکمیت؟ در این آینه، کی معرفی می‌شود؟ نگاه کنید: «جوان ایرانی امروز تحصیل‌کرده، متصل به جهان، آگاه از استانداردهای زندگی در دیگر کشورها، اما گرفتار اقتصادی است که امکان تحقق حداقل رؤیاهایش را هم نمی‌دهد.» 

از چنین مختصاتی است که شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت، در دو نوع انسان دیده می‌شود که هرگز با هم هم‌راستا نخواهند شد: «وقایع دی‌ماه، نشانه آشکاری از شکاف عمیق نسلی و معنایی بود. بخش قابل‌توجهی از جوانان، نظام سیاسی را مسؤل مستقیم تنگنای زندگی خود تلقی می‌کنند».

 

رسانه‌ی حکومتی سال‌هاست با این تجربه و عقبه زیسته است که تبلیغات نظام آخوندی، سراسر دجالیت و فریب و دروغ است و «دشمن»‌انگاری و دشمن‌سازی برای شیطان‌سازی از مخالفان و منتقدان، جزء دی. ان. ای اتاق فکر حاکمیت است. اما همین دجالیت هم فقط باد می‌کارد و توفان درو می‌کند:

«بزرگ‌نمایی نقش دشمن خارجی شاید در کوتاه‌مدت بخشی از مسوولیت‌ها را منتقل کند، اما مسأله را حل نمی‌کند. بسترهای اجتماعی و اقتصادی سال‌هاست انباشته از نارضایتی است، عامل بیرونی تنها در زمینی بازی می‌کند که پیش‌تر آماده شده است. در بلندمدت، خشم فروکش نخواهد کرد».

 

در منظر رسانه و کارشناس نظام، بی‌آیندگی آن به‌طور خاص پس از قیام دی‌ماه، مثل چهارراهی شده است که عوامل گوناگون از هر طرف به آن ورود می‌کنند، اما برایش نه «فرصت»، تضمین می‌دهد و نه «خشم انباشته» با ویژگیِ «مهارناپذیری»:

«فرصت بی‌نهایت نیست. اگر جوان احساس نکند که می‌تواند در چارچوب همین سرزمین آینده‌ای بسازد، اگر رسانه رسمی  هم‌چنان در مدار رجزخوانی بماند، خشم همچنان انباشته خواهد شد و خشم انباشته، روزی خود را به شکلی نشان می‌دهد که دیگر مهارپذیر نخواهد بود.»

رسانه‌ی حکومتی از اول تا آخر خواسته است این معنا را برساند که  در پشت پنجره، تا چشم کار می‌کند، خشم است!

										
											<iframe style="border:none" width="100%" scrolling="no" src="https://www.mojahedin.org/if/71db3e92-389b-4f64-8806-1d1bcb57ebc1"></iframe>
										
									

گزیده ها

تازه‌ترین اخبار و مقالات