در نظام فاسد آخوندی، دیگر سرقت در شب و با نقاب انجام نمیشود، روز روشن و با امضای رسمی جیب مردم را خالی میکنند و اسمش را تصمیم اقتصادی میگذارند. بعد هم با کلی ترفند و تبلیغ و طلبکاری، بر صغیر و کبیر منت میگذارند که یک میلیون تومان یارانه واریز میکنیم...
سفرههای خالی و شعلههای خشم مردم هم محصول همین غارت و سرقت سازمانیافته است. خشمی که کارشناسان و مهرههای ریز و درشت نظام را وادار میکند یک در میان آژیر خطر بکشند.
روز سهشنبه ۲۱بهمن یک کارشناس حکومتی در گفتگو با روزنامه توسعه ایرانی گفت: «حدود ۱۰۰میلیارد دلار واردات داریم، با تصمیم افزایش ناگهانی نرخ ارز، ارزش ریالی این ۱۰۰میلیارد دلار چند برابر شد و یک بحران نقدینگی بهوجود آمد». بعد هم بدون پردهپوشی نتیجه گرفت: «ماحصل این کار تورم است. اگر همین ۱۰۰میلیارد دلار را در نرخ ۷۰هزار تومانی ارز ضرب کنیم، حدود ۷۰۰هزار میلیارد تومان فشار به بازار وارد شده است».
بعد هم ترجمه اجتماعی این عدد هولناک را اینطور توضیح میدهد:
«تقریباً به هزینه زندگی هر ایرانی ماهانه ۱۰میلیون تومان اضافه شده، اما تنها یک میلیون تومان به او پرداخت میشود. یعنی ۹میلیون تومان مستقیم از جیب مردم زده شده است».
همین روزنامه در مطلبی دیگر، با اشاره به «آتشی از خشم که زیر خاکستر پنهان شده»، هشدار میدهد «ریشههای نارضایتی کاملاً روشن است» و «سکوت یا توجیه خونهای ریختهشده، جامعه را به سمت انفجارهای بزرگتر هدایت میکند».
از سوی دیگر، خبرگزاری رسمی نظام (ایسنا) تیتر میزند: «نورچشمیها ۱۰میلیارد دلار برای خرید ملک از کشور خارج کردند» و میافزاید:
«۶.۵میلیارد دلار فقط برای واردات خودرو هزینه شد تا ۴۰۰هزار نفر صاحب خودروهای لوکس شوند، در حالی که این پول متعلق به ۹۰میلیون نفر است».
نتیجه روشن است: مردم و جامعهیی که همزمان قتلعام و غارت و سرقت ثروت و سرمایههای ملی را تجربه کرده است، دیگر تن به تکرار این بازی نمیدهد.
وقتی خودیها از «خشم خفته» و «انفجار بزرگتر» مینویسند، یعنی آتش قیام زیر خاکستر نظام زنده است؛ آتشی که اینبار نه با وعده مهار میشود و نه با سرکوب خاموش!